Real Time Web Analytics اثبات وجود خدا با علم

خدا چیست؟ آیا کوانتوم وجود خدا را اثبات می کند؟!

147

در این مقاله میخواهیم اساسی ترین سوال هر انسانی را مطرح کرده و در علم و به طور اختصاصی تر در کوانتوم، به دنبال وجودی به نام خداوند بگردیم. آیا می توانیم وجود خداوند را با دلایل علمی اثبات کنیم؟! با دیپ لوک همراه باشید…

اگر یادتان باشد در مقاله ای تحت عنوان “آیا کوانتوم به فلسفه نیاز دارد؟” در مورد لزوم وجود فلسفه در کنار علم، بحث کردیم. با نتیجه ای که گرفتیم حالا به سراغ چالش های فلسفی نظریه ی کوانتوم رفته و آنها را بررسی می کنیم. اولین و بزرگترین سوالی که می تواند هر یک از ما را به عنوان یک انسان متعالی، درگیر کند، اثبات وجود خداست: یک قدرت و شعور نامتنهاهی که خالق کل کائنات است. اما سوال مهم تر اینجاست که در کجا باید به دنبال خدا بگردیم؟ در فلسفه، در ادبیات یا در علوم تجربی مانند فیزیک و شیمی یا حتی در وجود خودمان؟ اندیشمندان مختلف در این مورد، نظرات مختلفی داشته اند. از آنجایی که در دیپ لوک، دنیای کوانتومی را رصد می کنیم، در این مطلب هم سعی می کنیم سوال خود را در این حوزه، بررسی کنیم.

علم فیزیک را می توان مادر علوم تجربی نامید و احتمالا به همین دلیل است که اکثر کسانی که در علم، به دنبال خداوند می گردند، به سراغ فیزیک می آیند. از ابتدای قرن بیستم که سرو کله کوانتوم در فیزیک، پیدا شد، این داستان بسیار جنجالی تر و البته پیچیده تر شد. علمی که برای اولین بار، قانون علیت را به نوعی، زیر سوال برد. به همین دلیل، دوره تولد کوانتوم را می توان یکی از نقاط عطف درگیری فلسفه و علم دانست. به جرات می توان گفت، بسیاری از بنیان گذاران کوانتوم  (یا همه آنها)، فلاسفه بزرگی بودند که به شدت از تفسیر خود از مکانیک کوانتومی، دفاع می کردند. (در آخرین قسمت کلاس های درس کوانتومی، مهم ترین این مکاتب فلسفی را بررسی خواهیم کرد).

دانشمندان فیلسوف همواره به سه دسته تقسیم می شوند: عده ای خدا باور و عده ای ملحد یا خداناباور که هر کدام می کوشند به کمک استدلال های علمی، وجود خدا را اثبات یا رد کنند. هنوز هیچ پیروزی از میدان این نبرد، بیرون نیامده است! شاید اصلا نبرد در این میدان اشتباه باشد: این نظر دسته سوم دانشمندان فیلسوف است! به نظر آنان، نباید در علم به دنبال خدا گشت. آنها معتقدند علم در درجه ای قرار ندارد که بتواند یک موجود فرامادی را اثبات کند و شاید هیچگاه هم به چنین درجه ای نرسد! هنوز مشخص نیست حق با کدامیک از این سه دسته است. هر کس می تواند با مطالعه استدلال ها این سه دسته، به یکی از آنها بپیوندد.

یکی از استدلال های اثبات خداوند که توسط پروفسور Fr. Robert Spitzer در کتاب New Proofs for the Existence of God (نشانه های جدیدی برای وجود خداوند) آمده را می توانید از فایل زیر مطالعه کنید.

centralgalactic512

اثبات وجود خدا به کمک علم (نوشته پروفسور اسپیتزر)

اثبات وجود خداوند در تاریخ علم، بحث های زیادی را به وجود آورده است. بسیاری از دانشمندانی که البته فیلسوفان بزرگی هم هستند، به ذاتی لایتناهی به نام خداوند اعتقاد دارند و البته عده ای دیگر مانند استیون هاوکینگ، وجود چنین قدرتی را بیهوده و غیرلازم می دانند.

برای پاسخ به این سوال که آیا خداوندی جهان را خلق کرده است، باید قدم به قدم  مراحل زیر را طی کنیم:

۱- هرچیزی که آغازی دارد، علتی دارد.

۲- کائنات، آغازی داشته است.

۳- بنابراین کائنات هم علتی دارد.

قدم اول همان قانون علت و معلول است که می گوید هر معلولی، علتی برای به وجود آمدن دارد، در غیر اینصورت ماده از هیچ به وجود آمده است که به هیچ وجه منطقی نیست.در گام دوم باید اثبات کنیم که جهان آغازی داشته است و برای اینکار از علم کمک میگیریم و  در مرحله ی سوم فقط باید از مرحله ی قبل، نتیجه گیری کنیم.

شواهد آغاز جهان

برای اثبات آغاز داشتن کائنات، چندین شاهد و دلیل علمی در دست داریم. یکی از این شواهد، قوانین ترمودینامیک هستند که به صورت زیر بیان می شوند:

قانون اول: میزان کل انرژی-جرم در جهان، ثابت است.

قانون دوم: میزان انرژی در دسترس برای کار در حال کاهش است یا به عبارت دیگر انتروپی در حال افزایش و در حال رفتن به سمت ماکسیمم است.برای کسانی که با مفهوم انتروپی آشنایی زیادی ندارند باید بگویم که انتروپی یک کمیت ترمودینامیکی بوده و معیاری از نحوه ی توزیع انرژی است، به طوری که هر چه میزان پخش انرژی بیشتر باشد، انتروپی نیز بیشتر خواهد بود. به نظر من اینکه از انتروپی به عنوان “بی نظمی” یاد می کنند، کاملاً اشتباه است، در طبیعتی با چنین قوانین دقیقی، بی نظمی معنا ندارد، درواقع وقتی تمام انرژی در یکجا متمرکز شده باشد، انتروپی مینیمم(مانند آغاز جهان) و زمانیکه انرژی بین بخش های مختلف به طور یکسان، پخش شده باشد، انتروپی ماکسیمم مقدار خود را دارد که این یعنی عدالت، نه بی نظمی!

بگذریم، حالا باید از این دو قانون نتیجه گیری کنیم: اگر میزان کل انرژی-جرم محدود باشد و میزان انرژی قابل استفاده، در حال کاهش باشد، بنابراین جهان نمی تواند تا ابد وجود داشته باشد وانرژی اش روزی تمام خواهد شد. هر بخش از جهان، دمای یکسانی (انتروپی ماکسیمم) خواهد داشت. بنابراین نتیجه ی واضح این است که جهان در زمان معینی و با مقدار بسیار زیادی انرژی  آغاز شده است و اکنون در حال مصرف این انرژی است.

در اخترفیزیک نیز، کشف مهمی وجود دارد که به آغاز و خلق کائنات اشاره دارد و ثابت شده است که جهان ما در حال تورم و انبساط است و تا ابد به این تورم ادامه خواهد داد. این کشف، دلیلی قوی است که ثابت می کند جهان در حال تورم، روزی در یک نقطه متمرکز بوده و در واقع شروعی در زمان داشته و از یک زمان خاص آغاز شده است.

پس چه کسی خدا را خلق کرده است؟!!

حال ممکن است برای عده ای این سوال پیش بیاید که اگر هر چیزی که آغازی داشته، حتما علتی و خالقی هم دارد، پس خالق خدا کیست؟ پاسخ به این سوال در فهم نکته ی ظریفی نهفته است: ما در استدلال خود گفتیم هر چیزی که آغازی داشته باشد، علت و خالقی خواهد داشت، اما مسئله اینجاست که خدا آغازی نداشته است! طبق قانون نسبیت عام اینشتین که در کنار کوانتوم، یکی از نظریات انقلابی قرن بیستم بود و  آزمایش ها هم آن را اثبات کرده اند، زمان به ماده و فضا ارتباط دارد، بنابراین زمان خودش با ماده و فضا آغاز شده است! پس بحث کردن در مورد زمان قبل از خلق کائنات کاملاً اشتباه است. زیرا زمان خود با کائنات متولد شده است. اما خدایی که ما از او حرف میزنیم خالق کل کائنات و من جمله زمان است! بنابراین خدا با زمانی که خودش آن را آفریده، محدود نمی شود و در آن نمی گنجد.در نتیجه خداوند، آغازی در زمان نداشته و در نتیجه نیازی به علت و خالقی ندارد! در مقالات آینده خواهیم دید تفسیر کپنهاگی مکانیک کوانتوم  هم خدا را بیرون از سیستم مشاهده کننده و مشاهده پذیر قرار می دهد. تفسیر کپنهاگی می گوید واقعیت، معلول اندازه گیری است و تا ما چیزی را اندازه گیری نکنیم آن چیز وجود نخواهد داشت! اگر تمام این دلایل را کنار هم بگذاریم، می توانیم نتیجه بگیریم که کائنات توسط یک قدرت ماورای کائنات و فوق طبیعی خلق شده است. این شواهد همچنین نشان می دهند که این قدرت فوق جهانی، بسیار باهوش و باشعور است.

فرد هویل (Fred Hoyle) یکی از برجسته ترین اخیرفیزیکدانان و البته یکی منکران سرسخت خدا، با سنجش این شواهد؛ به کلی نظرش تغییر کرد. هویل می گوید:

 چرا شما نباید به خودتان بگویید: قطعاً یک شعور فوق العاده باهوش، ویژگی های اتم کربن را طراحی کرده است، در غیر اینصورت احتمال پیدایش من از چنین اتمی از طریق نیروهای تصادفی طبیعت، ناچیز است؟”  البته که باید این سوال را از خودتان بپرسید! تفسیر حقایق نشان می دهد که یک ابرشعور یا ابر عقل، این جهان را با فیزیک، شیمی و زیست شناسی خلق کرده است،چرا که نیروهای تصادفی طبیعت، قادر به انجام چنین کاری نیستند.

از طرفی افرادی مانند استیون هاوکینگ و ریچارد داوکینز، که اولی یک فیزیکدان نظری و دومی یک زیست شناس فرگشتی است، هر کدام با استفاده از حوزه تخصصی خود، وجود خداوند را رد می کنند. مثلا هاوکینگ می گوید در کوانتوم، ذره می تواند از هیچ به وجود آید. در حالیکه این استدلال، کمی عوام فریبانه است، چرا که مفهوم “هیچ” در فیزیک با مفهوم آن در عوام، تفاوت دارد. در واقع، “هیچ” در عوام به معنای “عدم” است، در حالیکه “هیچ” در فیزیک، یک میدان است و به معنای عدم نیست. بنابراین، لازم است در مورد هر استدلالی (چه در اثبات و چه در رد خدا) کاملا تحقیق کنید و  تنها به این دلیل که یک دانشمند مشهور آن را بیان می کند، قانع نشوید!

آیا استدلال بالا، درست و منطقی است و آیا شما را قانع می کند؟ تعریف شما از خدا چیست؟ آیا راه دیگری برای اثبات خدا می شناسید؟

با کلیک روی این متن می‌توانید سوالات فلسفی خود را در مقاله «آیا علم آینده با چارچوبی جامع‌تر می‌تواند به تمام سوالات بشریت پاسخ دهد؟!» از دکتر مهدی گلشنی بپرسید

زاده‌ی اردیبهشت ۶۹ و دانشجوی دکترای شیمی کوانتوم محاسباتی در دانشگاه شهید بهشتی است.او علاقمند به دنیای کوانتوم، تکنولوژی، فوتبال و موسیقی بوده و علاوه بر سردبیری دیپ لوک، به طراحی وب و نویسندگی در گجت نیوز، بیگ تم و ماهنامه GB جی اس ام مشغول است.

گفتگو۱۴۷ دیدگاه

  1. سلام سرکارخانم ریاحی بهتون تبریک میگویم انصافا مطالبتون در سطح عالی و برگزیده هست از طرفی خودتون هم فرهیخته هستین من بصورت اتفاقی شما را در گوگل پیدا کردم داشتم برای وردپرس میگشتم دیدم نمیشه از محتوای تاپتون گذشت و نشستم ی شب تقربیا بیشتر محتوای سایتتون را خوندم با اجازتون خیلی استفاده کردم امیدوارم همچنان پرانرژی پیش برید و پرچم سایتتون بالا باشه . البته جذابیت کارتون اونوقت بیشتر بود برام که رشته تحصیلیتون شمی کوانتومی هست وفعالیت در فضای مجازی وردپرس هست هرچند خودمن هم فیزیک خوندم ولی به تجارت الکترونیک و اینترنت مارکتینگ شدیدا علاقه دارم . اما نمیتونم نگم که اونایی علوم پایه خوندند اکثرا از ورود ببه علوم بین رشته ای مثل اثبات وجود خدا به کمک علم و امثال اینا ناگزیرند و من نیز بحسب علایق شخصی خود و ارضا ء تفکر خود وارد این حوزه شدم . بهرحال خیلی خوشحال هستم که با نوشته های شما آشنا شدم .و دوست دارم با اجازتون نوشته هاتون را دنبال کنم .
    شاد و پرانرژِ ی باشد

    • ناهید سادات ریاحی

      دوست عزیزم از کامنت مثبت و پراز لطفتون ممنونم. خوشحالم نوشته هام براتون مفید و جذاب بوده. در کل اعتقادم اینه که انسان نباید تک بعدی باشه و به همین خاطر،خودم علاوه بر اینکه این سایت رو به خاطر علاقه ی شدیدم به کوانتوم راه انداختم، در سایت های گجت نیوز و بیگ تم در دو فیلد کاملا متفاوت تکنولوژی و اموزش طراحی وب مقاله میذارم
      . برای دیپ لوک برنامه های بزرگ و بسیار جذابی داریم و مطمئنم به کمک همراهانی چون شما، بسرعت رشد خواهد کرد.

      • هاوکینگ در مصاحبه‌ای در سال ۲۰۱۴ با نشریه ال‌موندو، به طور قطع وجود خدا را انکار کرده و می‌گوید: «ال موندو [به معنای جهان در اسپانیایی] حاصل پدیده‌های علمی قابل توضیح است.» و «طبیعی است که پیش از درک دانش به خلق هستی به دست یک خداوندگار باور داشته باشیم. اما اکنون و در این عصر، دانش توضیحی مجاب‌کننده‌تر در اختیار ما قرار می‌دهد.» سپس خبرنگار «ال موندو» بازهم از نظریه پیشینِ هاوکینگ در کتاب «تاریخچه مختصر زمان» مبنی بر «کمک دانش به درک اندیشه خداوندگار توسط بشر» پرسیده‌است. هاوکینگ در پاسخ توضیح داد: «منظور من در آنجا این بود که اگر بر همه چیز عالم شویم، به درک اندیشه خداوند نیز نائل خواهیم آمد، با این قید که اساساً خدایی وجود داشته باشد، که این چنین نیست. من خداناباور هستم.
        https://en.wikipedia.org/wiki/Stephen_Hawking

  2. سلام سرکارخانم ریاحی وقت بخیر . یک سوال داشتم من دنبال یک پلاگین برای ضبط نظرات صوتی استفاده کنم شما احیانا چنین چیزی یا مشابه این ندیید من خیلی گشتم تو سایتهای خارجی چندتا دیدم که باید ترجمه بشه و سالیانه مبلغی هم می گیرند گفتم فارسی هم داریم یانه؟
    ممنون
    شاد و پرانرژی باشید

    • ناهید سادات ریاحی

      دوست خوبم در این زمینه پلاگین زیادی وجود نداره و برخی از پلاگین هایی هم که موجوده، آپدیت نشدن، اما من لینک دانلود ۴ تاشو براتون گذاشتم. در مورد ترجمه و فارسی سازی هم، خیلی راحت میتونید فایل pot در فولدر language یا translation پلاگین رو در برنامه ی poedit باز کنین و یکی یکی فیلدها رو ترجمه کنین. اگه حتی کمی هم با انگلیسی آشنا باشید، کار بسیار راحتیه.
      Audio Comments Plugin
      Riffly Webcam Video Comments
      Evoca Voice Comments Recorder
      Comment Attachment

  3. سپاس بابت پست بسیار زیبا حین خوندن متن این پست یاد پروفسور پلانک افتادم و اینم براتون پیدا کردم :
    سخن پروفسور ماکس پلانک:

    « قوانین مسلم فیزیک » به ما می گوید که اجزاء مرکب عالم خلقت ، بر حسب تصادف پهلوی یکدیگر قرار نگرفته اند،
    بلکه طبق یک نقشه ی دقیق و یک نظم کامل به هم پیوسته اند .

    هر چند ظاهرا این عقیده ی پزیتیویست ها صحیح به نظر می رسد ؛
    اما باید در نظر داشت که نتایج اندازه گیری های فیزیکی به هیچ وجه تابع شخصیت فرد ناظر ، و زمان و مکان اندازه گیری نیست !
    و هر کسی در هر زمان و مکان می تواند اندازه گیری های مربوطه را تکرار و به همان نتیجه ی قبلی برسد .

    و لذا می توان گفت که این اندازه ها و نتایجی که از آنها عاید می شود، وابستگی به افراد بشری نداشته و حقیقی می باشند.
    و بشر به وسیله ی اندازه گیری های خویش ، فقط به « کشف » آنها موفق شده است.

    نکته ی قابل توجه این است که نظریات علمی ای را که به وسیله ی این قبیل اندازه گیری های عمومی تائید نشده باشد، به هیچ وجه نباید جزء قوانین و قوائد علمی به شمار آورد .

    این قبیل « نظریات و فرضیه های علمی » را نباید با « اصول علمی » اشتباه کر د .

    آنچه از « قوانین مسلم فیزیکی » به دست می آید ، این است که اجزاء مرکب عالم خلقت ، بر حسب تصادف پهلوی یکدیگر قرار نگرفته اند،
    بلکه طبق یک نقشه ی دقیق و یک نظم کامل به هم پیوسته اند .

    • ناهید سادات ریاحی

      مرسی از نظر و توجهتون دوست عزیزم، تو برنامم بوده، ایشالا حتما در اولین فرصت ، بخش امتیاز دهی رو اضافه میکنم. البته امیدوارم همیشه مطالبم طوری باشه که امتیاز مثبت به دیپ لوک بدین!!

      • سلام خانم ریاحی وقتتون بخیر
        میخوام ابتدا بابت تمامی زحماتتون چه در این وب سایت و چه در وب سایتهای دیگه تشکر کنم
        مقالتون رو با عنوان: “خدا چیست؟ آیا کوانتوم وجود خدا را اثبات می کند؟!” کامل خوندم. این نکته رو عرض که من فیزیکدان یا کیهان شناس نیستم و تنها یک علاقمند هستم که این مطالب رو مطالعه می کنم
        همیشه این موضوع برای من سوال برانگیز بوده که چطور ممکنه یک فیزیکدان یا یک کیهان شناس یا یک زیست شناس با دانشی که مبتنی بر علم بدست آورده همواره بتونه به وجود خدا اصرار بورزه.ما میدونم که علم ناقص هست و تقریبا همیشه به زمان وابسته هست. اما این رو هم میدونم که تنها علم قادر به تعیین قوانین حاکم بر جهان هستیت.درواقع فقط علم هست که میتونه پاسخ های منطقی و قابل راستی آزمایی از قوانین حاکم بر جهان هستی به ما ارائه بده. خیلی از فیزیکدان های امروز مطمئن نیستند که درک درستی از آغاز جهان داشته باشند.خیلی از اونها امروز شهامت این رو پیدا کردند که ادعا کنن بیگ بنگ نقطه آغاز جهان نبوده. استدلال های شما درباره اینکه خدا به زمان محدود نمیشه خوندم و خیلی تعجب کردم. به نظر من اساس فیزیک بر مبنای ماده هست بدون ماده فیزیک بی معناست.زمان هم از ماده جدا نیست. زمان هم بعد چهارم فیزیک هست. حالا سوال من از شما اینه… بر اساس این قانون بنیادین فیزیک که: “علت همیشه قبل از معلول اتفاق میوفته” چطور ممکنه یک چیز غیر مادی بر ماده اثر بگذاره؟ تصور من این هست که فیزیک کوانتوم نه تنها مطلقا با غیر ماده سرو کار نداره بلکه بیشتر وقت ها با ارتباط بین ذرات تشکیل دهنده ماده سرو کار داره. خوده اون ذرات هم با نام های مختلف به نوعی ماده محسوب میشن چون جرم دارن و قابل اندازگیرین. چرا ما حاضریم برای این قانون بنیادین یک همچین استثناء بیهوده ای قائل بشیم.
        نکته بعد اینکه خیلی مایلم بدونم شما چطور می تونید بگید میزان توضیع انرژی میان ذرات اولیه عادلانه بوده؟!!! شاید گفته شما در انتروپی ماکسیموم که احتمالا در پایان جهان هم اتفاق میوفه درست باشه اما اگر در ابتدا انرژی بصورت یکسان میان تمام ذرات توضیع شده بود چطور ممکن بود که همجوشیه هسته ای صورت بگیره و بدنبال اون ستاره ای متولد بشه. من کاری به شکل الان جهان ندارم ولی بدون تردید جهان ما حاصل یک بی نظمی در ذرات اولیه بوده
        خانم ریاحی توجه داشته باشید که ما تا همین جای بحث هم فرسنگها از تعاریفی که ادیان ابراهیمی از خدا دارند فاصله گرفتیم.
        و سوال آخر اینکه چیزی که فیزیکی نیست رو اصلا چطور میشه درک کرد؟

        • ناهید سادات ریاحی

          سپاسگزارم دوست خوبم. متاسفانه شما متن رو به دقت نخوندین! اتفاقا من گفتم در ابتدای جهان انتروپی(یا همون توزیع عادلانه) صفر بوده و در پایان جهان به ماکسیمم مقدارش(یعنی عادلانه ترین توزیع) خواهد رسید.
          من اینجا قرار نبوده خدا رو طبق ادیان ابراهیمی تعریف کنم که! بلکه من با چند شاهد علمی، استدلال کردم
          و در نهایت اینکه ما بسیاری از چیزهایی که فیزیکی نیستند رو درک می کنیم، ذهن ما قادر به درک فراماده هست.

          • سلام خانم ریاحی وقتتون بخیر
            بله درست می فرمایید من متن رو اشتباه خونده بودم و عذر میخوام.
            خانم ریاحی ذهن ما قادر به درک خیلی موضوعات هست ولی آیا درک ما نسبت به اون موضوعات درست هستند؟
            زمانی بشر اینگونه درک می کرد که سطح زمین صاف هست
            همینطور تصور میکرد که خورشید در حال گردش به دور زمین هست
            یا…
            ولی آیا بشر درک درستی داشت؟
            من موافقم که ذهن انسان قادر به درک خیلی چیزها هست بنظر من به همین دلیل هم بود که فلسفه متولد شد.
            اما فکر می کنم بهتر هست ما اجازه بدیم تنها علم با کمک زمان به پرسش های ما پاسخ بده.

          • البته این رو هم باید اضافه کنم که رد کردن وجود ضد ماده کاره ساده ای نیست
            اما آخه چیزی که نه ماده باشه و نه ضد ماده (خدا) پس چی هست؟
            اصلا چطور میشه این رو درک کرد؟

          • درود و وقت بخیر .
            نمی ذانم که بر این پست اکنون نیز پرداخته میشود یا خیر ، بهرحال ……
            استدلال شما بر استنادات تان دلالت دارد ،
            و اقامه شد .
            برای رسیدن به نتیجه !
            با مغالطه ی سرچشمه را گل آلود کردن ، ممکن است که به نتیجه ی دلخواه برسید ، ولی لزوما به پاسخ صحیح آن راه نبرده اید .

            یک اصل علمی ، با وارد بودن نخستین دلیل نقض از درجه ی اعتبار ساقط است ، و اگر مدل بهتری جایگزین آن پیشنهاد شد که همان پدیده را ساده تر و کامل تر توصیف کرد ، مدل پیشین کنار گذاشته می‌شود ، نه اینکه اشتباه باشد ، نخیر ، بعلت اینکه دیگر نیازی به آن نیست .
            شما از جهانی دم می زنید که بی نظمی آن کاملا فاحش است .
            جهان هستی ، بیش از ۹۹% آن__تاجایی که علم بر آن دانش یافته است__بعلت وجود گازها و گرد و غبا سمی فاقد شرایط حیات می باشد بعنوان مثال: فاصله ی نامناسب خورشید و زمین ….. ._ جاذبه ی بیش از حد …و..و..و…… ، کهکشان ها هدف و نظم مشخصی ندارند ، این علم است .
            در این مقاله ی شما ، به هیچ عنوان انرژی تاریک جایی نداشت ؟

            با احترام_یک دوست.

        • سلام مارتین
          ۱٫دقیقاً همین که “جهان اگر آغاز داشته باشه محکومه به داشتن خالق”، باعث شده که دانشمندان بی خدا بحث جهان متوالی و بدون شروع رو پیش بکشند؛ و “وجود خارق العاده ی پیچ های تنظیم در جهان” باعث شده تا برای توجیهش و انکار خدا جهان های موازی رو پیش بکشند. امّا تا اونجا که بنده مطالعه کردم، هیچ مدرکی برای این دو ادّعا نیست و نیروی پیش برنده ی این دانشمندان، انگیزه ی آن ها برای حذف نیروی تدبیرکننده ی جهانه. این فرضیه ها خوبه، ولی اصرار اکیدی که بر اونها شده کاملاً مغرضانه بوده نه از سر شهامت.
          ۲٫ کدام دانشمند گفته علّت قبل معلول اتّفاق می افته؟؟
          علّت همواره هم زمان با معلول اتّفاق می افته: تا زمین نباشد ما به پایین جذب نمیشیم؛ و به محض این که زمین موجود شد-بلافاصله- ما به پایین جذب میشیم. تا آهن ربا را بالای سر آهن نگیریم آهن به بالا جذب نمیشه؛ و به محض این که آهن ربا را بالای سر آهن گرفتیم، به بالا جذب میشه.
          ۳٫ در کلمه ی عادلانه مناقشه ای نیست…باید توجّه داشت مادامی که رفتار ذرّات بر اساس قانون است(قوانین فیزیک) سخن صحیحی نیست که آن را بی نظم بنامیم…ولو کاتوره ای باشه. کلمه ی بی نظمی فقط برای تقریب به ذهنه وگرنه توصیف دقیقش “نظم پیچیده” ست.
          ۴٫ هرچه که هست نیازی به درک نداره. شما هستید، ولی من شما رو درک نمی کنم؛ و این مشکلی ایجاد نمیکنه، بلکه به یک صفحه ی پلاستیکی(تبلت) با انگشت ضربه می زنم تا با شما ارتباط برقرار کنم!
          شک ندارم اگر یک نفر با تفکر شما از صد سال پیش بیاد و منو ببینه بهم میگه تو دیوونه ای…تو که طرف مقابلت رو درک نمیکنی تا بخوای باهش ارتباط برقرار کنی…اصلاً طرف مقابلی وجود نداره!!!

  4. I want to ask you what happened before the Bing Bang, recently explored that we can creat subatomic particle from nothing! there are many definition of nothing, I suggest you see the what happened before the Bing Bang movie produced in Canada on this subject, It is including many reasons from many great scientists
    Hope that this help

  5. سلام سرکار خانم ریاحی
    با تشکر از مطلب سلیس و سودمندتون؛ پیشنهاد می کنم به لینک زیر مراجعه بفرمایید که درش تصادفی بودن نظم جهان رو نقد کردم
    http://falsafeh.blog.ir/post/نظم-جهان-تصادفی-ست
    دو بحث هم مطرح کردید که مشتاقم از همین قلم سلیس مطالعه کنم:
    ۱٫ ارتباط زمان به ماده: در فلسفه ی اسلامی نیز چنین بحثی هست و مشتاقم نظر کوانتم رو با نظر ملّاصدرا مقایسه کنم.
    ۲٫ ارتباط واقعیّت با مشاهده گر-چیزی غیر از اثر مشاهده گر معروف که ما در حین مشاهده بر واقعیّت اثر می گذاریم و آن را تغییر می دهیم-

    • ناهید سادات ریاحی

      سپاسگزارم از اظهارلطف و مطلبتون. در مورد دو بحثی که فرمودید هم حتما به زودی مطلب میذارم ایشالا.

  6. سلام.ببخشید میخواستم نظریه ی استیون هاوکینگ درباره ی عدم وجود خدا را بدونم.این با اینکه بسیار فرد باهوشی است ولی با این حال خدا را تکذیب میکند.لطفا اگه میشه نظریه ی Big Bang رو بذارید.
    مــمــنون

    • ناهید سادات ریاحی

      دوست خوبم، هاوکینگ معتقده که در گذشته که انسان ها، علم کافی برای توضیح طبیعت رو نداشتن، اون رو به خدا نسبت می دادند، اما حالا علم پیشرفت کرده و نیازی به وجودی به نام خدا نیست و علم برای توجیه و توضیح طبیعت کافیه

      • نظریه ی هاوکینگ به نظر من اشتباهه.
        اگه خدایی نبود الان جهانی نبود.
        این جهان علتی داره به اسم خدا.خالق این جهان.
        پس نمیشه خالق یک چیز رو به اون چیز محدود کرد
        خدا واجب الوجوبه یعنی قبل از وجود وجود داشته

    • از مطالب خیلی استفاده کردم
      یه نکته به ذهنم می رسه ، ظاهرا بیشتر نظریه پردازهای غربی خدایی رو انکار میکنن که از کلیسا و قرون وسطی بهشون رسیده و در اینصورت اگه انکار نکنن باید شک کنیم
      البته یه مطلب دیگه هم هست که معمولا به دنبال این هستن که یه خدایی پیدا کنن که جزءی از اجزاء این عالم هست و باز هم یه همیچین خدایی ، انکار کردنی هستش ، نیست؟

      • ناهید سادات ریاحی

        خوشحالم مفید واقع شده. البته همه ی غربی ها منکر خدا نیستند، نمونش همین کتابی که من ازش مقاله ی بالا رو اقتباس کردم. بسیاری از فیزیکدانان غربی، در رشته ی فلسفه هم تحصیلات بالایی کسب می کنند و اتفاقا به اثبات وجود خدا از طریق ادغام فلسفه و علم کمک می کنند.
        همون طور که گفتم، خدا رو میتوان به عنوان شعور کائنات در نظر گرفت، نه یک موجود مادی

  7. سلام خانم ریاحی، مقاله بالا بسیار جالب بود و من با اجازه اتون با اسم خود شما اون رو در کانال تلگرامم قرار میدم.
    آدرس کانالم هست:
    telegram.me\jarfaa

    • ناهید سادات ریاحی

      سپاسگزارم دوست خوبم. با ذکر منبع، نه تنها مشکلی نداره، بلکه خیلی هم به سایت کمک میکنه

  8. سلام خانم ریاحی
    میخواستم بگم آیا روح توسط علم قابل اثباته؟ آیا هنگامی که کائنات و زمان بوجود اومد روح هم به وجود اومد؟ اگه اومد چه جوری؟
    من تو این زمینه ها تحقیقات زیادی کردم ولی به نتیجهای نرسیدم. خوشحال میشم که با همکاری هم به نتیجه ای برسیم.

    • ناهید سادات ریاحی

      دوست خوبم، دیدگاه غالب اینه که علمی مثل فیزیک فقط می تونه چیزی که حضور مادی داشته باشه رو اثبات کنه. دانشمندان (حوزه ی نوروساینس یا همون عصب شناسی) بر این باورند که روح ساخته ی مغز (ذهن) انسانه، ولی چیزی نیست که خودش به تنهایی و مستقل از ذهن وجود داشته باشه

  9. سلام خانم ریاحی، امکان داره کتاب New proofs for teh existence of God رو تو قسمت دانلود کده برای فروش بزارین؟ خیلی ممنونم میشم

    • ناهید سادات ریاحی

      دوست خوبم متاسفانه من هم اصل کتاب رو در اختیار ندارم، در این مقاله هم در واقع از مقاله های دیگه ای که این کتاب رو به عنوان رفرنس استفاده کردن، استفاده کردم.

  10. و اما در خصوص خدا چیزی بنده از فرازمین مشاهده کردم باتجربه سه روزه در کما و شش سال هم در جستجو و مطالعه بودم با افراد و کتابهای خیلی متنوع وسایهای مختلف اینترنت تا مشاهده خودم در کما به خودم اثبات بشود و آخر هم خودم به جواب رسیدم و چیزی که به دیگران باید گفت در خصوص خدا : با سخنی از زنده یاد حسین پناهی فیلسوف گمنام کشورمان که فرمودند :بام ذهن آدمی خانه خداست.یعنی هر کس به پهنای ذهن و شناخت و علوم و باوریات دینی که دارد در ذهن خود خدایی می آفریند و او را عبادت میکند یا میپرستد و عشقبازی میکند و… بنده هم موافقم با نظر ایشان و خودم به شخصه شاهد ماجرا بودم و هر کجا که آرامش بود و ما با چهار عنصری که خالق و به وجود آورنده ما هستند(آب.خاک.هوا وآتش نزدیک تر و مانوس تر بودیم خدا ملموس تر بود.چهار عنصری که خیام هزار سال پیش فهمیده و گفته ولی ما الآن در قرن بیست و یک با خرافات درگیریم.
    ای آنکه نتیجه چهار و هفتی وز چهارو هفت دایم اندر تفتی
    می خور که هزار بار بیشت گفتم باز آمدنت نیست چو رفتی رفتی۰۰۰

  11. سلام خانوم ناهید بابت مطالب سپاس زیبا بود من اتفاقی مطلبتونو توی گوگل پیدا کردم راستش خیلی وقته درمورد رابطه هایی در علم فیزیک و ریاضیات با متافیزیک میگردم و جدیدن هم تحلیل اتفاقات غیرمنطقی از نظر مغز انسانی اما درست در اخترشناسی و کوانتوم بهش اضافه شده مطالبتون با اینکه تکراری بود اما چون بصورت یک پکیج کامل و خلاصه بود به دلم نشست چه خوب میشد اگه میشد گروهی بشه توی تلگرام بسازیم تا بصورت زنده و مداوم بحث بشه این ایدی منه خوشحال میشم مطالب جدیدتونرو برام بفرستیدفکرش را بکن،
    چه مرگ قشنگی می تواند باشد
    تو از کوچه مرا صدا بزنی،
    و من از شدت شوق
    در و پنجره را با هم قاطی کنم ..web.telegram.org/#/im?p=@Samet1

  12. یه تعمیرکارموبایلم ولی شبها وقتی به ستاره ها نگاه میکنم شعور پشت کیهان رو حس میکنم یه چیزی هست هست میشه حسش کرد ()ستایشگر آفریدگار علم)

  13. هیچ فیزیکدانی امروزه ادعا نمی کنه خدا رو با علم میشه اثبات کرد!!‌ استدلال هاتون هیچ کدوم دقیق نیست . فقط یه مثال نکته میگم ببینید که ادعای خودتون رو خودتون رد کردید قبلا ! فضا و زمان همراه با پیدایش جهان پدید آمدن پس اگر به زمان صفر برگردیم که آغاز جهان هست دیگر قادر به رفتن به عقب و گشتن به دنبال قبل نیستیم . در حقیقت در زمان صفر و مکان صفر همه چیز در آن واحد یک جا و همزمان هستش . اگه قبلی وجود نداشته باشد دیگر نمی توان گفت جهانی نبوده و حالا وجود دارد . وقتی نه زمانی وجود دارد نه مکانی نمی توان بین علت و معلول فاصله زمانی یا مکانی گذاشت . پس علت و معلول همزمان و در یک مکان هستند . این بحث به بحث سینگولاریتی در فیزیک معروفه ! یکی از بزرگترین تناقضات فلسفی گشتن برای خدا قبل از وجود زمان هستش چون نمی توانیم زمانی پیدا کنیم مگر آنکه زمان را امتداد دهیم که در آن صورت در آغاز جهان نیستیم !!!

    • ناهید سادات ریاحی

      دوست عزیز نکته ای که شما در مورد آغاز زمان با مکان رو خودم در پایان مقاله به تفسیر توضیح دادم در موردش و چیز تازه ای نیست. نکته ی بعد اینکه ما دقیقا از فیزیک استفاده می کنیم تا بگیم خدا نمیتونه در قالب فیزیک توضیح داده بشه، چرا که یک جسم مادی نیست و اون رو یه موجود ماورایی خارج از عالم مادی تصور می کنیم

  14. سلام.با تشکر از خانم دکتر ریاحی . اینجانب مهندس برق هستم و حدود ۱۵ سال سابقه دارم ولی همیشه فیزیک و بخصوص نسببت را دنبال میکردم و علاقه داشتم و این اواخر کوانتوم را بسیار علاقه دارم واقعا عجیب و جذاب است کوانتوم . لطفا به گذااشتن مطالب کوانتوم ادامه دهید موفق باشید

  15. سلام خانم ریاحی با تشکر از مطالب فوق العاده من مسعود ۲۳ ساله دانشجوی نرم افزار
    علاقه زیادی به فیزیک کوانتوم دارم و معتقدم باید با دیدگاه منطقی این علم رو گزاره و استدلال کرد…
    لطفا درباره جهان های موازی و انرژی تاریک مطالب با چنین نحو بیان پست کنید

  16. کسی باعث شده که ما اینجاییم حتی کیهان رو طوری طراحی کرده که موجودات باهوش رو بوجود بیاره البته با پوزش از اساتید نظر خودمه : وقتی تو یه سیاره حیات هوشمند بوجود میاد توانایی حفظ خود در برابر خرده سیارکهارو پیدا میکنه و میتونه به تمدن خود تا پایان عمر کیهان ادامه بده ولی موجوداتی که هوشمند نمیشن حتی با فرصت چندین میلیون ساله که به اونها توسط روال کار کیهان داده میشه از دید خالق ارزشی نداشته و به صورت اتوماتیک وار توسط خرده سیارکها نابود میشن (نابودی دایناسورها بعد از میلیونها سال تکامل در شصت میلیون سال پیش)در حالی که ما شاید بعد از صد سال توانایی کامل در برابریک خرده سیارک بزرگ را خواهیم داشت
    نتیجه :شاید هوشمند شدن تمدن های داخل کهکشانها بعد از میلیونها و یا حتی میلیاردها سال و نزاع این تمدنهای کیهانی باعث از بین رفتن اون دنیاها و بوجود آمدن بیگ بنگ های متوالی شده است (بالاخره بعد از چند میلیارد سال بعد همین نوادگان ما به چه قدرتهای کیهانی که دست پیدا خواهند کرد مقایسه کنید قدرت منجنیقهای قدیمی رو با بمب هیدروژنی تزار تو یه برنامه علمی دیدم که یه فیزیکدان آمریکایی پیش بینی کرده بود که همین تمدن ما در صورت بقا تا یک میلیارد سال بعد توانایی جابجایی محتویات یک کهکشان رو پیدا خواهد کرد

  17. با تشکر از خانم ناهید ای کاش خدا رو اثبات میکردید خیالم راحت میشد دوست دارم حتی تبدیل به خاک شدم صاحبی داشته باشم

    • ناهید سادات ریاحی

      دوست عزیز همون طور که در خود متن و در پاسخ به کامنت ها هم اشاره کردم، خدا موجودی ماورایی و غیرمادی است و نمیشه اون رو به کمک فیزیک به طور کامل اثبات کرد، چون فیزیک فقط میتونه دنیای مادی رو توضیح و تفسیر کنه. خدا شعوری هست که با قوانین فیزیک و اجسام مادی، کاملاً قابل اثبات نیست، این چیزیه که هرکسی باید به کمک شعورش ثابتش کنه

  18. خیلی ممنون ناهید خانم از پاسخ شما اگه امکانش هست وفرصت کردید بحث کوانتوم رو به صورت ساده توضیح بدید تا بنده متوجه بشم چون تو این برنامه ها هر چی نگاه میکنم و حتی ضبط میکنم دقیق متوجه نمیشم ولی احساس میکنم بحث بسیار جالبی میباشد با تشکر فراوان

  19. با سلام خدمت شما ناهید خانم بنده خیلی تعجب میکنم که در علم کیهان شناسی چرا دانشمندان موقع رسیدن به یک خالق سعی در تعویض خالق با نظریه های علمی جدید میباشند مثل ایده آل بودن تمام نیروهای کیهان برای بوجود آمدن ما که حقیقتا ثابت کننده خالق میباشد را با نظریه دنیاهای متفاوت سعی در از بین بردن خالق میکنند اگه دنیاهای متفاوت و یا بیگ بنگ های متفاوت ویا نبود خالق موقعی که زمان و مکان نبود همه اینها به کنار برای اثبات خالق کافیه به خودمون فکر کنیم بزرگترین راز کیهان خود ماهستیم موجوداتی که از خاکسترستاره ها بوجود آمده ودرباره خالق هستی تفکر میکنند اگه خالق کیهان رو بدون موجودات هوشمند بوجود می آورد عین خونه ای بود که هیچ سکنه ای نداشت به نظر من ارزش اون نوزادی که موقع بزرگ شدن از خود خواهد پرسید که خالق این دنیا کیست برای خداوند بیشتر از خورشیدیست که یک میلیون برابر زمین بزرگی دارد

  20. سوال اصلی من اینجاست
    ۱-دعوا سر اسم نیست اسم ماده رو خدا بذاریم یا قوانین فیزیک یا…. بحث سر هدفمندی و یا تصادف هست یعنی این قانون یا عقل کل یا خدا نشسته فکر کرده از ازل تا ابد رو دیده طرحی نو درانداخته یا ریشه این شکل گیری و تحولات بر اساس تصادف بوده که باید با احتمالات ریاضی توضیح داده شود که میشه بی خدایی آنچه که از عدم قطعیت هایزنبرگ که طبق مقالات شما حتی در آزمایشگاه ثابت شده است من لااقل فهمیدم کاملا تصادفی است به عبارت دیگه پیدایش بدون علت یا خودبه خودی ناقض خداباوری نیست چون خود خدا همین است مسئله شعور برنامه‌ریزی برای کاینات و این بحث ها هست که اگه جریان تکامل را تصادفی بدانیم این یعنی خداناباوری که ظاهرا علم چه در زیست و چه در فیزیک به تصادف رسیده است
    ۲- تا آنجا که من شنیدم هر چه جلوتر میرویم دانشمندان بیشتر خداناباور میشوند چون علم تصادف را بیشتر ثابت میکند تا برنامه‌ریزی از قبل در برنامه ای در مورد صحبت های هاوکینگ دکتر نیری که دکترای فیزیک هستند در صدای آمریکا آماری دادند که امروزه ۹۵ درصد زیست شناسان آمریکا و ۷۷ درصد فیزیکدان آمریکا خداناباور هستند که روند نوابغ دنیا شدیدا صعودی به سمت خداناباوری است مسلما اونها چیزای بیشتری از ما میدانند و نکته اینجاست که جو عوام در دنیا بیشتر خداباورانه هست که به نظر میرسه آمار واقعی بالاتر هم باشه عده ای ملاحظه می کنند عده ای می ترسند و…
    ۳- سعی کنیم واقعیت رو ببینیم نه آنچه که دوست داریم جای واقعیت بذاریم و این دلیل روانی بسیاری ازخداباوری ها است که اگه این را هم بگیریم از خداباوران جو باز هم شدیدتر علیه خداباوری می شود.
    در مورد یک از دید منطقی سعی کردم بگم
    و در دو و سه با توجه به اینکه شخص من احتمالا اشکال داشته باشم سعی کردم از اجماع نوابغ استفاده کنم.

    • ناهید سادات ریاحی

      دوست خوبم، نکته ی ظریفی که اینجا وجود داره اینه که خدا رو یه وجود باشعوری بدونیم که فطرت شخصی هر آدمی بهش نیاز داره، یعنی ما به طور فطری، به داشتن یک شعور جهانی، احساس نیاز میکنیم و به نظر من لزومی نداره با بالا و پایین کردن فرمول ها، این نیاز رو سرکوب کنیم. هر کسی میتونه برای خودش خدایی داشته باشه! به همین سادگی!

      • ممنون دوست خوبتر، ولی چرا احساس نیاز می کنیم؟ این احساس نیاز از کجا میاد شاید یه ضعف روانیه، من فرضم اینه اینجا جو علمیه و شما هم همینطور درنتیجه همون قسمت سوم حرف من که نباید واقعیت رو با آنچه که دوست داریم تعویض کنیم و الا منم مثل خیلیا دوست دارم خدایی باشه معاد باشه ولی واقعیت های علمی چیز دیگریه، از برتراند راسل فیلسوف معروف خداناباور پرسیدند اگه مردی(فوت کردی!) واقعا خدایی بود معادی بود چه میکنی گفت اون موقع ازش من طلبکارم که یک عمر دنبالش گشتم بدون غرض ولی خودشو برام ثابت نکرد من دنبالش رفتم!!!!! حالا کلا منظورم این بود با توجه به پیشرفت های علمی بویژه کوانتوم دقیقا نتیجه عکس داره بدست میاد و چگونه شما می گویید کوانتوم وجود خدا رو ثابت میکنه اتفاقا بر عکسه، به قول مقالات شما که عدم قطعیت هایزنبرگ قلب تپنده کوانتومه نقل شده که وقتی هایزنبرگ وارد محفلی می شد جماعت میگفتن بوی بی خدایی می آید و انیشتین که گرایشاتی خداباورانه داشت با کوانتوم یه مشکلاتی داشت!!!!!!! چون همانطور که گفتم ریشه خدا باوری همون هدفمندی یا خدانابوری همون تصادف هست که چه در زیست در مبحث فرگشت چه در فیزیک کوانتوم قلب تپنده تصادف است. بازم میگم ما میخواییم علمی قضیه رو نگاه کنیم نه روانی نه احساسی و… و علم استدلال داره که تصادف است نه هدفمند. من هم تعصبی به علم ندارم و شاید اشتباه می کنه فقط میگم حرف علم رو برعکس نکنیم یعنی تیتر شما باید این میشد” آیا کوانتوم وجود خدا رو نقض می کند؟” که برعکس تیتر زدید

        • ناهید سادات ریاحی

          دوست خوبم، شما فرمودین “سعی کنیم واقعیت رو ببینیم نه آنچه که دوست داریم جای واقعیت بذاریم” و من دقیقا در پاسخ به این قسمت نظرتون بود که گفتم نیاز به خالق یه نیاز فطریه و همین دلیله که میخوایم خدا رو اثبات کنیم و دوست نداریم واقعیت چیزی غیر از این باشه.
          دوم اینکه شما فرمودین اینجا محیط علمیه و صحیت از مسائل روانی نشه، در حالیکه شما وقتی دارین از وجودی به نام خدا (چه اثبات شده و چه نشده) صبحت می کنین، ناخودآگاه این مسائل رو وارد کردین، چرا که ذات این مسئله، کاملا ماورای فیزیک و ماده هست.
          در مورد سوم، ما خدا رو فراتر از عالم مادی فرض میکنیم، بنابراین میشه چنین موجودی باشه و جهان رو با همین قوانین تصادفی (اصل عدم قطعیت) خلق کرده باشه. بنابراین به نظر من تیتر این پست، هیچ مشکلی نداره، چون کاملا حالت سوالی داره و چیزی رو رد یا قبول نمیکنه.

        • دوستان این نظر شخصیه منه,,, همونطور که میدونیم ما تو یه محیط سه بعدی زندگی میکنیم که البته طبق نظریه انیشتین ۴ بعد که بعد چهارم زمان هست,,,
          تمام تصور ما ازین جهان به صورت ۳بعدیه,,, یعنی طول و عرض و ارتفاع,,
          و نمیتونیم جسمی رو با ابعاد بیشتر در ذهن خودمون تجسم کنیم,,,
          مثلا جسمی رو تصور کنیم که ۵ بعد داره,,, این غیر ممکنه چون ذهن ما محدود به ۳بعد
          پس در صورت وجود خدایی که خالق جهان,,, و با این قدرت عظیم
          آیا در ذهن ما قابل گنجایش؟ یا با علمی که باز محدود به این ابعاد قابل شناخته؟

      • نخیر ، این امر فطری که اشاره شد کاملا مفصل در نبود و عدم واقعی بودن مقالات ارائه شده که بسیار هم منطقا قابل قبول .

    • اگر نظر شما این هست و به این اشاره میکنین چون اغلب دانشمندان جهان وجود قدرتی چون خدا باور ندارن ماهم باید اینگونه باشیم به نظر من این اصلا نظری منطقی نیس و عقل ابدا این رو حکم نمیکنه که بدون سند و مدرک تابع اکثریت باید بود و البته این رو هم باید دونست که دانشمندانی همچون انیشتین و بعضی دیگرهم در زمان حال مخالف دانشمندان خدا ناباوری چون استیون هافکینگ و غیره هستند بهتون پیشنهاد میکنم اگر واقعن دنبال جوابی منطقی هستید مقاله

      مارلین بوکس کریدر
      (فیزیولوژیست دارای رتبه M.SC. و دکتری فلسفه از دانشگاه مریلند دانشمند فیزیولوژیست در بخش حفاظت محیط زیست ایلات متحده و توسعه مرکز تفریحات ماساچوست.استاد زیست شناسی در کالج نازارن شرقی عضو انجمن زیست شناسان آمریکا متخصص در سوخت و ساز و جریان خون)
      رو دراین رابطه بخونین

  21. سلام
    فقط میخواستم یک نکته رو بگم، اینکه گفتید هر چیزی که آغازی دارد علتی هم دارد، مگر غیر از اینه که شما این حرف رو با استناد به دنیای ۴ بعدی خودمون میزنید؟ دنیایی که با اغازش مکان و زمان نیز بوجود اومدند،
    حالا که ما میخوایم درمورد پیدایش خود این دنیای صحبت کنیم، چطور میتونیم از قوانینی استفاده کنیم که زاده شده ی خود این دنیا هستند؟
    سوال اصلی من اینه:
    چه تضمینی برای صحت قانون علیت قبل پیدایش جهان هست که شما به اون اثتناد میکنید و اون رو مبنای اثبات خدا قرار میدید؟

  22. هست وجودی هست شاید با ما کاری نداره نمیدونم شاید ما رو به حال خودمون گذاشته، هممون میمیریم و میپوسیم ولی به نظر من اسرار این کیهان فراتر از ذهن تازه به دوران رسیده انسان قرن بیستویکم میباشد شاید همین علم کوانتوم ماده تاریک انرژی تاریک سر یک کوه یخ بزرگ میباشد هنوز زود است درباره خالقی که بوجود آورنده قوانین لازم برای ثبات کیهان و به پشتوانه آن خلق موجودات هوشمند شده نظر قطعی بدهیم و ان را رد کنیم وبه جای ان تصادف و اتفاق را قرار دهیم
    نظر شخصی بنده :
    هر چند مرگ به پیچیدگی کیهان نیست وخیلی ساده میشود گفت پوسیدن بدن یک موجود هوشمند ولی به نظر بنده بعد از مرگ خالق پشت کیهان را احساس خواهیم کرد

  23. داریوش آرمان

    اگه خدا را بخواهید خارج از زمان قرار بدهید به این امید که آن را از داشتن علت معاف کنید، ناخواسته در دام این تناقض می‌افتید که خدای بی زمان چگونه قادر به انجام کاری چون خلقت عالم می‌شود؟ انجام عمل به معنای زمانمند بودن است. موجود بی زمان موجودی است که نه قادر به تغییر است و نه قادر به تغییر دادن. هر گونه عمل و حتی تصمیم‌گیری برای عمل نیازمند زمان است.
    شما میگویید جهان از هیچ نمی‌تواند خود به خود خلق شود و نیازمند خدا برای خلق شدن است. نمی‌دانم شما اصلاً فلسفه‌ی کوانتوم و اصل عدم قطعیت را می‌شناسید؟
    جهان آغازی در زمان داشته است. این را قبول می‌کنم. اما قبل از آغاز جهان چه بوده؟ اگر میخواهید بگویید قبلی وجود نداشته چون آغاز جهان همان آغاز زمان است، پس چگونه چیزی به نام خدا را قبل از جهان قرار می‌دهید؟ قانون علیت فقط در چارچوب زمان کاربرد دارد. علت همیشه باید مقدم بر معلول باشد.لحظه‌ی صفر در آغاز جهان نمی‌تواند علتی داشته باشد چون زمانی قبل از آن نیست که بخواهیم علت را در آن متصور شویم.
    افت و خیزهای میدان کوانتومی خلاء که میتواند ذرات مجازی را دائماً خلق و نابود کند می‌تواند علت آغاز جهان باشد. در آغاز خلاء وجود داشته. خلاء یک میدان کوانتومی است و متغیرهای فیزیکی که به این خلاء نسبت می‌دهیم، نمی‌توانند مقدار دقیق صفر را داشته باشند. زیرا صفر بودن این متغیرها با اصل عدم قطعیت تناقض دارد. پس خلاء کوانتومی با هیچ متفاوت است. گرچه جمع انرژی در خلاء صفر است اما نوسانات و افت و خیزهای دائمی حول این صفر وجود دارد. جهان ما به صورت یک ذره‌ی بسیار کوچک زاییده‌ی همین نوسانات است.
    —————-
    البته این فرضیه که جهان آغازی در زمان دارد نیز امروزه توسط بعضی از فیزیکدانان به چالش کشیده شده است. ممکن است زمان فقط توهم ذهن ما و مربوط به شیوه‌ی کارکرد حافظه‌ی ما باشد. جهان ممکن است مانند کتاب رمانی باشد که تمام واژه‌ها و حروف آن وجود دارند و سیر این زمانی وقایع این رمان فقط واکنش مغز خواننده‌ی آن باشد.

    • خدای بی زمان؟ اگه منظورتون از خدای بی زمان خدایی است که به زمان محدود نباشه، خب آره خدایی که محدود به زمان نباشه،قادر به خلق جهان هست؟، شما ادعا میکنید خدایی که محدود به زمان نباشه قادر به خلق جهان نیست، آیا دلیلی هم برای گفته تون دارین؟ (فکر نمیکنم دلیلی داشته باشین و بی دلیل همچنین چیزی رو فرض کردین پس دقت کنین)
      شما میگین:”قانون علیت فقط در چارچوب زمان کاربرد دارد. علت همیشه باید مقدم بر معلول باشد.”فکر میکنم این هم بدون دلیل فرض گرفتین، بذارین مثال نقضی برای رد این جملتون عرض کنم، ذره و پادذره هر دو هم زمان به وجود میان و هر دو علت و معلول یکدیگرند، هیچ کجا مشاهده نشده ذره ای به تنهایی از هیچ به وجود بیاد،پس ذره علت و پادذره و همین طور پاد ذره علت ذره است و هیچ کدوم از نظر زمانی بر هم تقدم ندارند، در این مثال علت همزمان با معلوله که گفته ی شما رو رد میکنه
      شما میگین:”قبل از آغاز جهان چه بوده؟ اگر میخواهید بگویید قبلی وجود نداشته چون آغاز جهان همان آغاز زمان است، پس چگونه چیزی به نام خدا را قبل از جهان قرار می‌دهید؟”
      و کمی بعد از مدعی میشین که به خاطر تقدم زمانی علت بر معلول، جهان نمیتواند علتی داشته باشد،
      اما کمی نگذشته که حرف خودتون رو رد میکنین و برای جهان علت قائل میشین (اونجا که میگین:”فت و خیزهای میدان کوانتومی خلاء که میتواند ذرات مجازی را دائماً خلق و نابود کند می‌تواند علت آغاز جهان باشد.”)
      و کمی بعد به توصیف خلا کوانتومی میپردازین، حالا سوال من از شما اینه چرا خدا قبل از زمان صفر نمیتونه وجود داشته باشه ولی خلا کوانتومی میتونه؟ و سوال دیگه اینکه افت و خیز های کوانتومی عمل نیستن؟ چطور عمل برای خدا غیر ممکنه و برای خلا کوانتومی نه!!

  24. سلام خانم ریاحی ضمن سپاس از مطلب تامل برانگیزتون چند تا سوال خدمتتون داشتم
    ۱٫طبق مطلبتون هر چیز که آغازی داشته باشه علتی داره، که این بیان بدون اثبات فرض شده،(در رابطه با این موضوع تو کامنت بعدی بیشتر توضیح میدم)
    ۲٫قوانین ترمودینامیک مربوط به جهان ماکروسکوپی ست و شما اون ها رو بدون اثبات، و در جهان کوانتوم (که جهان ریز ذره هاست) فرض گرفتین، آیا این قوانین خود اثباتی دارند؟
    ۳٫مجموع انرژی-جرم جهان طبق فرمایش شما مقداری ثابت و مثبت است، (مثبت بودن در مطلب نیامده ولی در صورت مثبت نبودن استدلال شما باطل است) در حالی به نظر میچیو کاکو مجموع جرم-انرژی جهان صفر است:
    http://bigbangpage.com/?p=18648
    اثبات شما مبنی بر ثابت و مثبت بودن مجموع جرم-انرژی جهان چیست؟
    ۴٫شما با استناد بر انبساط جهان وجود آغاز جهان رو اثبات نکردین بلکه وجود بیگ بنگ رو اثبات کردین، چرا ما باید بیگ بنگ رو آغاز جهان فرض کنیم؟ در واقع استدلال خداناباوران این است که بیگ بنگ تنها تبدیل هیچ کوانتومی به جهان دارای فضازمان امروزی بودی و این هیچ کوانتومی و انرژی در آن بوده که ازلی بوده نه خدا

    با تشکر

  25. شما برهان علیت از فلسفه و کوانتوم از علم رو ترکیب کردین، در واقع این دو قطب مطلب شما رو شکل دادن، پیشنهاد من اینه که برهان ترجیح از فلسفه رو انتخاب کنین، چون در برهان علیت همیشه باید اینکه هر چیزی علتی دارد را بدون اثبات فرض بگیریم

    برهان ترجیح دارای دو فرض زیره
    ۱٫جهان وجود داره
    ۲٫اصل با عدم وجود جهان است
    نتیجه:
    وجود جهان اتفاقی خاص است که بر عدم وجود (که اصل است) ترجیح داده شده است، پس مرجحی (خدایی) دارد

    شما با اثبات وجود آغاز جهان میتونین ثابت کنین که جهان ازلی نیست، پس عدم وجود جهان ازلی است پس عدم وجود اصل است، فرض ۲ را ثابت کنین، و فرض ۱ هم مشخص است، ولی در علیت هیچ وقت نمیتونین ثابت کنید هر آغاز وجود هر چیزی علتی دارد، به همین جهت برهان ترجیح رو مناسب تر از علیت میدونم

    و خطاب به دوستانی که معتقدند خدایی که ماورا از ماده هست رو نمیشه در جهان مادی اثبات کرد، در واقع اثبات خدا اینگونه است که ما در وجود مطلق جهان مادی (بدون ماورا) به تناقض میرسیم و وجود خدای ازلی را واجب میدانیم

  26. سلام
    اثبات خدا نیازی به فیزیک کوانتومی ندارد چه اینکه اصول عدم قطعیت و یا معادله موج احتمال اروین شرودینگر درست است که چالشی را در حوزه اندیشه فیزیکی و اندیشه متا فیزیکی یله یا آزاد مانند قطعات تفکر امیل سیوران یا آفوریسم های یرزی لتس یا اندیشه افلاطونی و ارسطوئی و پست مدرن آن کانت و هایدگر و اسپینوزا و لاکان و… به ظاهر پارادوکس وار ایجاد می کند اما سرکار خانم دکتر!
    ذات واجب الوجود چون محیط بر اندیشه ما و آفریدگار اندیشه ماست پس اندیشه ما را به فهم ذات او راهی نیست و همچنان ویزه گی های ذاتی او
    که پنج است
    زنده پاینده توانای مطلق بینا شنوا و دانا که چون متصل به هسته بایسته ذاتی خداوند است وهم ما در آن هم راه ندارد فیزیک و علت و معلولی یا احتمالات و نظریه های استاندارد و .. در مورد جهان اندیشه ماست و خداوند را اگر به اندازه اندیشه خود کوچک کنیم آن خدای اندیشه ماست نه ایزد یکتا که در یکتایی اش یکی و در یکی بودنش یکتا و زنده سرمدی و ابدی و و توانا و زاییده نشده و نمی زاید و هیچ چیز مانند و شبیه او نیست و بزرگتر از آن است که به وصف توصیف دانش بشری و یا غیر بشری در آید
    جهان مستقر به استراکچر ریاضیاتی که چوب بست آن است و چوب بست فیزیک کوانتومی پیشرفته و کرومودینامیکی و استاندارد شده جدید و زیر شاخه های آن مانند cph و تئوری رشته ها و …. همه و همه آفریدگارش آفریدگار توانی دانی بی همتاست
    اشتباه پارادوکسیک که تمام دانشمندان برای بعضی از آنان متذکر شده ان این است که فکر می کنند جهان هستی با قوتنین ثابت ذهنی فیزیکی در حال حرکت جوهری آنان اداره می شود در حالیکه این اندیشه ماست که در حال ارتقائ و دگردیسی و به سمت کمال رفتن است البته محاط در دانش و اراده الهی چون آفریده دانشش هم در کنترل آفریدگار است
    سه اصل برهم نهی و عدم قطعیت و معادله موج احتمال شرودینگر در فضای مختلط برداری هیلبرتی هرمیتی با عملگرهای مختلط تنها نشان از پیچیده گی بس شگفت ۹۳ درصد جهان هستی است که هنوز فیزیک به تمامیت در باره آن هنوز جمله ای هم نگفته و آن ماده و انژی تاریک است البته اگر اطلاق متر و انرزی به این ۹۳ درصد درست باشد تازه موضوع بغرنج تر که هیچ کدام از فیزیک نسبیتی کوانتومی و فیزیک پیشرفته کوانتومی الکترودینامیکی کرومودینامیکی استاندارد شده موید شده با ذره بوزون هیگز نوترینو آپ نتوانسته اند برای آن پاسخی بیابند سه موضوع است
    یک- زمان موهومی حقیقی مختلط و بی مفهومی آن برای زندگی دنیایی انسان!!
    دو- گرانش و تعبیرات متضاد کوانتوم و نسبیت از آن درست است که پایه فیزیک کوانتومی ریاضی است اما خود ریاضیات انتزاعی هم آفریدگاری دارد چون مجرد هم خالق نیست مگر واجب الوجود باشد
    سوم- هیچ دانش بشری نتوانسته ثابت کند متافیزیک چیست تا بخواهد آن را تعبیر نیز بکند چه رسد به این حماقت بزرگ که بخواهد فیزیک متا فیزیک را شرح توضیح آنالیز یا کشف و یا بطور ابلهانه ای اثبات کند توجه فرمایید که بنده از ادیان سخن نگفته ام حوزه گفتا ربنده الهیات محض آنهم در لبه انش بشری چه غربی و چه اشراقی اسلامی آن است ایراد فلسفه آن است که بیش از حد قابل فهم است و کانالیزه شده و فیزیکال شده است
    مسائلی همچون علیت و احتمال و وجود و پدیده و هولوگرافی و جهان ها و هستی همه در لبه فیزیک هستند اما لبه ای که بی نهایت با مرز متا فیزیک فاصله دارد
    در پایان به دونکته اشاره می نمایم یکی اینکه در این جدال و پس از نشست کپنهاک سال ها بعد آلبرت اینشتین گفت خداوند تاس نمی ریزد
    چون اولا خداوند را باید پذیرفت چون آفریدگار ماست و به ما ارتباطی ندارد که به چه دلیل اراده آفرینش کرده هر چه هست از کمال و زیبایی و مهر و رحمت و حکمت است ثانیا احتمال و بود و نبود و بین این دو را هم خداون آفریده است و بالاتر از اینها که در جهان بی مکان و بی زمان و بی فیزیک به حقیقت آن پی خواهیم برد تنها یک گام لازم است و آن به قول سیوران و افلاطون و … مرگ از این شکم مادر دوم دنیایی و تولد ابدی است
    در پایان امام علی ع فرمود: الناس نیام فاذا ماتوا انتبهوا
    مردم در خوابند هنگامیکه بمیرند بیدار خواهند شد
    این بیداری بیداری توهم اسلحه ناکارمد دانش محدود ماست
    ودر پایان کلام وحی خداوند در قرآن که نه بخاطر این که مسلمان باید بود و پذیرفت چون بی نهایت بار پرقدرت تر از امثال فیزیک و ریاضی دانش ناب برای شناخت خدا و نه اثبات آن به ما می دهد و آن آیه ۳۵ سوره نور است که می فرماید خداوند نور آسمان ها و زمین است یعنی نور دانش و زمین مثال بخشش نوری از دانشش به اراده و اندیشه ماست اما نور چرخنده نگهدارنده چوب بست جهان هستی اراده ودانش ایزد بخشاینده زنده ازلی و ابدی که جایگاهش بزرگتر ازآن است که به وصف درآید و بی مدت باقی است و اوست و جز او نیست و به اراده و مهربانی اش همه چیز را آفرید مانند دانش بشری و از جمله کل دانش بازیچه فیزیک که هنوز هم در کودکی خود به سر می برد
    سلمان خیریان مهندس مکانیک از دانشگاه تهران هوافضا از مالک اشتر
    منابع : کتاب های فلسفه شرق و غرب
    کتاب های فیزیک نسبیت و کوانتومی پیشرفته
    کتاب های ریاضیات پیشرفته فضاهای برداری مختلط
    قرآن کریم
    تفسیر المیزان
    نهج البلاغه
    آفوریسم ها
    قطعات تفکر
    قطعات آسان فاینمن
    نسبیت آلبرت اینشتین رزنیک و دیگران
    اصول کوانتومی تانسوری دیراک
    کتاب استاندارد کوانتومی دهه ۳۰ میلادی دیراک پاوولی بور شرودینگر
    چهار مقاله شش مقاله و ضیافت افلاطون
    الهیات شفا
    اسفار اربعه صدرا
    و…..

    • سلام جناب خیریان حرف شما کاملا صحیحه که ما خدایی که ماورا از فیزیک و ماده ست رو نمیشه آنالیز کنیم و کاملا بشناسیم اما نکته ای که درباره اثبات های علمی وجود خدا باید متذکر شد اینه که ما با این اثبات ها جهان مادی خودمون رو میشناسیم و میفهمیم که این جهان مادی نیاز به خدای غیر مادی داره، در واقع ما با شناخت جهان به یکی از صفت های جهان(نیازمند بودن به خدا)پی می‌بریم، پس نتیجه میگیریم که خدا هست، و با نظم جهان به هدفمند بودن خدا پی میبریم و…
      بله صد در صد درسته که ما با علم مادیمون نمیتونیم خدایی که منزه از ماده ست رو درک کنیم
      با تشکر

        • کامنت قبلی برای کامنت دیگه ای بود
          اما در این مورد منظورشون اینه که بدون جسم مادی شعور و آگاهی یا همون روح وجود داره؟
          تو خواب که جسم مادی هست
          چون ما وقتی فکر می کنیم اتفاقاتی مادی تو مغزمون رخ میده… حتی وقتی خواب می بینیم چنین فعل و انفعالاتی رخ میده
          یعنی میشه ما بدون مغزمون فکر کنیم، تصمیم بگیریم، خاطره ای داشته باشیم و … ؟
          اگه میشه پس چه نیازی به مغز هست؟ میشه گفت مغز عضوی ناکارآمد و انگل جسم مادی میتونه باشه؟
          و اگر روح وجود داره، باز هم همون سوال قدیمی مطرحه که چگونه یه چیز غیرمادی روی ماده تاثیر میذاره؟
          اگه یه چیزی بتونه روی ماده تاثیر بذاره که میشه گفت اونم ماده هست
          بعضیا میگن ماده و غیرماده بصورت صفر و یک و کاملا جدا از یکدیگر نیستند که این فقط یک توجیحه… یعنی اول نتیجه گرفتن بعد دنبال شواهد بودن
          انگار این بحث ها از صدها سال پیش هیچ گونه رشدی نکرده… فقط از علم برای مثال زدن استفاده می کنند. مثلا یه موقعی ساعت مکانیکی رو مثال میزدن بعد ها کامپیوتر و …
          انگار هیچ کسی عمیقا نمیفهمه حتی همون دانشمندا و فلاسفه فقط برخی مثل آقا سلمان جوری حرف میزنن که وانمود کنن می فهمن و یه چیزایی میدونن
          من فقط یه چیز میدونم… این که وجود دارم. با گذشت چند سال هنوز یک قدم هم جلو برنداشته ام. باید خیلی ساده و سطحی بود که بشود پیش رفت.

      • سلام خانوم ریاحی عزیز تشکر بابت مطلب فوق العادتون واقعا از خوندنش لذت بردم الان ساعت ۵ صبح است و معمولا نیم ساعت از وقتم رو به مطالعه همچین مطالبی اختصاص میدم امروز اتفاقی با سایت شما اشنا شدم که تجربه بی نظیری بود.
        در مورد بعد روحانی متاسفانه دانشمندان اسلامی برای اثبات روح دلایل قانع کننده ای نیاورده اند مثلا یکی از این دلایل ثابت بودن هویت افراد در طول زندگی است.که این دلیل نمیتونه این موضوع رو ثابت کنه یا دلیلی که شما اوردین چرا که در حیوانات هم وجود داره در حالی که این بعد از وجود فقط به انسان ها تعلق داره مثال دیگه تو یکی از کتاب های دوران دبیرستان یادم هست مربوط به ثابت بودن شخصیت افرادیه که یکی از اعضای بدنشان را از دست داده اند و این ثبات هویت رو نمیشه دلیلی برای وجود روح در نظر گرفت چرا که این اتفاق برای بقیه موجودات زنده هم بیفته بازهم شناخت ما از اون موجود تغییر نمیکنه. رویاهای صادقه ای هم که وجود داره تاحالا اثبات نشدن و علم اونارو قبول نداره! به نظر من تحت هیچ شرایطی علم نمیتونه چیزهای غیر مادی اعم از خدا و روح و فرشتگان و اجنه رو اثبات کنه حتی در اینده… چون برخلاف تصور ما با یه محدودیت عجیبی روبه روست و فقط در یک چارچوب مشخص میتونه فعالیت کنه درواقع تنها کاری که علم میتونه انجام بده اینه که راه رو برای عقل هموار کنه… که فک کنم اقلا برای ما ایرانی ها دیگه این موضوع اثبات شده اس.. اخه بدون خدا مگه میشه؟؟؟؟؟

        • ناهید سادات ریاحی

          سپاسگزارم پرهام عزیز. از اینکه در بحث شرکت کردی و نظرت رو گفتی ممنونم. به هر حال، وجود خدا یکی از سوالات بنیادی هست که اگرچه به قول شما در ما نهادینه شده، ولی خیلی ها به دنبال یه استدلال منطقی براش میگردن. اما برای هر دو دسته، جواب صددرصدی وجود نداره

  27. سلام . خانم ریاحی مطالبتون بسیار جالب و قابل توجه بود متاسفانه من پژوهشگر این رشته نیستم اما علاقه زیادی به این رشته دارم و مدتیه که با مطالعه این مبحث به این موضوع علاقه مند شدم اما همیشه برام جای سوال بود که ایا فیزیک کوانتوم وجود خدارو اثبات میکنه یا نه ؟ازتون ممنونم که به این ابهام بنده پاسخ دادین ولی متاسفانه جای تاسف و سواله که چرا دانشمندان بزرگی چون استیون هافکینگ یا خیلی از دانشمندان ما وجود خدارو نمیپذیرند؟ من نظرات همه دوستان رو خوندم و به نظرم اقای خیریان درست فرمودند ما با تفکر بیش از حد وعمیقمون در معادلات کوانتونی میخوایم وجود خدارو رد کنیم در حالی که خود خداوند به وجود اورنده تمامی این قضیه ها و احتمالات بودند و از نظر من دانش بشری اونقدر محدوده که نمیتونه وجود خدارو ثابت کنه و علم فقط تا جایی پاسخگوی نیاز های ماست بازهم تشکر از مقاله زیباتون

    • ناهید سادات ریاحی

      سپاسگزارم فاطمه ی عزیز. خوشحالم مفید واقع شده. البته پاسخ این سوالات بنیادی رو هر انسانی باید خودش پیدا کنه

  28. سلام ناهیدخانم خسته نباشیدازمطالب خوبتون فقط می خواستم ببینم کانال تلگرام داریدبشه مطالبتون رو نبال کرد

  29. سلام امکان ندارد خدا وجود نداشته باشد وگرنه نباید من هم الان وجود داشته باشم و من یک توهمی بیش نیستم. فقط در مورد کتاب قران یا اسلام بگویید که ایا به این خدای یگانه ربطی دارد یا نه؟! البته اگر بخواهیم همه ادیان را رد کنیم این سوال پیش می اید که چرا واجب الوجود با ما ارتباطی بر قرار نمیکند؟ و دیگر اینکه کمی هم در مورد چند واجب الوجودی که وجود غیر فانی میتوانند داشته باشند بحث کنید. البته من خودم یک واجب الوجود را قبول دارم که او همان خدای یگانه است و قران و اسلام را به عنوان کاملترین چیزی که خدا با ما در ان ارتباط برقرار کرده قبول دارم. با تشکر.

  30. سلام
    خیلی ممنون واقعا مقاله ی بسیار عالی و مفیدی بود
    من دوتا سوال برام پیش اومد که میخوام مطرح کنم:
    ۱-استیون هاوکینگ مگه حرف خودش رو در مورد عدم وجود خدا پس نگرفت؟
    ۲-دانشمندان فیزیک کوانتوم واقعا دنیای معنوی و زندگی پس از مرگ رو ردکردند؟
    لطفا نظر خودتون رو در زندگی پس از مرگ بگید

  31. با سپاس فراوان از این مفاهیم گرانبها و با آروزی موفقیت
    بنده متخصص فیزیک و ریاضی نیستم.ولی عاشق علم هستم.زمینه تخصصی بنده در علوم کامپیوتر است.
    پیشرفت علم به جز این انتقادها و بحث های آزاد و بدون تعصب نیست.وبرای همین این نهایت تشکر را داز این گروه دارم.
    بنده خدا را به خاطر مصلحت ها و دلایلی قبول دارم انشااله بعدها می گویم. ولی گمان نمی کنم بتوان خدا را با این علم فعلا اثبات نمود.
    شاید این حرف مولانا درست باشد:
    سر من از ناله من دور نیست لیک چشمک و گوش را ان نور نیست
    دلایل
    ۱- علوم تجربی همانند فیزیک که بر مبنای ریاضیات دقیق نباشد ممکن مرتبا تغییر یابدو هیچ وقت در تاریخ علم قابل استناد نیستند
    ۲- علوم ریاضی در یک سیستم قابل توجیه هستند و بسیار قوی تر هستند.آنها یک سری مسائل را به عوان اصول موضوعه می پذیرند همانند اصل علیت ،اصول هندسه اقلیدسی،اصول هندسه ریمانی، اصول عدم قطعیت و….
    این اصول را همه بدون اثبات قبول می کنند و سپس همه چیز بر انها بنا می گردد.مثلا اصل ثابت بودن زمان از نظر نیوتون درست بود ولی بعدها اینشتین آن را رد کرد و گفت در یک فضای دیگر ثابت بودن سرعت نور را یک اصل قرار داد و کل علم تغییر یافت .اینها همه با ارزش است و علم به جلو می رود.
    بنده این اعتقاد را دارم که ممکن است علم به حل تمام این نکات هم برسد زیرا نمی توان اثبات کرد که علم نمی تواند همه مسائل را حل کند.از طرفی ممکن است هم که نرسد.ولی مهم این است که ما تلاش می کنیم.
    ۳-بیشترین انتقادی که در دلایلی که در همه اثباتها می بینم( از جمله شما) ان است که ما که به همه جهان ها تسلط نداریم و علم ما آنقدر فراگیر نشده است چگونه می توانیم بر مافوق جهان و اثبات و رد آن دلیل بیاوریم.اگر بخواهیم استقرایی عمل کنیم روش اثبات استقرایی برای اثبات کل گرایی در شرایط خاصی درست است نه در همه موارد.البته خیلی از علوم ریاضی به صورت نگاشتی این مسائل را حل می کنند که از یک فضا بتوان فضای بالاتر را تحلیل نمود و بررسی کرد .علم بنده در این قسمت زیاد نیست.اگر کسی هست که بتواند من را راهنکایی نماید.
    در ضمن روش اندیشیدن ما بر اساس منطق است و جالب آن است که می توان منطق های گوناگون طراحی نمود و تفکرات مختلف شکل داد حال کدام نوع منطق برا ستفکر در این سیستم ها درست است ؟این هم سوالی است که جواب آن را نمی دانم.شاید تمام منطق های استفاده شده توسط ما غلط باشند نمی دانم؟

    • ناهید سادات ریاحی

      سپاسگزارم دوست خوبم از اظهار لطفت و همچنین بیان نظراتتون. ما فقط یک نمونه از چندین استدلالی که برای اثبات خدا ارائه شده رو بیان کردیم، اما قضاوت به عهده ی خود خوانندگان هست

  32. با سلام دوباره خدمت دوستان
    چیز دیگری بود که یادم رفت بگویم.ما در اندیشه ها معمولا آنچه دوست داریم فکر می کنیم.در قالبی که دوست داریم.فقط مبنای ریاضیات ما را به واقعیت بیشتر می رساند.ریاضیات و منطق اساس تفکر درست و بدون احساس را در فضای خاص را ارائه می دهند.برای همین علوم هانند فیزیک با ریاضیات عجین شده است.بنده نظرم این است که باید بتوانیم در فضای فاقد احساس و دور از تعصب و کاملا آزاد فکر کنیم که کار نسبتا سختی است ولی می توان به این سمت پیش رفت .به نظز بنده آقای فرهاد و خیلی از دوستان دیگر در این مدل فکری هستند.بنده نظریه عدم قطعیت شرودینگر و چند نفر متخصصین این حوزه را خواندم و دقیقا انها بیشتر به سمت خداناباوری می روند ولی استدلالهای صددرصد منطقی و درست برای اثبات عدم وجود خدا ندارند.
    واقعیت آن است که همیشه اندیشه های نو دانشکندان مورد قبول عوام نمی شود و بعدها عوام به درستی اکثر ان نظریه ها پی می برند.در دوران پیامبر بت پرستی رواج داشت زیرا نیاکان آنها بت می پرستیدند و بدون فکر این قالب فکری درست بود و به سختی به خدا روی می آوردند.الان هم خداباوری در ما عجین شده و سعی می کنیم در قالب وجود خدا و اثبات ان گام برداریم.نمی توانیم خیلی آزاد فکر کنیم .نمی گویم دانشمندان خدا ناباور درست می گویند. ولی شاید هم درست بگویند یا خیلی چیزهای دیگر درست بگویند. نمی دانم. باید در فضای فکری ازاد و مستقل از انچه اجتماع و دین و فرهنگ و سنت و ترس و قدرت و… به ما تحمیل کرده است ،تفکر نمود.شاید بهتر بتوانیم همدیگر را درک کنیم و به اجماع عقلی بهتر برسیم. نباید اینگونه باشد که در قالب فکری خداباور یا خدا ناباور طوری فکر کنیم که خدا وجود دارد یا ندارد .

  33. خیلی استدلال عجیبی بود…ربطش به کوانتم چی بود؟ این که از ترمودینامیک شروع شده بود…درضمن شما اثبات نکردین که مجموع انرژی جهان ثابت اما مخالف صفره که بگین آغازی که ما میبینیم واقعا آغاز جهان بوده؛ از روی برونیابی نمودار انرژی تاریک-زمان که نمیشه گفت تورم جهان تا ابد ادامه داره! ما که هنوز با ماهیت انرژی تاریک آشنا نیستیم شاید یه روز تموم شه یا مثلا تغییر فاز بده! چیزی که من شنیدم اینه که اکثر دانشمندان کوانتم از اصل عدم قطعیت برای اثبات تولید از هیچ استفاده میکنن…فرض کنین زمانی وجود نداشته اصل عدم قطعیت میگه اگر شما با قطعیت بگین زمان وجود نداشته پس نمیتونین با قطعیت بگین انرژی صفر بوده! یا برعکس اگه بگین این نقطه انرژیش معینه (مثلا صفره) پس دیگه نمیتونین بگین زمانش صفره…بخاطر همین اصولا در مکانیک کوانتمی تولید از هیچ نتنها به خالق نیاز نداره بلکه کاملا بدیهیه! به نظرم نباید خدا رو با خالق اشتباه گرفت. یعنی حتما نباید خدا مستقیما خالق جهان بوده باشه(البته با استناد به مکانیک کوانتم و فرض بر صحیح بودنش)

  34. دوستان این نظر شخصیه منه,,, همونطور که میدونیم ما تو یه محیط سه بعدی زندگی میکنیم که البته طبق نظریه انیشتین ۴ بعد که بعد چهارم زمان هست,,,
    تمام تصور ما ازین جهان به صورت ۳بعدیه,,, یعنی طول و عرض و ارتفاع,,
    و نمیتونیم جسمی رو با ابعاد بیشتر در ذهن خودمون تجسم کنیم,,,
    مثلا جسمی رو تصور کنیم که ۵ بعد داره,,, این غیر ممکنه چون ذهن ما محدود به ۳بعد
    پس در صورت وجود خدایی که خالق جهان,,, و با این قدرت عظیم
    آیا در ذهن ما قابل گنجایش؟ یا با علمی که باز محدود به این ابعاد قابل شناخته؟

  35. احسان اسلامی

    سلام ممنونم جهت مطالب خوبتون.
    من هم استدلالی برای وجود هوش برتر یا خالق هستی یا تعبیر خداوند دارم که از دیدگاه علم منطق هست.جالبه توصیه میکنم بخونید
    این استدلال منطقی بر اساس منطق نظم هست پس لازمه که ابتدا تعریف درستی از نظم داشته باشیم
    نظم یک پدیده ی مطلق ولی متغیر هست به این معنا که در واحد های منظمی از زمان و واحد های منظمی از ماده نوع نظم متغیر هست این تفاوت با تغییر پارامتر ها در یک مجموعه ی منظم ارتباط مستقیمی دارند .
    مثلا نظم در یک صف نانوایی زمانی به وجود میاد که افراد پشت سر هم قرار بگیرند در راستای یک خط که انحرافشون از این خط بیشتر از ده سانتیمتر نباشه اما در مورد ایجاد دایره مثلا با صد عدد تیله کوچک لازمه این تیله ها با خطای کمتر از یک میلیمتر در راستای خط دایره قرار بگیرند .
    حال که با مفهوم نظم آشنا شدیم باید بپردازیم به اینکه آیا نظم چه ارتباطی با اتفاق میتونه داشته باشه خب ما همون صد عدد تیله کوچک رو در نظر میگیریم و اونها رو پرت میکنیم زمین آیا احتمال ایجاد دایره منظم وجود داره که نهایتا خطای قرار گیریشون یک میلیمتر باشه؟نه اصلا حتی اگه ما میلیاردها بار این عمل رو تکرار کنیم چنین احتمالی وجود نداره پس یک عامل هوشمند نیاز هست که با چیدن دقیق این تیله ها در کنار هم دایره نظم رو به وجود بیاره بنابرین برای ایجاد هر نظمی وجود یک ناظم هوشمند نیاز هست ،حال وقتی این نظم قرار هست در مورد گردش زمین به دور خورشید باشه که خطاش چند متر باشه یا گردش الکترون ها به دور هسته مرکزی اتم که خطاش چند میلیاردم میلیمتر باشه یا گردش زمین به دور خود و در نتیجه ایجاد روز و شب که خطاش چند دهم ثانیه باشه یا مثلا گردش زمین به دور خورشید که خطاش چند دقیفه باشه همه اینها مجموعه های منظمی هستند که جهان رو تشکیل دادند و با توجه به استدلال منطقی ذکر شده مجموعه منظم ارتباطی با اتفاق نمیتونه داشته باشه بنابرین برای ایجاد هر یک از این مجموعه های منظم وجود یک ناظم هوشمند ضروریست.
    نگارش احسان اسلامی ۰۹۱۴۸۳۱۹۱۴۴

    • ناهید سادات ریاحی

      سپاسگزارم دوست عزیز از نظرتون. با صحبت هاتون موافقم، البته با این قسمت “نه اصلا حتی اگه ما میلیاردها بار این عمل رو تکرار کنیم چنین احتمالی وجود نداره “، مخالفم، چون در مکانیک کوانتومی، هیچ صفر یا صدی وجود نداره، به عبارت دیگه، طبق اصل عدم قطعیت هایزنبرگ، هیچ احتمالی صفر یا صد نیست و احتمال قرارگرفتن تیله ها به صورت یک دایره، هرچند ناچیز و بسیار بسیار کوچک، اما وجود داره!

    • سلام
      ولی عقل سالم حکم میکنه که نظم تیله ها رو بر اساس احتمال ۹۹/۹۹۹۹۹۹۹ درصد به چیننده ای نسبت دهیم و احتمال یک میلیاردم درصد رو رها کنیم ولی فیزیکدانان مستکبر این کار رو نمیکنند.

  36. سید مرتضی موسویان

    سلام وعرض ادب واحترام
    راستش من متوجه رابطه یکوانتوم با اصل نیاز خود این علم به پدید آورنده نمیشم.منظورم ینکه وقتی یک ذره ای در جهان میتونه باشه که در دوزمان نمیتونه واحد باشه یعنی خروجی یکسانی بده پس حتما باید چیزی باشه که اونرو تدبیر کنه البته خیلی چیزها درعالم هست که در هربار تکرار جواب یکسان داره اما بعضی چیزا هم خوب نه مثل هروز بین ساعت ۶تا۶:۱۰ خورشید طلوع میکنه ولی شرایطش یکسان نیست چون بطورحتم زمانش برای مایکی نیست وبطور تقریبی مکانش هم همینطور.
    من چیزی درباره ی وجود نظم در بی نظمی خوندم البته دقیق نخوندم ولی فکرکنم اصلا بی نظمی وجود نداره حتی خود چیزی که ما بهش مییم بی نظمی از الگوریتم مشخصی برخوردارند.
    راستی کوامنتوم منحصر به دوصورت میشه؟مثلا نورکه یا ذره ای میتونه باشه یاموجی!اما اگه دوصورت نباشه چطوری انتخاب میکنه که در مشاهده ی بعدی چه حالتی رو داشته باشه.یعنی چیروتغییر بده وچیرو میسازه رو انتخاب میکنه؟؟؟؟
    خیلی ممنون که هستیید.موفق پیروزباشی

    • در مورد نظم و بی نظمی این ماییم که نامگذاری کرده ایم. مثل این میمونه که ما اعداد رو نامگذاری بکنیم و بعد از مدت ها بگیم مثلا عدد ۸ وجود نداره! خودمون از هیچ خلق می کنیم و بعد میگیم وجود نداره!

  37. سلام.در اینکه خداوند جهان را خلق کرده شکی نیست.ولی واقعا چه سودی برای ما دارد که بخواهیم اثبات کنیم جهان خالقی داشته یا نه ؟متشکر

  38. باسلام…
    مطلبتون که عالی بود….من الان شانزده سالمه و همیشه این سوال برام پیش اومده که خدا چیست؟ و چرا ما هستیم؟ چرا جهان هست؟اگر نبود چه میشد؟ من به دنبال علمی برای پاسخ به این سوالها میگشتم که فهمیدم فیزیک کوانتوم میتونه پاسخ این سوالارو بده….من الان رشته ی ریاضی فیزیک میخونم میخواستم بدونم برای اینکه بتونم وارد دنیای کوانتوم بشم و خودم در اینده یکی از متخصصان در این زمینه باشم تو دانشگاه کدوم رشته رو بردارم چون واقعا میخوام قبل از مرگم حتما پاسخ این سوالارو به دست بیارم و هم بتونم به پاسخهای بیشتری در زمینه ی اثبات چرایی جهان و خدا دست پیدا کنم…ممنونم اگه جواب بدید

  39. درود بر شما و خسته نباشید.
    شما فکر نمی کنید که اثبات/رد خدا به وسیله علم(چه تجربی و چه نظری)به نوعی پیچوندن لقمه دور دهان باشد؟
    علم تجربی محدود به این دنیا است و صلاحیت نظر دادن درباره ی آن واجب الوجود که ورای فضا-زمان است را ندارد.
    علوم نظری بر پایه مدلسازی ریاضی هستند برای مدلسازی باید فرض هایی گرفت هر فرض متفاوت یک مدل متفاوت و هر تفاوت هزاران تفسیر و فلسفه بافی به همراه دارد و در هر صورت معادلات بدست آمده اگر با تمام نظریه ها(نظریه گرانش کوانتومی-نظریه ریسمان ها و…)
    همخوانی داشته باشد در نهایت آزمایش(علم تجربی)است که باید صحت معادلات را نشان دهد چرا که معادلات ما حقیقت را شکل نمی دهند و حقیقت معادلات ما را شکل می دهد.
    به نظر من باید یک رویکرد صرفا فلسفی نسبت به خالق داشت و در حال حاظر رویکرد ندانم گرائی علمی ترین و صادقانه ترین است.

  40. با سلام.
    به استدلال شما چندین ایراد اساسی وارد است:

    ۱- به چه دلیل هر چیزی که آغازی دارد، دارای علتی است؟ این جمله را بر چه اساسی بیان کردید؟ آیا بر اساس تجربیات روزمره است؟ اگر بر اساس تجربیات روزمره بیان شده، توضیح دهید چه نسبتی بین به وجود آمدن جهان و تجربیات روزمره وجود دارد؟ آیا این دو پدیده شبیه هم هستند و میتوان از هر لحاظ این دو را مقایسه کرد؟

    ۲- منظور شما از آغاز چیست؟ آیا از به وجود آمدن از نیستی به هستی آغاز محسوب میشود؟ یا منظور شما لحظه تغییر شکل از یک حالت به حالت دیگر است؟ اگر مراد شما مورد اول باشد، پس دیگر بحث زمان بی معنی است. هر وجودی میتواند در یک لحظه خاص از نیستی به هستی بیاید. چه زمان (به این مفهومی که ما میشناسیم) وجود داشته باشد، چه وجود نداشته باشد و بنابراین این سؤال برای وجود خدا هم مطرح است که چگونه خدا از نیستی به هستی تبدیل شد؟ چه کسی او را خلق کرد؟ اگر بتوان وجود خدا (که موجودی برتر و والاتر از این عالم است) را همیشگی فرض کرد، چرا نتوان وجود این جهان را همیشگی فرض کرد؟
    اگر مراد شما از آغاز، لحظه تغییر شکل بوده است، پس نظرتان با نظریه بیگ بنگ مطابقت دارد. زیرا در نظریه بیگ بنگ چیزی وجود داشته و تنها تغییر شکل داده است و بر اثر یک انفجار و طی زمان طولانی به شکل امروزی درآمده. ممکن است در آینده هم به هر شکلی در بیاید. پس میتوان گفت که این جهان همواره وجود داشته، ازلی است و تنها از شکلی به شکل دیگر عوض میشود.

    ۳- اگر کل اثبات شما هم درست باشد، تنها وجود یک خالق اثبات میشود. سؤالات بسیار اساسی دیگری در مورد این خالق بی پاسخ میماند. آیا خالق هنوز وجود و حضور دارد و یا همانند مادری که پس از زایمان میمیرد، پس از خلق جهان (یا مدتی پس از آن) نابود شده است؟ این خالق چه صفات و ویژگیهایی دارد؟ آیا یک خالق در کار بوده یا خلق جهان همانند ساخت یک ساختمان توسط تیمی از خدایان انجام شده است؟ هدف از این خلقت چه بوده؟ چرا به شکلی که میبینیم خلق کرده است؟ آیا نمیتوانست به شکل دیگری خلق کند؟ آیا خالق عالم مطلق و قادر مطلق است؟ این خالق جزئی ازین جهان است یا بیرون از آن؟ و …

  41. مطلب خوبی بود، من تخصص لازمو ندارم ولی تا اونجایی که من میدونم انرژی مصرف شدنی نیست که تموم بشه، فقط از شکلی به یه شکل دیگه تبدیل میشه، حتی اگه تمام هستی نابود بشه، انرژی خواهد بود

  42. درود…سوالی داشتم از محضر شما…اگر خالقی وجود داره و میتونه کائنات را بسازه بس میتونه خودش را هم نشون بده…اگر هست چرا پنهان شده؟خیلی خوبه که از دید یک ادم بی طرف به مسائل بنگریم…تعصبات را کنار بگذاریم…اگر خدایی هست که ما را افریده بس کدام خدایی بوده که اورا آفریده؟این با عقل جور در نمیاد؟میگویید خدا از اول بوده نه زاده شده نه میمیره؟ولی از این طرف هم می گویید کائنات نمیتوانند به خودی خود به وجود بیاییند؟چرا اون میشه ولی این نمیشه؟وقتی شما بچه ای را به دنیا می آورید فرزند شما وجود شما را حش می کنه و میبینه…چون شما بودید که اورا خلق کردید.ولی ما نمیتونیم خالق خودمون را ببینیم؟کمی بیشتر دقت کنید میبینید که تمامی کارهای دنیا پوچ و بی معنیه؟لحظه ای شادی لحظه ای غمگین؟وقتی بیکار میشی میبینی همه چیز شکل سخره به خودش گرفته…اگر خدایی هست چرا اینقدر برنامه هاش خسته کننده و تکراری و گاهی بیهوده است؟خیلی ممنون میشم برای وجود همچین خالقی استدلال خوبی بیارین تا بلکه من هم باور کنم هست.

    • ناهید سادات ریاحی

      دوست عزیز، بهتره خدا رو نه در علم، نه در بیرون، بلکه در درون خودتون جستجو کنید…

      • در ضمن شما باید پس به روح هم اعتقاد داشته باشی..اگر اینطوره پس طبق محاسبات تکلیف ۱۵۰ میلیاد روح انسانهای قدیم چی میشه..و اینکه روح کاملا در تضاد با زیست شناسی نوین فرگشتی هست که میلیونها شواهد داره و ثابت شده…

  43. مشکل از اونجا شروع میشه که کوانتوم میگه جهان از هیچ به وجود اومده، و ذرات کوانتوم قابل پیش بینی نیستن… و همین دو موضوع کافیه که من در وجود خدا شک کنم

    • ناهید سادات ریاحی

      ببینید دوست خوبم، معنای واژه “هیچ” در فیزیک با معنای عامیانه اون متفاوت هست، در فیزیک وقتی میگیم “هیچ” منظورمون “عدم” نیست، بلکه “هیچ” در فیزیک به معنای یک میدان هست. بنابراین اینکه میگیم در کوانتوم، میشه یک ذره از هیچ به وجود بیاد، منظورمون از عدم نیست، بلکه از یک میدان یا همون افت و خیزهای خلا هست.

  44. عالی بود خانم ریاحی هرچند شواهدی که بیان کردید شاید متریالیسم رو رد کنه اما نمیتونه به تنهایی خدا رو اثبات کنه چون میشه اینجور هم تبیین کرد که علت العلل جهان گرچه پدیده ای مادی نبوده و چیزی بوده که از نظر ابعاد با جهان ما متفاوت بوده اما به هیچ وجه نمیشه اینطور گفت که اون وجود لزوما دارای آگاهی و شعور هم بوده.
    چون طبق تعریف خدا واجب الوجودی هوشمنده که مخلوقات به اون وابسته هستند.
    ــــــــــــــــــــــــــ
    میخوام بگم همونطور که اثبات متریالیست لزوما وجود خدا رو رد نمیکنه(چون میتونیم ماده رو هم در سطوح بالاتر واجب الوجودی هوشمند در نظر بگیریم) رد متریالیست هم لزوما وجود خدا رو اثبات نمیکنه.

  45. سلام ،خدا باالنفس شعور وشعاعر داره ولی شعور نیست ،بهتره بگیم ذات احدیت ،شعور به معنای بیخودی ویا بهتر، ناخوداگاه وضمیره برگرفته از ش ع ر ، شعر بعنای موی سر انسان، یعنی با اینکه بخشی از وجود ماست اما اگه با قیچی بریده بشه احساس درد نمیکنیم. شعر هم برگرفته از همین ریشه است البته دو نوع شاعر داریم، شاعری که شعرش برگرفته از ذات فکرته مانند مولوی وشاعری که به واسطه القاعات شعور سخن میگه مانند حافظ ..اگه تکه آهنی رو کمی حرارت بدیم وبعد دست روی اون بذاریم میفهمیم که گرما رو فهمیده یعنی ماده هم شعور داره البته به شکلی ساده ولی آیا اون تکه آهن میفهمه که گرم شده ..نخیر چرا که صاحب تفکر نیست واما تفکر انسان قایم به ذاتیست که جریانی دایمی وبدون زوال دارد البته وجود تفکر در انسان باالنفسه با حفظیات حافظه درک میشود لازمه معنی کلمه روح هم بیان بشه: روح مشمول بر تمامی محسوساتیست که منبع تراوش وخیزش آن محسوسات برای حسگرهای موجودات با شعور نامحسوس باشد.خبر بلبل این باغ ببرسید که من..ناله ای میشنوم کز قفسی می آید …کس ندانست که سرمنزل مقصود کجاست …آنقدر هست که بانگ جرسی می آید .. خلاصه بچه های عزیز من ممکنه روزی انسان به این نتیجه برسه که حقایق عالم رو نمیتونه با فیزیک تحلیل وتفسیرکنه ، برای اینکه بتوننیم قدم به دنیای عجیب کوانتوم بذاریم بهتره ریچار فاینمن و بزیترونشو با خلا کوانتومی واعوجاج اون جمع کنیم وتابش هاوکینگ رو چاشنی قرار بدیم وبعد برگردیم به گذشته واز کتاب زنبور عسل موریس مترلینگ مفهوم روح کندو رو در بیاریم و به آموزه هامون اضافه کنیم و نگیم که خدا شعوره

  46. سلام‌ب همه ی دوستان
    خواهشا ی جواب قانع کننده بدین
    خدا وجودش چطوری اثبات میشه؟ چیزیو ک‌نمیشه دید چطوری میشه درک‌کرد ؟ (جوابتون زیر دیپلم باشه خخخ)
    من‌ک‌واقعا هنگم
    مرسی ک‌هستین

    • مهرزاد پاکباز

      سلام خدمت دوست عزیز مطالب خانم ریاحی رو خوندم اما بهتر است بگم که این مطالب به درد بیشتر ما ها نمیخوره چون به نوعی تخصصی بودن و درک این مطالب برای افراد عادی بسیار پیچده و سخت میباشد
      اینجانب قصد دارم خدا را با استفاده از معجزات آیات کلام حق روشن کنم.
      یکسری از دوستان هستند که نظم و نظام آفرینش رو دال بر وجود خدا میدانند، اما خدمت آنها عرض کنم تعداد سیارات و ستاره های عالم از تعداد ماسه بادی های زمین بیشتر است!!! کمی تفکر، آیا میتوان حدس زد اندازه دنیا چقد است؟؟ نه بشر هیچ گاه قادر به درک عظمت جهان نخواهد شد، پس از آنجا که تعداد سیاره ها بی شمار است طبیعی است که به صورت تصادفی یک سیاره وجود داشته باشد (زمین) که همه چی اتفاقی به وجود آمده باشد و نظم و نظام آفرینش در این سیاره وجود دارد، چون ترلیونها سیاره وجود دارد و حدود ۵۰% آنها قابلیت سکونت دارند و این یکی (یعنی زمین) چون شرایط در آن مهیا است ما نیز در آن زندگی میکنیم.
      با توضیحات بالا وجود خدا رد میشود (استغفر الله) اما اینجانب توضیحات فوق را ذکر کردم زیرا تا با دلایلی از جمله نظام آفرینش و… خدا را اثبات نکنید زیرا این دلایل سریعا نقض میشود.

      من معتقدم نظام آفرینش دست ساخته خالقی یکتاست که اگر تمام درختان به قلم تبدیل شوند و تمام اقیانوس ها جوهر آن شوند نمیتوانند صدمی از علم او را بنویسند
      برای اثبات خدا از قران کریم استفاده میکنیم و تعدادی از علوم قران که اخیرا کشف شده است را برای شما نشر میدهم در حالی که خداوند در قران کریم ۱۴۰۰ سال پیش به آنها اشاره کرده است:
      ۱- سوره مومنون آیه ۵۷ : « آفرینش آسمانها از آفرینش انسانها پیچیده تر است اما بیشتر شما ها نمیدانید…»
      در ابتدای همین مطلب اشاره کردم که تعداد سیارات و ستاره ها از تعداد ماسه بادی های سطح زمین بیشتر است… خوب است بدانید تا همین چند دهه قبل در حالی که بشر حتی انسان به فضا ارسال کرده بود جهان هستی را کوچیک و محدود به منظومه شمسی فرض میکردند اما خداوند در این آیا از سوره مومنون ۱۴۰۰ سال قبل ندا میدهد که آفرنیش آسمانها و زمین از آفرینش انسانها پیچیده تر است اما بیشتر شما ها نمیدانید….

      ۲- حرکت زمین (سوره نمل آیه ۸۸): حرکت زمین و گرد بودن آن همواره از معضلات دانشمندان در طی چند قرن اخیر بوده در حالی که قرآن کریم ۱۴۰۰ سال قبل به حرکت کوه ها اشاره کرده بود. کوه ها هواره از اجزای چسبیده به زمین هستند و حرکت آنها به حرکت زمین وابسته است. خداواند در سوره نمل آیه ۸۸ اشاره آشکاری به این موضوع داشته و به مردم آگاهی میدهد:
      کوه ها را میبینی [و] میپنداری که آنها بی حرکتند حال آنکه آنها ابر آسا در حرکتند [این] صنع خدایی است که همه چیز را در کمال استواری پدید آورده است در حقیقت او به آنچه انجام میدهید آگاه است. «نمل ۸۸»

      ۳- اتمسفر سقف زمین (سوره انبیاء آیه ۳۲):
      و جعلنا سماء سقفا محفوظا «انبیا ۳۲» ترجمه: و جو(آسمان) راسقفی حفاظت کننده قرار دادیم.
      اتمسفر یک لایه حفاظت کننده از سطح زمین است و عملکرد آن همانند سقف خانه ما انسان ها میباشد که ما را پدیده هایی همچون سرما و گرما و باران و … حفظ میکند. چه زیباست خدایی که چنین سقفی را برای زمین، تنها خانه ما انسان ها قرار داده است… بلی اتمسفر همان سقف زمین است که دانشمندان اکنون به آن پی برده اند، اگه اتمسفر یا همان سقف زمین وجود نداشت :
      * امواج رادیویی سریعا وارد جو زمین میشد
      * خورشید انواع اشعه خطر ناک به زمین ارسال میکرد . روزانه میلوینها موجود زنده از بین میرفت.
      * این سقف گرمای خورشید را میگیرد و دمای زمین را معدتل میکند که در صورت وجود نداشت این سقف بر اثر گرمایش زمین هیچ موجودی زنده نمیماند
      * این لایه حفاظتی موسوم به سقف زمین هزاران شهاب سنگ که روزانه به سمت زمین پرتاب میشود را میسوزاند و تنها پودر این شهباسنگها به زمین میرسد که در صورت نبود این سقف روزانه باید با باران شهاب سنگهایی رو به رو میشد که یک شهاب سنگ آن که به اندازه یک توب فوتبال است یک شهر را ویرانه میساخت…

      نیروی جاذبه (سوره رعد آیه ۲):
      جاذبه یک نیرویی است وابسته به جسم که تمام اشیا موجود وابسته به این نیرو ساکن میمانند. این نیرو در قرن هفدهم توسط نیوتون کشف شد و به عنوان بزرگترین دانشمند قرن لقب گرفت.
      خداوند در قرآن میفرماید: «زمین را ستونهایی قرار دادیم بدون آنکه دیده شوند»
      آگاه هستید که نیروی جاذبه دیدنی نیست و همواره باعث پایداری زمین و سایر سیارات میباشد پس این نیرو همان ستون های مخفی است که قرآم کریم به آن اشاره داشته است .. اگر این نیرو وجود نداشت تمامی سیارات به هم برخورد میکردند و نظام آفرینش بی هدف بود
      ترجمه کامل : « خداوند ، همان کسی است که آسمانها را با ستونهایی بدون آنکه شما آنها را ببینید برافراشت، آنگاه بر عرش استیلا یافت و خورشید و ماه را رام کرد که هر یک برای مدت معینی به سیر خود ادامه می دهند خداوند در کار آفرینش تدبیر، و آیات خود را به روشنی بیان میکند امید که شما به لقای پروردگارتان یقین حاصل کنید » رعد ۲۲

      به راستی کدام یک از نعمت های پروردگارتان را منکرید؟
      تهیه و تنظیم: مهرزاد پاکباز مفسر آیات علمی کلام حق، برنامه نویس و طراح وب

  47. پروفسور ریموند روایه از چهره های شاخص فلسفه در دنیای امروز از دانشگاه پرینستون.

    آقای ریموند روایه: در میان عقاید و افکاری که دانش کنونی را دچار رکود کرده سه زمینه فکری بیشتر از سایر زمینه ها تاثیر گذاشته است:

    ۱-انسان شناسی، مارکس
    ۲-روان کاوی و روان شناسی، فروید
    ۳-جهان شناسی، انیشتین

    این بسیار اشتباه است که روشنفکران ما این افراد را نوآور می شمارند.

    آقای روایه بعضی از دانشمندان معتقدند که آفرینش کاینات و به وجود آمدن و پراکندن سیارات محصول توفان و انفجاری بزرگ است. نظر شما در این باره چیست؟

    پس باید این را هم بپذیریم که یک چاشنی انفجار، یا نوعی اتم مقدماتی و یک فضای بی کران وجود داشته که چنین حادثه عظیمی در آن رخ داده است. اینها و آن ماده اولیه کاینات به هر حال وجود داشته اند و نیازمند آفریننده ای بوده اند. اما از این مهمتر این که: سرنوشت همه پدیده هایی که بر اثر آن انفجار مهیب نخستین در فضا پخش شده چگونه قبلاً در نهاد آن جرم عظیم، معین و مشخص شده بود؟( برای مثال؛ در کتاب جهان های موازی خواندم که ماده از هیچ بوجود می آید(فیزیکی) !!) و خود آن جرم از کجا آمده و چگونه متراکم شده بود؟ می بینید که اصلاً ماده را بدون توجه به روح نمی توان تعریف کرد.

    کوچکترین حرکت در روی زمین، از چنان دقت و ظرافتی برخوردار است که گویی توسط یک نفر برتر، یک عقل مقتدر و مافوق عالی رهبری می شود. آن چنان که به هیچ وجه نمی توان آن را تصادفی نامید. توجیه این امر تنها به همان طریقی که انیشتین می گفت ممکن است. یعنی قائل شدن به وجود پیرمرد. (کنایه از خداوند، قدیمی ترین موجود هستی).

    تازه ترین تحقیقات علمی نشان می دهد که بافت جهان آفرینش، روحی و معنوی است و از یک فکر بسیار وسیع که در همه جای آن آثار شعور و وجدان دیده می شود سرچشمه گرفته است. دیگر کسی حق ندارد دنیا را خالی از مفهوم پندارد. تمام افکار، عقاید، تمدن و فرهنگ بشری از جهان بیرون به او می رسد. به همین دلیل هنگامیکه ما می میریم این خداوند است که به صورت یک حقیقت غیرمادی از وجود ما رخت می بندد و بعد چیزی جز مقداری خاک و گرد و غبار برجای نمی ماند.

    در جهان شناسی جدید نه تنها ماده در مقابل روح نیست بلکه روح تشکیل دهنده ماده و بافت اصلی و اصلاً تنها بافت ماده است و جرم و جسم فقط شکل های ظاهری روح هستند. دنیا به شکل هایی ساخته شده که هرچه در آن هست، به وضع خود شعور کامل دارند و با هم دارای مبادلات وجودی هستند. دنیا در عین حال، مجموعاً دارای وحدت است و به این وحدت هم آگاهی دارد. همین طور از نظر علمی جهان از چیزهایی ساخته شده که صرفاً مادی و فیزیکی نیست. دانش بشری برای اولین بار البته نه از روی ضعف و ناتوانی بلکه براساس روش همیشگی خود یعنی تجربه و تحقیق اعلام می کند که وظیفه ای جز شناسایی ذات خداوندی و تجلیلات وی در پهنه کهکشان ندارد و از لحاظ بشری تمام آن کوشش باید صرف پرورش ایمان علمی و شناسایی منطقی و صحیح آفریدگار بزرگ شود.

    دانشمندان پالومار ثابت کرده اند که آنچه از مفهوم خداوند در ادیان و اعتقادات عالیه، تجلی او به حساب می آید، با خصوصیات آنچه انرژی نام دارد تطبیق می کند. ۲۰۰۰ دانشمندان شاغل در رصدخانه پالومار، دارای ملیت و مذاهب مختلفی هستند و کسی آنها را به داشتن چنین عقایدی مجبور نکرده است. بلکه این دانش و خرد علمی آنهاست که با توجه به نتایج صد درصد علمیشان همه بشریت را به سوی ایمان به خداوند می خواند.

  48. اثبات حقیقت
    با سلام خدمت خانم دکتر ودوستان عزیز بنده کارشناس ارشد کامپیوتر هستم بله مقاله ای که خانم دکتر در این سایت منتشر کردند کاملا منطقی هستش اما من جور دیگه ای در قسمت پایین برای دوستای گلم بیان می کنم
    در ابتدا ما باید ازلی (بی آغاز ) بودن دنیا رو با قوانین وشواهد علمی رد کنیم همه ما می دونیم که طبق قوانین فیزیک تمومی مواد به سوی هم دما شدن پیش میرن اگر دنیای ما ازلی بود تا حالا ۱۰۰% تموم دنیا رو انجماد ونیستی فرا گرفته بود پس ما به کسی احتیاج داریم که اولا باید اصلا محدود نباشه چون اگر محدود باشه طبق قوانین فیزیک ازلی نیست وهمواره نبوده پس به این نتیجه رسیدیم که جهان ما یک آغازی داشته که دانشمندای دیگه هم بار ها این رو ثابت کردن که جهان ما از یک انفجار بزرگ پدید آمده،خوب تا اینجا رسیدیم به یک موجودی که همواره بوده چون ازلی بودنش این رو ثابت کرده این موجود رو کسی در نظر بگیرید که ذره ای نقص در وجودش راه نداره چون اگر وجود میداشت بازم اون نیستی بود والان این دنیا وما وجود نداشتیم(حالا این موجود دارای بی نهایت قدرت نیرو علم و وبی نهایت چیزای دیگه هستش چون اگر نداشت بازم ازلی بودنش انکار میشد)که این موجود همون خداونده بعضیا میگن خداوند رو از ماده باید جدا کرد درسته اما وجود خداوند همون نشانه ها وشعور باطنی نهفته در ماده هستش شاید بعضی بگن خوب قانون فیزیک میگه ماده وانرژی نه به وجود میاد نه از بین میره بلکه از حالتی به حالت دیگه تبدیل میشه خوب چه اشکالی داره خداوند به هر چیزی قدرت میده حالا مثلا ماده وانرژی هم از زمان خلقشون که ازل نبوده این ویژگی رو دارن که خدا بهشون داده پس به خداوندی رسیدیم که دارای بی نهایت صفات بدون محدودیته.دوستان عزیزم این سایت منه http://www.zarinyar.com خوشحال میشم اگر بهش سر بزنید.

    • ناهید سادات ریاحی

      Dear Mary; DeepLook website is in Persian language hence I thinks that it isn’t appropriate place for your advertising!

  49. عرض سلام و ادب خدمت مدیر محترم سایت و دیگر دوستان
    برعکس عقیده و برداشت بسیاری از دانشمندان معاصر که پیشرفتهای علوم جدید را خصوصا در عرصه کوانتوم دلیلی بر رد خدا میدانند حقیقت این است که این دور از کشفیات اغاز فصل جدیدی از خداشناسی عمیق است .خداشناسی که بدور ازهر نوع کج اندیشی و خرافات ما را به لایه های درونی حقایق راهنمایی میکند و خدایی حقیقی و غیر انسان گونه به ما معرفی میکند خدایی که ورای عالم ماده است به عبارتی کل عالم ماده و به تبع ان زمان و مکان خود جلوه ای و مرتبه ای از مراتب وجود است .
    سیر تکاملی دنیای فلسفه ،عرفان ،ادیان و علوم طبیعی همگی به یک سرمنشا ختم میشود و ان اصل و خالص وجود است و تمام کثرتهای عالم همگی مرتبه ای از مراتب وجود هستند زیرا ما در تمام هستی یک حقیقت بیشتر نداریم و ان هستی و بودن است اما این هستی و وجود بینهایت مرتبه دارد درست ماند نور که اصل ان یکی بیش نیست ولی میزان شدت و ضعف ان میتواند بسیار متفاوت باشد .
    این مراتب وجود از کوچکترین مواد قابل درک شروع میشود تا به جامدات پیچیده تر میرسد و سپس به گیاهان و بعد به جانداران و حیوانات پیشرفته تر و سپس به انسان که موجودی مرکب از امور مادی و مجرد است و سپس به حقایق مجرد از ماده مانند قوانین مختلف هستی که همچون نر م افزاری هستند که این سخت افزار هستی که عالم مادی میباشد را به حرکت و تکامل وا میدارد و بالاتر از ان در نهایت به اصل وجود که مجرد محض است و هر وجودی از وجود او هستی یافته و در حقیقت تمام هستی مرتبه ای از مراتب وجود هستند ختم میشود .
    این اصل و خالص هستی که واجب الوجود است یکی است و همتایی ندارد زیرا ما یک وجود بیشتر نمی توانیم تصور کنیم . همچنین ازلی و ابدی است چون وجود نه به وجود می اید و نه معدوم میشود زیرا هر چیزی را که بخواهی برای منشا هستی در نظر بگیری خود اول باید وجود داشته باشد ،پس خود نیازمند وجود است و نیز وجود معدوم نمی شود چون عدم یعنی مطلق نیستی و این بدیهی است که عدم یک حقیقت موجود نیست بلکه تنها یک اعتبار ذهنی است پس محال است وجود به عدم تبدیل شود بنابر این وجود ازلی و ابدی است همچنین وجود ماده نیست چون هر ماده ای برای تحقق نیازمند وجود است و ما نمی توانیم هیچ ممکن الوجودی را بدون وجود تصور کنیم بنابر این وجود ورای ماده است و موجد و مقوم ان است .
    اما این خالص وجود به لحاظ ذاتی فیاض و هستی بخش است و از انجا که وجود ازلی و ابدی است فیاضیت و وجود بخشی او نیز قدیم و همیشگی است و این هستی بخشی و خلق هم دارای سلسله مراتب است و هم در یک مسیر چرخشی قرار دارد به این نحو :
    سلسله مراتب هستی از امور مجرد شروع میشود تا به امور مادی و از امور مادی ساده شروع و به امور مادی پیشرفته ختم میشود و این سلسله مراتب در یک حالت چرخشی قرار دارد درست مانند نمونه مشابه ان در طبیعت مانند چرخش فصول سال و چرخش حیات و ممات جانداران و همچنین چرخش الکترون و پروتن به دور هسته و چرخش سیارات به دور خورشید و…
    بنابر این کل عالم در عین این که در سطح کلان قدیم و همیشگی است در سطحی دیگر حادث است و این حدوث به معنی خلق از عدم نیست بلکه به معنی تغیر و تحول صورتها و تبدیل ماهیات به همدیگر است و این تبدیل و تغییرات در یک چرخه همیشگی قرار دارد و هرگز متوقف نخواهد شد و هرگز شرع و پایان حقیقی نداشته و نخواهد داشت درست مانند چرخه اب در هستی که مدام در حال حرکت و تغییر است به این شکل که از سطح دریا قطرات ریز اب تبخیر و تشکیل ابر را میدهد و از ابر مجددا باران نازل میشود و از باران نهرهای کوچک و به تبع رود و رودخانه و سپس دریاچه و دریا و اقیانوس ودوباره قطره و….
    پس در حقیقت ما در این چرخه ها تنها با یک حقیقت مواجه هستیم و ان اب است که گاهی به شکل دریا و گاهی قطره و ابر و گاهی به شکل رودخانه تجلی میکند . در عرصه کل هستی نیز ما تنها یک وجود داریم که به اشکال مختلف ظهور میکند البته این بدیهی است که با وجود اینکه قطره و دریا هر دو اب هستند ولی مطمعنا تواناییها و قابلیت دریا و قطره یکسان نخواهد بود و نهاتا این قطره است که باید به اصل خود متصل شود .بنابر ان عالم حادث در دل عالم قدیم جای دارد
    در حال حاضر علم بشر به نقطه حساسی رسیده و ان حلقه اتصال عالم مجردات به عالم مادیت میباشد و این سر در گمی و حیران دانشمندان به خاطر این است که در استانه عالمی قرار دارد که قوانین ان با قوانین مرتبه ماده هم خوانی ندارد درست مانند تفاوت دنیای درون رحم مادر و دنیای بیرون از رحم که هر کدام قوانین خاص خود را دارد ولی در عین حال به این صورت هم نیست که هیچ شباهتی نباشد زیرا هر دو عالم از یک سرچشمه اب میخورد و یک خالق دارد ولی البته از نظر مرتبه در یک سطح نیستند و هر کدام قوانین خاص خود را دارد .
    دانشمندان در عالم کوانتوم با خصیصه قانون گریزی و غیر قابل پیشبینی بودن حرکات کوانتوم مواجه هستند و همین را دلیلی بر خالق نداشتن و هدفدار نبودن عالم قلمداد کرده اند البته این واکنش از طرف دانشمندان قابل درک است ولی مطمعنا عین حقیقت نیست بلکه حقیقت این است که انها فقط در حال گذار از یک مرحله جدید در علم هستند شاهد این مسئله وجود خود ماست به این شکل که دقیقا حرکت غیر قابل پیشبینی بودن ذرات چیزی شبیه به اختیار انسان است یعنی ما موجودی مختار هستیم و به لحاظ ذاتی میتوانیم هر عکس العملی را انجام دهیم به گونه ای که در بعضی مواقع عکس العمل های ما برای خود ما نیز قابل پیشبینی نیست ولی خود این اختیار خود خصیصه ای است که خالق هستی به ما تفیض کرده یعنی دایره اختیار ما در یک دایره محدود است و ما نمی توانیم از ان دایره خارج شویم به عبارت روشن تر اختیار ما مانند یک نرم افزار است که از قبل برای ما پیشبینی شده و ما با وجود اینکه
    دارای اختیار هستیم و هر عملی ممکن است از ما سر بزند ولی محدوده ان از قبل تعین شده و با نرم افزار های دیگر هستی هماهنگ است .
    در عالم ماده نیز به همین شکل است به این نحو که حرکات غیر قابل پیشبینی ذرات کوانتوم خود در دل یک قانون جای دارد و این قانون مانند یک نرم افزار در کنار هزاران نرم افزار دیگر در مراتب مختلف با هم در ارتباط با هم یک مجموعه منظم و هماهنگ را تشکیل میدهند . اگر چنین نبود مطمعنا ما قادر نبودیم تا این مرحله از علم پیش برویم و این همه قانون در عرصه های مختلف کشف کنیم و به راحتی بتوانیم اموری را پیش بینی کنیم و به ان مطمعن باشیم .
    بنده را بر این باور است چند اصل شناخته شده در علم معاصر (تا انجا که بنده اطلاع دارم ) حلقه اتصال عالم ماده و معنا هستند که هر دو در مرتبه بالاتر یه یک حقیقت متصل میباشند این امر عبارتند از :
    اصل هلو گرام (خاصیت کل در جزء)
    قانون” اصل مشاهده گر ”
    ارتباط بین ذرات ریز اتمی با فاصله زیاد
    وجود امواج مغزی
    وجود ماده و انرژی تاریکی در کیهان شناسی
    وجود قوانین نامتعارف در عالم کوانتوم و….
    بنده در امور علوم طبیعی تخصصی ندارم ولی مطمعن هستم با کمک دوستان متخصص میتوان به این نتیجه رسید که تمام شاخه های معرفتی بشر یک سرچشمه دارند و در نهایت به یک اصل خواهند رسید و وجود ما و عالم هستی در حقیقت بر گرفته از یک اصل هستند و همچنین وجود ما خود نمونه کوچک شده ای از کل هستی است .
    اگر دوستان مایل باشند میتوانیم در این خصوص با هم تبادل اندیشه کنیم و از اطلاعات یکدیگر استفاده کنیم .
    با سپاس

  50. با سلام مقاله شما پر بود از توجیهات علمی ولی وقتی به خدا رسید به یکباره با دلیل اینکه چون خدا افریننده ست و زمان هم اختراع خداست پس خدا خارج از دایره وجودی اثبات میگردد.. خیلی سریع و یکجانبه دلیلی بر وجود خدا امده..کمااینکه بسسسسسسیاری از عالمان و دانشمندان بزرگ هم دلیلی بر وجود خدا ندارند..ولی انرا هم رد نمیکنند..اما اینکه با این دلیل که خدا افریننده ست پس وجود دارد یک دلیل بسسسیار سطحی و غیر قابل قبول است…بحث اصلی وجود خدا این است که خدا افریدگار است و صاحب همه چیز..اصلاً اصل فلسفه وجود خدا، افرینندگی اوست..حالا ما بیاییم بگیم زمان حاصل دست خداست.. پس خدا هست..در ضمن جهان پر است از بینظمی.. این موضوع با یک دید ساده قابل اثباته…خداییکه با اصول علمی ثابت کردید جالبه که نسبت به ناملایمت دنیا چه حال و چه گذشته بسسیار بی اعتنا و بی قید است…شما که میگویید خدا هست..اساسا کارایی خدا چیست؟

    • ناهید سادات ریاحی

      دوست عزیز لطفا مقاله رو کامل و دقیق بخونید و بعد کامنت بذارید، توجیه و استدلالی که مطرح شده، استدلال بنده نیست! در داخل مقاله نویسنده این نظر و کتابش رو عنوان کردم

  51. خانم ریاحی شما نمی توانید فقط با تکیه بر چند موضوع و نظریه اثبات یا عدم اثبات خدا را بر اساس کوانتم بررسی بفرمائید بطور مثال سیاهچاله ها و کرمچاله ها پدیده هایی هستند که با برخی از فرضیات، نظریات و عنوانین مطرح شده در مقاله شما مغایرت دارد ( ثابت ماندن جرم و انرژی در جهان و بکار بردن کلمه “آغاز” جهان)
    ضمناً لقب فریبکار برای دانشمند بزرگی چون هاوکینز آنهم بخاطر اینکه مفهوم فیزیکی “هیچ” با مفهوم عامیانه آن متفاوت است درواقع خودش فریبکاری بزرگتری از جانب شما است چرا که خودتان مفهوم آغاز جهان را بصورت فیزیکی بیان می کنید ولی عامیانه نتیجه گیری می کنید!!!!!
    اگر خدایی وجود داشته باشد قطعاً بی نیاز تر از آن است که با فریبکاری اثبات شود

    • ناهید سادات ریاحی

      دوست عزیز، متاسفانه شما با هم مثل برخی از دوستان دیگه، بدون خوندن دقیق مقاله، فقط سریع گارد می گیرید و به فکر انتقاد هستید: ۱- این اثبات مربوط به پروفسور اسپیتزر هست که من هم اونو فقط مطرح کردم ونه قبول یا رد! و به همین دلیل از خوانندگان خواستم تا نظرشون رو در مورد این استدلال بیان کنند.
      ۲- من هیچ جایی به این دانشمندان لقب فریبکار ندادم! بلکه استدلالهایی که به کار بردند رو عوا فریبانه خوندم، به این دلیل اینکه من از قصد اونها واقعا خبر ندارم! و از خوانندگان خواستم در مورد استدلال ها مراقب باشن نه آدم ها!!

  52. به نام دوست که هر چه دارم از اوست

    عرض سلام و ادب خدمت کلیه دوستان و با تشکر از زحمات خانم ریاحی

    در خصوص نظر دوستان در مورد مقاله مورد بحث به نظر میرسد که تا حدودی حق با دوستان است و این استدلال برای اثبات وجود خدا کامل و گویا نیست به دلایلی که عرض خواهد شد :
    اشکال اول
    کلیه امور مادی به نوعی بهره مند از وجود هستند و وجود هرگز از عدم به وجود نمی اید بنابر این امور مادی را از نظر اینکه اغاز ان چگونه بوده را در دو سطح جدا میتوان بررسی کرد
    اول: اغاز ماهیت و چیستی یک پدیده مشخص . مثلا اقای ایکس چند ساعت قبل نبود و الان متولد شد بنابر این این شخص یک اغازی دارد. با این دیدگاه هر پدیده مادی اغازی دارد والبته علتی مشخص .
    دوم :هر پدیده مادی برای اینکه محقق گردد نیاز به لوازم و مواد اولیه دارد و ممکن نیست از هیچ مطلق به وجود بیاید یعنی هر چه شما به عقب بر گردید باز هم ممکن نیست به هیچ و عدم مطلق برسید بنابر این هم علم و هم عقل مجرد تصدیق دارند که امور مادی و هر امر دیگری که بهره ای از وجود داشته باشد نمی تواند محصول عدم باشدزیرا عدم وجود خارجی ندارد که بتواند اثری از او صادر گردد بلکه تنها یک اعتبار ذهنی است برای درک بهتر وجود .
    بنابر این در این سطح و دیدگاه بنیادین ماده اغاز از عدم ندارد و به عبارتی ماده ازلی و ابدی است

    اما اینجا یک سوال پیش می اید و ان اینکه ماده در ذات خود ممکن الوجود است یعنی ذاتا وجود و عدم(نه عدم مطلق بلکه تحقق صورتی مشخص ) برای ان یکسان است یعنی هم میتواند به وجود بیاید و هم به وجود نیاید به عبارت روشن تر ماده برای محقق شدن به شکل خاصی نیاز به علتی دارد تا در صورت بخشی به او جهت داده و هوشیارانه او را هدایت کند زیرا ماده خود دارای شعور مستقل نیست و توانایی برنامه ریزی ندارد و نیاز به علتی قبل از خود دارد و البته این سلسله علل نمی تواند تا بی نهایت ادامه داشته باشد زیرا در این صورت ما هیچگاه شاهد این عالم نبودیم درست مثل یک لشکر که دارای سلسله مراتب است و هر کدام برای انجام وظیفه نیاز به دستور ما فوق دارند بنابر این حرکت و عمل سرباز نیاز به دستور فرمانده دسته دارد و ان فرمانده نیز نیاز به دستور ما فوق خود و این سلسله به فرمانده اصلی ختم میشود که او خود تصمیم گیرنده است و نیاز به دستور دیگری ندارد . بنابر این وقوع جنگ بستگی به دستور نفر اول دارد . ولی اگر تصور کنیم که این سلسله مراتب تا بینهایت ادامه داشته باشد هیچگاه جنگی محقق نمیشود زیرا ما هیچگاه به نفر اول که نظرش مستقل باشد نخواهیم رسیدکه بخواهد دستور جنگ را صادر کند .
    سلسله علل نیز به همین شکل است و نمی تواند این سلسله بینهایت باشد . پس اگر ما شاهد جهانی محقق شده هستیم مسلما این سلسله به یک علت العلل ختم شده هرچند ما قادر به درک ان نباشیم.

    اشکال دوم
    ما اگر برای خلق جهان، زمانی را مشخص کنیم اولین سوال این است که چرا خدا در این زمان مشخص خلق را اغاز کرد اگر خلقت خوب است و مفید چرا قبل از ان این کار را انجام نداد چه عاملی در این کار دخیل بوده اگر این عامل درونی است چرا در زمانی مشخص این امر محقق شده به عبارتی اگر هیچ عامل بیرونی در اراده خدا دخالت نداشته چرا این امر در زمانی معین صورت گرفته و همیشگی نبوده و اگر این عامل بیرون از ذات خدا بوده پس او خدایی قائم به ذات و مستقل و قادر مطلق نبوده چون بیرون از ذات او اولا اموری دیگر وجود داشته ثانیا ان امور توانسته اند اراده خدا را به
    نوعی تحت تاثیر قرار دهند و…
    ما هر نوع که به اغاز خلقت نگاه کنیم باز به محضوراتی برمیخوریم که با ذات اقدس اله جور در نمی اید بنابر این خلقت نمی تواند به صورت خطی باشد یعنی در یک نقطه شروع و در نقطه دیگر پایان پذیرد زیرا در عالم ماده هرچه اغاز داشته باشد نهاتا به پایان خواهد رسید (البته پایان به معنی سیر پایانی یک صورت مشخص )
    اشکال سوم
    ملاک نیازمندی معلول به علت زمان مند بودن ان نیست بلکه فقر ذاتی ان موجود است یعنی هر موجودی که در ذات خود ممکن الوجود باشد خواه زمان مند باشد و خواه فرا زمانی نیازمند علت است بنابر این ما حتی اگر خدا را نیز فرا ماده بگیریم که زمان بر ان صدق نکند باز هم نمی توان به استناد به ان حکم به علت نداشتن ان بکنیم بلکه برای علت العلل بودن خدا باید غنای ذاتی ان را اثبات کنیم به گونه ای که محال باشد که او نیاز به علت داشته باشد نه اینکه چون او قبل از زمان است پس علت ندارد

    اثبات خدا
    اثبات خدا با اثبات خود ما اغاز میشود به این ترتیب :
    ما در هر چیزی بتوانیم شک کنیم در وجود خود نمی توانیم شک کنیم و این وجود حقیقتی ورای چیستی و بدن جسمانی ماست زیرا با وجود اینکه بدن ما از اغاز کودکی تا دوران کهولت همواره در حال تغییر و جایگزینی سلولهای بدن بوده ولی هرگز ما در وجود خود دچار دگرگونی ذاتی نمی شویم به این معنی که به تبع تغیر بدن وجود ما نیز تغیر کند و یا مثلا با قطع عضو وجود ما نیز ناقص گردد . همچنین اگر وجود ما عین بدن ما باشد پس قاعدتا تا وقتی بدن موجود باشد وجود ما نیز باید برقرار باشد در صورتی که ما در عمل خلاف این را شاهد هستیم. باری در فلسفه تمایز بین وجود و ماهیت به تفصیل به اثبات رسیده(البه در سطح عالم تعقل ) که در این مقاله جایی طرح ان نیست هر چند که در عالم خارج این وجود و ماهیت عین هم هستند و قابل تفکیک نیستند زیرا وجود در این دنیا تا در قالب جسم نباشد برای ما قابل درک نیست و همچنین ماهیت و چیستی اگر موجود نباشد ادراک نمیگردد .
    درست مانند نرم افزار و سخت افزار یک رایانه که تا سخت افزار نباشد نرم افزار قابل اجرا نمی باشد و سخت افزار هم تا نرم افزار نباشد قادر به انجام هیچ عملی نخواهد بود و در حقیقت هر دو انها لازم است تا یک رایانه قابل استفاده باشد هر چند که در سطحی دیگر هر کدام از سخت افزار و نرم افزار قواعد و اصول خود را دارند و جدا گانه قابل بررسی هستند .
    از طرف دیگر در کنار این وجود های بسیاری که در عالم وجود دارند از جامدات گرفته تا حیوانات و انسانهای مختلف و بالاتر از ان وجودهای مجرد مانند وجود قوانین هستی که در افقی بالاتر از ماده قرار دارند و کلیه امور عالم را تدبیر میکنند که تا به حال بشر قادر به شناسایی بسیاری از این قوانین گردیده و با وجود اینکه در وجود انها شکی ندارد ولی انها اموری مادی نیستند که بتوان انها ر لمس کرد و خود این قوانین بهترین دلیل بر وجود امور حقیقی ورای ماده است و این که مراتب وجود منحصر به عالم ماده نیست .
    اما با وجود این همه کثرت در مراتب وجود ما به راحتی میتوانیم این را درک کنیم که اصل هستی و وجود در حقیقت یکی است و دوتا نیست یعنی وقتی ما میگوییم درخت است ، انسان هست ،قانون جاذبه هست،اصول اخلاقی هست و…با وجود اینکه از ماهیت های مختلفی صحبت کرده ایم ولی وجود داشتن در تمام انها به یک معنی است و البته مقدم بر ماهیت انها (در فلسفه به تفصیل دلایل تقدم وجود بر ماهیت بیان شده )در حقیقت در پس این چیستی های مختلف ما با یک حقیقت واحد روبه رو هستیم و ان وجود و هستی است و این وجود از نظر عقلی واحد است یعنی وجود مفهومی چندگانه نیست و قابل تجزیه و ترکیب هم نیست ولی علت اینکه ما وجودهای مختلف را به اعتبار ماهیت انها درک میکنیم به خاطر این است که وجود امری ذو مراتب و تشکیکی است. مانند نور که با وجود اینکه حقیقتی واحد است ولی میتواند بینهایت مراتب داشته باشد مثلا نور خورشید نور است و نور شمع هم نور است و اختلاف انها اختلاف ذاتی نیست بلکه اختلاف مرتبه ای است بنابر این هم اختلاف انها و هم اشتراک انها در یک امر است و ان میزان بهره مندی از نور میباشد در عرصه وجود نیز به همین ترتیب ما شاهد یک واحد کثیر هستیم.یعنی واحد در ذات و کثرت در مراتب ذات
    اگر این توضیحات خوب هضم شده باشد میتوان گفت :
    خدا همان اصل و خالص وجود است که یکتاست به این معنی که ما در حقیقت در کل هستی یک وجود بیشتر نداریم و تمام موجودات عالم مراتب و جلوه های اصل وجود هستند که همگی وابسته و طفیلی اصل وجود میباشند .
    خدا ازلی و ابدی است چون اصل وجود نه از عدم به وجود می اید و نه به عدم تبدیل میشود زیرا شما هر امری را برای علت و به وجود اورنده” وجود “تصور کنی ابتدا باید وجود او را فرض کنی و این یعنی او خود وابسطه به اصل وجود است.
    همچنین وجود ابدی است زیرا وجود ممکن نیست به عدم ختم شود زیرا عدم تنها یک اعتبار ذهنی است و اعتبار هیچگاه نمی تواند بر حقیقت چیره گردد مثلا شما هیچگاه نمی توانی بگویی به مقابله با دشمن فرضی رفتم و از دشمن فرضی شکست خوردم و این حرف شما را هیچ عاقلی از شما قبول نمی کند زیرا دشمن فرضی تحقق خارجی ندارد که بتواند شما را شکست بدهد
    خدا فرا تر از زمان و مکان است چون اصل وجود در سلسله مراتب بسی بالاتر از مرتبه مادیت قرار دارد و زمان و مکان حاصل امور مادی است و امور مادی خود پایین ترین مرتبه وجود است که هم در خلق و هم ودر تداوم خود نیازمند مراتب بالاتر وجود است
    یکی از ایراداتی که به وحدت وجود گرفته شده این است که اگر چنین باشد که کل هستی مراتب وجود هستند پس سنگ و جوب هم خداست و…
    جواب این است که یک قطره یک کاسه اب یک نهر یک رود یک دریاچه و یک دریا و اقیانوس همگی ذاتا اب هستند و در ذات هیچ تفاوتی با هم ندارند ولی ایا کاربرد و توانایی انها هم با هم برابر است ایا یک قطره میتواند کار یک اقیانوس را انجام دهد مسلما نه ولی ایا این عدم کاربرد به دلیل ذاتی است یا به دلیل میزان برخورداری و وسعت ان است . جواب مشخص است اب در حقیقت یکی است ولی میتواند جلوه های مختلفی داشته باشد و به تناسب ان میتواند دایره توانایی ان نیز بسیار متفاوت باشد
    اگر مطالب خوب درک شده باشد تمام موانع و ایرادهای استدلال بالا بر طرف میشود به این ترتیب که :
    خدا اصل و خالص وجود است که ذاتا هستی بخش است و خلق و هستی بخشی او عین ذات اوست و قدیم است به این معنی که خلق افرینش همواره بوده و خواهد بود ولی این خلق دارای مراتب بسیار است و زنجیر وار به هم متصل هستند و از امور مجرد محض شروع شده تا به امور مجرد متصل به جهان طبیعت میرسد به عبارتی نظام طبیعت محصول سلسله مراتب وجود مجرد بالاتر از خود میباشد که در حقیقت دنیای کوانتوم مرزبین این سلسله مراتب عالم مجرد و عالم ماده میباشد و به نوعی عالم کوانتوم عالمی نیمه مجرد است اما این خلق ازلی و ابدی در یک مسیر مستقیم قرار ندارد بلکه در یک چرخه در حال چرخش است که نمی توان نقطه اغازی برای ان تعین کرد درست مانند چرخه فصول سال و چرخه حیات و ممات جانداران و همچنین چرخش الکترون به دور هسته و چرخش سیارات به دور خورشید و…
    بنابر این کل نظام هستی در یک چرخه همیشگی قرار دارد و در سطح کلان ازلی و ابدی است ولی در سطحی دیگر مدام در حال خلق و عدم است ولی نه خلق و عدم مطلق بلکه خلق و عدم به معنی تغییر و تحول از شکلی به شکل دیگر .
    با این تفسیر اشکال اول بر طرف میشود و میتوان گفت ماده ازلی ابدی هست ولی نه به ان معنی که قائم به خود باشد بلکه به اتکاء قدیم بودن اصل وجود و مراتب ان قدیم است .
    اشکال دوم نیز برطرف میشود زیرا ما برای خلق جهان زمانی را تعیین نمیکنیم بلکه خلق و افرینش را نیز به تبع قدیم بودن خدا قدیم تلقی میکنیم و این مشکل با نظام چرخشی عالم به جای نظام خطی بر طرف میشود .
    اشکال سوم نیز برطرف میشود زیرا ما به اتکا به فرا زمان بودن علت العلل بودن خدا را ثابت نمی کنیم بلکه با اتکا به اصل وجود این امر را ثابت میکنیم زیرا هر موجودی در هستی نیاز مند اصل وجود است و اصل وجود نیاز مند هیچ پدیده ای نیست زیرا امری فرا تر از اصل وجود قابل تصور نیست که بخواهیم وجود را نیاز مند به او بدانیم
    از اینکه مطلب طولانی شد عذر خواهی میکنم زیرا کوتاه تر از این مطلب قابل بیان نبود و مقصود منتقل نمی شد هرچند همین هم نیاز به توضیحات بیشتر میباشد که خارج از حوصله این مقاله میباشد .
    در پناه حق باشید
    با سپاس

    • ناهید سادات ریاحی

      Dear Kelly ; your link doesn’t work and for this reason I didn’t understand your mean! Please clarify your mean

  53. آقای استفان هاوکینگ لابد برای خودش استدلالهایی داره اما نظر من قرآن کریم هزار وچهارصد سال پیش به انفجار بزرگ اشاهره کرده سوره انبیا یک دوم اینکه وجود میدان که به عنوان هیچ تلقی میشه هیچ نیست وشکلی از انرژیه آیا این نظم وهماهنگی نیست که آقای هاوکینگ ندیده

  54. این تبلیغ کنار صفحه دید رو مختل میکنه اما هماهنگی های جهان هستی یکی.دو.تا نیست حساسیت چشم به نور مریی لایهه.اوزون و حفاظت از امواج فرابنفش … چگالی کم چوب و.منفعتش برای انسان …تو.دریا چکه چکه.اومدن بارون به علت جاذبه بین ذراتش حلال.بودن. آب …..مکمل بودن عمل.تنفس وفتوسنتز برای هم ….خواب شب وتنظیم هرمونها …تصفیه کار بودن کلیه … قدرت یادگیری وقابلیتت آموزش مغز مغز پروگرم.ابله.و………programable

  55. سایتتون کنده کمی بحثی که هست اینکه ماده به انرژی وانرژی به ماده تبدیل بشه از هیچ ماده ای به. وجود نمیاد منظور ایجاد ماده از خلا ایجاد از نیروهای مختلفه که وزن وجرم ندارن مثل نور قابل رویت که نوعی گونه ای از انرژیه خب در اطراف آهنربا هم انرژی هست اما باچشم دیده نمیشه ولی آهن رو جذب میکنه …نوع دیگر انرژی امواج تلفنه …دیده نمیشه هیچ کس مدعی درست شدن ماده از هیچ نشده بلکه منظور از هیچ انرژیه که وزن و جرم نداره قدرت یک آهنربا تو ترازو نشان نمیده فرضا بدنه ترازو کلا چوب باشه وزن نداره جاذبه ی آهنربا .. ولی …آهن رو جذب میکنه …….سوره سی وشش آیه ی سی وشش میفرماید منزه است کسی که همه زوجها رفرید چه خودشان چه روییدنیها …چه آنچه  نمیدانند….الکترون …بار مثبت پروتون بار منفی ن اشاره علمی کمه …ماده ..و ضد ماده این سایتتون خیلی کنده

  56. حمید معماری

    سلام
    ما ایرانیان از قدیم خدا را، خودا می خوانیم. بجز ما، هندیان نیز که از اقوام نزدیک ما ایرانیان هستند خدا را خودا می خوانند. خدا یعنی به خود آمدن و به درون خود متوجه شدن است. در اوستا خدا، خداته [خودا تَه) آمده است. خداته خودآفریده ترجمه شده است. یعنی تَه خود. انتهای خود و اندیشه ی انسان. انتهای درون انسان که به انتها و ابتدای آفرینش می رسد. از طرفی ایرانیان به جز اهورامزدا معتقد به آفریننده ی دیگری که خود آفریننده ی اهورامزدا بوده معتقد بودند. آن آفریننده زمان است. زمان، زروان آمده است. خود آفریده و زمان از مهمترین باور ایرانیان در هزاران سال قبل به زمان جمشید باز می گردد.

  57. حقیقت اینه که بسیار سطحی به قضیا نگاه کرده این و اصلا بحث مصرف انرژی نیست که انرژی روزی تمام بشه…. بحث تبدیل انرژی هست… انرژی مثبت و منفی بوده در حالی که شما فقط انرژی مثبت رو فرض کردین…در ضمن در مورد این که جهان از هیچ بوجود اومده این رو باید بدونین هیچ مطلق ممکن نیست و در فلسفه شما به عنوان ممتنع الوجود وجود چنین خلائی ممکن نیست یعنی حتی خدا هم نمیتونه هیچ مطلق رو بوجود بیاره… بنابرین مفهوم هیچ در فیزیک همون هیچ مطلق هست

  58. سلام.خانم دکتر ریاحی. مطالب شما در مورد فیزیک کوانتوم بسیار جالب و ارزشمند است هر چند کمی بالاتر از فهم و درک من که دیپلمه زمان قدیم هستم میباشد ولی بسیار علاقه مند به بحث کوانتوم هستم. سوالی از شما داشتم. شما چه اندازه به زندگی های متوالی پس از مرگ انسان اعتقاد دارید این بحث برای من خیلی جالب است. منتظر پاسخ شما هستم.

  59. برای یه قسمت از پایان نامم فیزیک کوانتومی مطالعه میکردم ، سر از اینجا در آوردم
    خیلی عالی ، موفق باشین خانم دکتر

  60. خیلی ناقص بود تو این اطلاعاتی ک گذاشتید هیچ ارتباطی با خدا نداشت ما دانشمدان بزرگی
    داشتیم که وجود خدارو رد کردن واین اطلاعاتو پیش پا افتاده میدونن وقطعآ هم پیش پا افتادست چون ابر دانشمندی مثل هاوگینگ و بقیه فیلسوفان و فیزیکدانان در قرن ۲۰ وجود خدارا تکذیب میکنن منظور من این نیست ک سطح سواد و اطلاعات شما کمه ولی تا زمانی ک استیونهاوکینگ نظریه بخوصوص خودشو داره این اطلاعات واقعآ ناچیزه ولی بازهم ممنون از وقتی ک گذاشتید

  61. خب طبق دانسته های خودم اگر ما از بعد مکان و زمان خارج بشیم وارد بعدی میشیم که فقط نیرو خالص وجود داره پس خدایی وجود نداره و همه چیز که که شامل زمان و… میشه در حقیقت توسط یک نیروی پاک و بی نهایت ساخته شده.برای مثال نیروی کوچکتری که باعث بیگ بنگ شد با این تفاوت که این نیرو در بعد مکان و زمان قرار داشت برا همین ما میتونیم منشا نیروی که باعث به وجود امدن کره ی زمین شد رو تو اینده پیدا کنیم ولی نمی تونیم نیروی که باعث به وجود امدن کله هستی را که شد پیدا کنیم چون این نیرو در مکان و زمان خاصی وجود نداره پس امکان این وجود داره که خدا وجود نداشته باشه..

  62. من از طریق علم خیلی تلاش کردم وجود خدا رو ثابت کنم ولی به جوابی نرسیدم برا همین من فکر نمی کنم (باوره وجود خدا یا عکسش برای انسان مهم باشه)چون تمام هدف بشیرت پیشرفت هست و از نظر من هرکی دلش میخاد میتونه با باور بودن یا نبودن خدا پیشرفت و به دانایی برسه نمونه هایه زیادی هم در هردو مورد وجود داره خلاصه حرفام اینه که برای خوب بودن نیازی به خدا نیست مثل خودم و خیلیایه دیگه منکه هدفم خوب بودن حالا اگر خدایی هم بود چه بهتر یکی هست خوبی هامو ببینه 🙂

  63. درود
    مطالب بالا جهت دهنده بود
    کلمه ای به نام “اعتقاد ” حال به هر چیز یا نیرو یا شخص یک مفهوم کاملا بیهودست.
    اعتقاد جایگاهی برای یک شخص قرن ۲۱ نباید داشته باشد . کسی ما را مجبور به اعتقاد به چیزی یا نیرویی نکرده است جهان را همانگونه که هست بپذیریم و برای ناشناخته هاش کنجکاوی کنیم و حس پرسشگری
    از طریق همین مفاهیم کوانتوم بحث علت و معلول کاملا از بین میره پس این مفهوم اصلا درست نیست که هر چیزی علتی داشته و قیاسش با {ساعت و ساعت ساز اشتباهه } بیگ بنگ از خلا کوانتومی شکل گرفته ودانشمندان میگن شکل گیری کیهان از خلا کاملا ممکن است . بسا که کیهانهای دیگری نیز هست {دنبال علت و معلول گشتن یعنی تلاش برای معنا دادن به موجودیت و فرار از پوچی}
    این تلاش افراد خدا پرست و معتقد است و با هیچ روشی هم نمیشود انها را قانع کرد

  64. سلام
    ایا اطلاعاتتون در این مقاله ب طور کامل دقیق و درسته؟
    در ویکیپدیا گفته شده ک fred hoyle بی خدا هستن و چیزی راجع ب اینکه نطرشون تغییر کرده گفته نشده.

  65. کاملا مشخصه که دانشمندان برای اینکه محبوبیت و مقامشون رو از دست ندن مجبور شدن بگن نیرویی باهوش باعث شده این جهان شکل بگیره.ولی در واقع خدایی وجود نداره. من در طی ۱۸ساعت که در روز بیدارم ۱۶ بار به این نتیجه میرسم . فقط دوبار احتمال میدم که خدایی باشه . اونهم از روی ترسه .هر چقدر ذهنم جلو میره محاسبات به من میگن هیچ افریننده ای نیست.

  66. نویسنده عزیز خانم ریاحی
    متاسفانه متنی که زحمت ترجمه آن را کشیدید دارای اشکلات بنیانی اساسی و جهت گیری کاملا مغرضانه ای است (در باب پیش فرض دانستن موضوعی که قرار است به اثبات برسد).

    ۱- هرچیزی که آغازی دارد، علتی دارد.
    ۲- کائنات، آغازی داشته است.
    ۳- بنابراین کائنات هم علتی دارد.

    الف) شرط اول در باب علیت با زرنگی هر چه تمام تر مطرح شده! ” هرچیزی که آغازی دارد، علتی دارد.” کاملا یک ماست مالی برای جمله “هر چیزی علتی دارد” هست. چون به جز خدا (که هنوز اثبات نشده است) بقیه چیزها آغازی دارد! پس بهتر نیست از همان جمله “هر چیزی علتی دارد”
    و سر خودمان را کلاه نگذاریم؟ شماکه نمیتوانید هدف اثبات را وارد شروط خود کنید! شما قرار است اثبات کنید خدا وجود دارد ولی در گام اول در اولین شرط آمدید وجودش را پیش فرض گرفته اید (خدا آغاز ندارد)؟؟

    این گفته که “خدا چون آغازی نداشته در نتیجه شامل قانون علیت نمیشود” حتی اگر صحیح هم باشد نیازمند اثبات است!
    گذشته از این در متن با تعمیم ناروا شرایط بحرانی آغاز جهان هستی را (که حتی هنوز ثابت نشده در آن زمان قانون علیت وجود داشته یا خیر) با شرایط معمولی جهان فعلی مثلا شلیک یک گلوله سنجیه شده!
    ضمنا شکل گیری جهان هستی مادی از انرژی می باشد و انرژی نه به وجود میاد و نه از بین میرود، ازلی است!

    ب) “در اخترفیزیک نیز، کشف مهمی وجود دارد که به آغاز و خلق کائنات اشاره دارد”.
    خلق شدن کائنات آن هم توسط خد تنها یکی از دلایل احتمالی این موضوع می باشد که هنوز اثبات نشده است.

    ج) چرا شما نباید به خودتان بگویید: قطعاً یک شعور فوق العاده باهوش، ویژگی های اتم کربن را طراحی کرده است.
    چرا باید بگیم؟؟ کسی که ادعایی مطرح میکند باید آن را اثبات کند نه این که بقیه را ملزوم به پذیرش بی دلیل و بی علت چیزی کند.
    خالق، آفریدگار، شعور کیهانی هر چیزی میخاین اسمشو بزارین! نیاز به اثبات داره!!

    د) خیلی خلاصه و کوتاه خدمتون عرض کنم تمامی برهانهای خداشناسی (مخصوصا علیت که تو این پیج سعی بر بیانش از دید دانشمندان بود) پاسخ داده شده اند. به جای طرح این موارد که رد شدن اونها بارها و بارها نشون داده شده بیاید برهان شر (در رد خالق احتمالی) را پاسخ بدهند که ۲۵۰۰ ساله بی جواب مانده است! کلیپ رد برهان علیت زئوس را ملاحظه کنید.

    سخن پایانی حتی اگر چیزی به نام خالق (چون خدای ادیان که تکلیفش مشخصه!) وجود داشته باشه با علم قابل بررسی نیست چون علم در حیطه ماده است و قدرت بررسی ماورا و آن سوی مرزهای مادی را ندارد!

    در پاسخ به سوال پایانی شما:
    آیا استدلال بالا، درست و منطقی است و آیا شما را قانع می کند؟ تعریف شما از خدا چیست؟ آیا راه دیگری برای اثبات خدا می شناسید
    خیر! استدل منطقی نبود و بسیار ضعیف بود!

    • دوست عزیز،‌متاسفانه معلومه که مقاله رو دقیق نخوندید! من اول مقاله گفتم که این استدلال مربوط به بنده نیست، بلکه نوشته پروفسور رابرت اسپیتزر هست. اما به هرحال ممنونم که نظرتون رو در مورد این استدلال فرمودید

    • دوست عزیز اینکه هروقت از دلایل کسی خوشمون نیومد یه کلمه ماسمالی تنگش بچسبونیم و اینطور بخوایم خودمونو توجیه کنیم!
      اول اینکه هیچ فیلسوفی نگفته هرچیزی علتی دارد! بلکه گفته شده هر حادث و هر معلولی علتی دارد. یعنی هراونچه که از مرحله عدم به مرحله وجود میرسه باید علتی داشته باشه.
      مسلمه که وقتی میگیم خدا یعنی چیزی که سابقه عدم نداشته و وجودش رو از چیز دیگری نگرفته لذا برای وجودش نیازمند دیگری نبوده تا علت وجودش بشه.
      نکته دوم اینکه برهان علیت نقض نشده و به اون جواب هم داده نشده بلکه توسط برخی فیلسوف نماها تحریف شده که فلاسفه دیگری از شرق و غرب هم جواب اونها رو دادند و اشتباهات و تحریفات اون ها رو نشون دادند.

  67. من خدا رو به طور قطعی رد نمیکنم و همچنان قبولش هم نمیکنم از نظر من فیزیک کوانتوم خارج از درک انسان هاست میدانیم که ادراکات انسان محدود به حواس و تجربه است به قول مارتین ریس فیزیکدان بزرگ انگلیسی انسان به سختی ساده ترین قوانین فیزیک رو درک میکنه حالا شما حرف از متافیزیک میزنید

  68. بُنيَانٌ مَّرْصُوصٌ

    جواب>> اینکه خدا را چه کسی ساخته یا از چه چیزی به وجود امده است…
    اگر خدا وند هر چیزی را ساخته است پس چه کسی اورا ساخته است؟
    این سوالی است که شیطان ان را از هر انسانی پرسیده ومی پرسد ولی جواب علمی ان چیست؟
    مگر میشود هر چیزی را چیزی ساخته باشد ولی خدا را کسی نساخته باشد ؟
    جواب :
    میخواهیم جواب این سوال ساده را با فیزیک وریاضی حل کنیم . ما از دوران ابتدایی و راهنمای(متوسطه اول) با اعداد طبیعی,حسابی و…اشنا شده ایم ولی ایا تعریف حقیقی و عملی ان را میدانیم یا فقط به صورت حفظی وتئوری انرا حفظ کرده ایم؟ اگر میدانیم پس جواب سوال های بالا را نیز با تامل و اندیشه کردن در فیزیک واین اعداد خواهیم یافت ولی اگر نمی دانیم انرا اینجا یاد میگیریم و سپس با تفکر وتامل به سوالات بالا پاسخ میدهیم .
    اعداد طبیعی: به اعدادی میگویند که از((یک)) شروع میشوند وادامه دارند .(به حالت تئوری)
    {و..,۱,۲,۳} a=
    اما در معنای کلی اعداد طبیعی چه اعدادی هستند وچه ارتباطی با خدا و خداشناسی دارند ؟! همان طور که از اسم اعداد طبیعی پیداست از دو بخش اعداد وطبیعی تشکیل شده است “یعنی اعداد و تعدادی که در طبیعت و فیزیک جهان پیرامون ما وجود دارند” وبرای همین منظور صفر و اعداد کسری و… شامل این مجموعه نمیشوند اما چرا؟ چون مثل این است که بگویم در آن باغ چهار و ۳/۷ نفر انسان وجود دارند !!! یا بگوییم روی این تخته چند تا صفر وجود دارد ! یا بگوییم √۲ کتاب در این کتابخانه وجود دارند !! امید وارم که منظورم را فهمیده باشید که اعداد طبیعی به اعدادی میگوند که واقعا در اطراف ما وجود دارند.
    واین را هم میدانیم که هر علتی معلولی وهر معلولی علتی دارد.
    برای مثال یک تابلوی نقاشی یک معلول است و نقاش ان علت است یا یک کتاب را نویسنده ای نوشته است یا یک خانه را مهندسی طراحی ونقشه کشی کرده است پس هر چیز را چیزی دیگر پدید اورده است ازجمله زمین ,خورشید و… و میدانیم که تمام مثال هایی که ذکر شد در طبیعت وجود دارند وچیزی مبهمی نیست ! ماهم برای یافتن جواب خود به همین نظم به پیش میرویم تا جواب سوال خود را بیابیم برای مثال : ماه طبق نظریه های دانشمندان از برخورد جرمی اسمانی به زمین به وجود امده است و خوده زمین و منظمه شمسی هم از گرد وغبار بین سیاره ای به نام سحابی خورشیدی به وجود امده است ومنظمه خورشیدی هم بخش کوچکی از کهکشان راه شیری است که باعث این پدیده شده است و … اگر همین جوری از کوچک ترین به طرف بزرگ ترین حرکت کنیم به لاخره به یک “سرچشمه” میرسم یعنی براساس اعداد طبیعی :
    { ۹۹۹۹,۹۹۹۸,۹۹۹۷,…۵,۴,۳,۲,((۱ )) } = اگر از عدد ۹۹۹۹ به پایین حرکت کنیم به عدد “یک ” میرسم و دیگر نمی توانیم حرکت کنیم.چرا؟ چون همانطور که قبلا گفتیم جهان ما جهانی “طبیعی” است و برای شمارش اعداد طبیعی (اعدادی که وجود دارند) از مجموعه اعداد طبیعی استفاده میکنیم پس صفر ی در این مجموعه قرار “ندارد” و اولین عدد که ریشه ( (sourceتمام اعداد است ۱ یا همان ((الله)) است اولین عضو مجموعه اعداد طبیعی و واقعی است که قبل از او چیزی وجود ندارد و تنها حاکم و سلطان جهان و قدرت مطلق و شعور نامتناهی است. / ولله اعلم .

  69. وقتی اصل علیت رو در مورد خلقت جهان به کار می‌بریم داریم به نوعی میگیم که خدا قبل از چهان وجود داشته. یعنی داریم جهان و خدا رو در چارچوب زمان تعریف می‌کنیم. اونوقت اگه خدا درون زمان وجود داشته باشه، علیت باید در مورد خدا هم صادق باشه و بپرسیم که خدا چگونه و چه زمانی به وجود اومده.
    اما اگه بخوایم خدا رو موجودی خارج از بعد زمان تعریف کنیم، اونوقت این اشکال پیش میاد که چنین موجودی قادر به تغییر کردن و تغییر دادن نیست. یعنی نمیتونه خالق باشه. چون هر گونه تغییری فقط در چارچوب زمان اتفاق می‌افته.
    اگه خدا موجودی بی زمان باشه و جهان زمانمند، یعنی زمان و جهان با هم شروع شدن و قبل از جهان معنی و مفهومی نخواهد داشت پس علتی مقدم بر جهان نیز نمیتونه وجود داشته باشه.
    تنها راه برون رفت از این بن بست اینه که جهان هم بی زمان باشه. یعنی جهان صرفاً وجود داره و گذشته و آینده و حالی در کار نیست. پس آغازی نیز بر آن متصور نخواهد بود.
    شما اگه بخواید خدا رو ثابت کنید، اول از همه باید تعریف واضح و روشنی از خدا داشته باشید به صورتی که هیچ تناقضی در صفات و ویژگی‌های اون نباشه. نه این که تصویر شترمرغ گونه‌ای از خدا داشته باشید که وقتی بگیم چرا بار نمی‌بره بگین خدا مرغه، و وقتی بگیم چرا پرواز نمیکنه بگین شتره!
    برهان‌های اثبات وجود خدا در نهایت ممکنه ثابت کنند که یه چیزی بوده که جهان ازش خلق شده و اون چیز ممکنه انرژی یا خلاء کوانتومی باشه و این به کلی متفاوت با خدایی است که با انسان حرف می‌زنه و دعاهاشون رو مستجاب می‌کنه، از دست ناباوران عصبانی میشه و از پرستیده شدن خوشش میاد و …

  70. با سلام و درود
    من دانشجوی فلسفه غرب هستم و عنوان پایان نامه ام در مورد بررسی نظر هاوکینگ با توجه به فلسفه های ریاضی است. نکته ای را خواستم با دوستانی که با اتکا به کتاب آقای هاوکینگ، باورهای متافیزیکی شان را فرآوری می کنند درمیان بگذارم. خوب است بدانیم که نظریات ایشان مبتنی بر قرائت افراطی از فلسفه ریاضی افلاطونی است و به همین علت ایشان و همکارش بدون در نظر گرفتن عناصر تعبیردهنده به ترم های ریاضی مانند بی نهایت ریاضی از آن ها به عنوان حقیقت های فیزیکی بهره می برند. چنین دیدگاهی در بین بسیاری از فیلسوفان ریاضی مثل دیوید هیلبرت و براوئر دیدگاهی خام ( ببخشید که این عنوان را انتخاب کردم) و نادرست است. اگر عناصر تعبیردهنده به ترم های ریاضی داده نشود، به قول استفن بارکر گزاره های ریاضیاتی غیرمعبر خواهد شد. این چنین گزاره هایی ولو در فضای آزاد ذهن ریاضیدانان دارای معناست، اما در صورتی که محتوای گزاره ناظر به جهان خارج باشد ( مثل هدف اصلی دانش پرارج فیزیک) چنین گزاره هایی فاقد معناست و مثل همان گزاره هایی است که کارناپ برای گزاره های متافیزیکی صرف مثال زده بود.
    در کارپروفسور هاوکینگ و برخی از فیزیکدانان که با نگاه منفی به مطالعات فلسفی می نگرند، از چنین گزاره های فاقد معنا در حوزه ی ناظر به جهان خارج استفاده شده است. با مطالعه ی دقیق کتاب آقای هاوکینگ می توان به این نکاتی که گفتم دست یافت. من به عنوان نمونه فقط یکی از آن ها را مطرح می کنم. انشالله بقیه را در مقالاتی که مستخرج از پایان نامه ام هست و دو تا شو به مجله ی فلسفه علم فرستاده ام عنوان خواهم کرد.
    به عنوان مثال، ایشان در موقعی که می خواهد آزمایش دو شکاف را با توجه به تعبیر فاینمن تبیین کند، معتقد می شود که الکترون ها همه ی مسیرهای ممکن را طی می کنند مثلا از داخل ظرف سوپ ما و از کهکشان آندرومدا و .. عبور می کنند و ..؛ بسیار خوب! فرض کنیم که ما هم این حرف را باور کردیم. حالا ببینیم سرعت این ذره چه قدر باید باشد. چون زمان طی مسیر این مسافت محدود است، و طول مسافت طی شده توسط این ذره برابر با بی نهایت ریاضی ( و نه بینهایت بالقوه!) است پس مقدار سرعت v برابر است با d تقسیم بر t یعنی برابر با بینهایت. خوب باز هم حرفی نیست اما این جا به نظر می رسد که یک ناسازگاری وجود دارد زیرا سرعت بی نهایت لازمه اش این است که به محض شلیک الکترون ها بدون هیچ فاصله ی زمانی الکترون همه ی جهان را درنوردد و بدون حتی یک هزارم ثانیه تاخیر به آشکارساز اصابت کند؛ اما چنین چیزی به وضوح در آزمون تجربی شکست می خورد.
    کتاب هاوکینگ برخلاف بزرگی نویسنده ی آن، اصلا کتاب علمی به معنای واقعی نیست. این مطلب را وقتی با نگاه نقادانه به آن بنگرید خیلی زود برای تان این مسئله روشن می شود به شرط این که با نگاه منفعلانه و عاشقانه ( عشق به هاوکینگ) به آن چشم ندوزید. مغالطه ی آرزواندیشی، و .. در آن دیده می شود. تعریفی که داده است در مورد واقعیت مدل- وابسته به تناقض منجر می شود و …
    به نظر می رسد که این کتاب برای اقناع کردن طیفی از مخاطبان چنین کتاب هایی نوشته شده است و از نوع خطابه است که می خواهد طرف خودش را قانع کند بنابراین از آوردن مشکلات تئوری های کیهانی سرباز می زند و از برخی چیزها زیرکانه عبور می کند و …،
    من از مغالطات دیگری که در کتاب مذکور صورت گرفته است، فعلا صرفنظر می کنم اما یک چیزی را خواستم دوستانه و واقعا دوستانه با برخی از دوستان درمیان بگذارم.
    بنگرید!
    فرآوری خداباوری مثل فرآوری بسیاری از باورهای دیگر، یک آلگوریتم معینی دارد و اگر شما نتوانسته اید با کمک آلگوریتمی که در ذهن تان آن را به عنوان آلگوریتم معتبر باور کرده اید، آن را کسب کنید؛ لازم است در خصوص این که اساسا چه چیزی را باید باور کرد و آیا ما می توانیم هر چیزی که علم نتوانست آن را اثبات کند، از مجموعه ی باورهای خود خارج کنیم و یا اگر چیزی را علم به اثبات ( به معنای علمی اش) رسانید، آیا من باید آن را با عنوان ابزارانگارانه باور کنم یا آن را به عنوان یک واقعیت عینی و … تأمل کنید.
    داستان خدا مثل داستان فرضیه ی اتر و فلوژیستون و کیک کشمشی اتمی و … نیست زیرا برای این که این جور فرض ها را دور بیاندازیم، کافی است تا چند تا دانشمند آن را نادرست اعلام کنند و می بینیم که در چنین مواردی به سهولت این باورها طرد می شود اما خدا اینجور نیست. اگر می شد خدا را با این چیزهایی که هاوکینگ و داوکینز نوشته اند مثل فرضیه ی اتر آن را کنار گذاشت؛ تاکنون خدا هم مثل همان چیزها از ذهن و دغدغه ی انسان ها خارج می شد اما اینجور نیست؛ ( به قول دکتر یثربی همین حرف های هاوکینگ حاکی از آن است که او دغدغه ی خدا را دارد) زیرا وقتی شما تاریخ دشمنی های برخی فیلسوفان را با باور خدا بخوانید خواهید یافت که مبارزه های آفرادی مانند هاوکینگ در مقایسه با آن ها حقیقتا چیزی نیست و مغز اصلی حرف آقای هاوکینگ هم به حرف همان فیلسوفان بازمی گردد اما باز هم خدا از ذهن دانشمندان بزرگ کنار گذارده نشده است. کافر شدن به خدا یک چیزی جدیدی نیست.
    به هر صورت، با توجه به این که علم هرگز به نحو قطعی در مورد هیچ چیزی اظهار نظر نمی کند، این که برخی دوستان علمگرا در مورد خدا با این جزمیت و قطعیت راه انکار را در پیش گرفته اند خودش حاکی از تعصب و دور بودن از فضای علمی است. اگر با چنین تعصبی نگاه کنید به مسئله، هیچ امیدی به یافتن حقیقت نیست. من حرفم این است که اگر ولو یک اپسیلون احتمال می دهید که خدایی در این عالم هست ( که مطمئن باشید هست!!!) پس این جور به نحو جزمی او را انکار نکنید. و صرف این که او را انکار نکردید کافی است تا او را به رسمیت بشناسید. حرف من به نحو دوستانه این است:
    ۱- اگر نتوانسته اید تاکنون خدا را باور کنید؛ در آلگوریتم کشف باورها یک دقتی بکنید. مبادا تصور کنید که برای باور کردن یک چیز ( دقت کنید من دارم می گویم باور کردن یک چیز و نه فقط باور کردن خدا) باید آن را به نحو ریاضی و یا فلسفی دودوتا چهارتایی اثبات کنید. هرگز این جور نیست. اگر چنین تصوری از آلگوریتم کشف باورها دارید، ( بدون حساسیت روی خداباوری) در اشتباه هستید. این نگاه یک نگاه ارسطویی است و مطرود است.
    ۲- اگر در بند قبل موفق شدید؛ خواهید یافت که خدا را همان طور می توان باور کرد که بقیه ی چیزها را می توان باور کرد. من توضیح بسیار بلندی در این مورد دارم اما نمی خواهم آن را اینجا بیان کنم.
    ۳- اگر باز هم اصرارتان این بود که نه! همانا باید اثبات ریاضی برای باور کردن یک چیز داشته باشم؛ در این صورت پیشنهادمی دهم نظرات موجود در فلسفه ی ریاضی را یک مروری بفرمایید؛ و چند تا از باورهای ناظر به جهان خارج را به نحو ریاضی اثبات کنید تا بتوانید نادرستی حرف خودتان را بیابید.
    ۴- اگر باز هم گمان می کنید که حق با شماست؛ و نتوانسته اید به خداباوری دست یابید؛ در این صورت چون احتمال نبودن آن را بنابر نکات فوق که شرح دادم نمی توانید صفر کنید و با مراجعه ی کوچکی به خودتان چنین چیزی را خواهید یافت در این صورت به همان نحو که برای خطرات احتمالی نادیده گرفتن برخی خطرات احتمالی ولو با احتمال اپسیلون رویکردی احتیاطی را اتخاذ می کنید، در این موارد هم چنین کنید.
    ۵- اگر الا و لابد بنای دشمنی با خدا را دارید؛ دشمنی تان با او را از نوع دشمنی ایران با اسرائیل قرار ندهید؛ بلکه از نوع دشمنی ایران با آمریکا و اگر آقایی کردید از نوع دشمنی ایران با انگلیس قرار دهید؛ یعنی بیایید و خدا را به رسمیت بشناسید ولو به عنوان یک دشمن. ما با اسرائیل مخالف هستیم و او را اصلا به رسمیت هم نمی شناسیم. این جور برخورد کردن با خدا ( که احتمال وجود او را می دهید ولو یک احتمال کم) اصلا عاقلانه نیست. دولت ما با آمریکا دشمن است، اما در عین حال او را به رسمیت می شناسد اگرچه سفارتی برای آن ندارد و بالاخره با انگلیس هم دارد دشمنی می کند اما برای آن حتی سفارت هم دارد.
    برخی از کافران وطنی؛ به صرف این که نتوانسته اند به خداباوری برسند؛ تیغ را از رو بسته اند و خدا را به نهایت دشمنی اخذ کرده اند. چنین رویکردی اصلا در تراز یک آدم علمی و اهل مطالعه نیست؛ زیرا عاقلان برای احتمالات بسیار کوچک در صورتی که حجم خطر بسیار بالا باشد، حساب باز می کنند و این حداقل حسابی است که یک کافر عاقل می تواند در برابر این خطر احتمالی باز کند که او را به عنوان یک دشمن ولی دشمنی در حد انگلیس و آمریکا تلقی کند و نه در بدترین شکل دشمنی اش.
    ۶- معنای دشمنی با خدا همراه با به رسمیت شناختن او این است که قوانین ومقررات او را ولو نادرست می دانیم اما برایش احترام قائل شویم. بر علیه او چیزی ننویسیم. به عبارت دیگر به همان اندازه که برای خطراتی مثل تصادف اتومبیل مان هزینه می کنیم و یا برای ضدزلزله شدن خانه های مان پول خرج می کنیم؛ به همان اندازه هم برای اجتناب از خطراتی که متوجه معاندان با خداست نیز هزینه کنیم.
    ۷- اگرچه می دانم بعضی از مراجعه کنندگان سایت در مقابله با کامنت طولانی من جبهه خواهند گرفت؛ اما باز هم مسئله ای نیست. همین که برخی از دوستان به توسط این یادداشتی که من از روی تحقیق و با تکیه بر مبانی فلسفه ی ریاضی جدید نگاشته ام، تشویق شوند تا در مورد نحوه ی رسیدن به هر باوری تحقیق کنند، جای خرسندی است و این که بعضی ها نتوانند به برخی باورها برسند نیز نباید عجیب باشد.
    باز هم از این که فرصت کردید و این متن را مطالعه کردید تشکر می کنم.

    • سلام بر رضا عزیز
      من دانشجوی فیزیک نظری (کیهانشانسی و گرانش ) هستم . با توجه به علاقه ام به رویکرد فلسفی به علم و مطالعه کامنت بالا که فکر میکنم نسبتا منصفانه نوشته شده بسیار علاقه مند شدم تا نسخه ای از پژوهش های شما رو در زمینه نظریات هاوکینگ داشته باشم . اگر این امکان وجود دارد بسیار خوشحال میشم از طریق ایمیل زیر با هم بیشتر در ارتباط باشیم:
      mohsen.khodadi@gmail.com
      با سپاس
      محسن

  71. اول از همه ما نمیتونیم فلسفه ی خود خدارو هضم کنیم چه برسه به قبلش. ما وقتی میگیم خدا همین الان به مشکل خوردیم که خدا در یک کلمه گذاشتیم(چه برای اثبات چه برای رد چه برای…)یعنی نمیشه شرح داد انسان باید قبول کنه نمیتونه. در واقع این بحث یه غیرممکن که غیرممکنه این جارو باید دیگه بحث نکنیم به جای این مباحث که چگونه رمزگشایی کنیم این معمارو. بیاییم اینو یه معما نبینیم این یه حقیقت محض تمام نشدنی هست که دارید برای این موضوع: داستان یا دلیلی که قانعتون کنه میگید برای وجود یه چیز داریم دلیل هایی میاریم که باعث داستان سازی های الکی و بی ارزش میشن. همه دلایل شماها منظورم همه ی اسلام .متافیزیک .بی دین. خدانایاور. علم …دارن مشغول میکنن خودشونو به این جریان اثبات یا رد کردن خدا
    در ضمن من هیچگونه مدرکی هم در این ضمینه خداشناسی ندارم همچنین فیزیک نظری تجربی.من دانشجوی ارشد حسابداری ام اما تحقیقات زیادی کردم در این ضمینه ها(البته خیلی نیاز داشتم)
    به قول اینشتین که گفت میخاهم اندیشه های خدارا بشناسم مابقی جزییات است

  72. با سلام
    حقیقتا هم از مقاله خانوم ریاحی و هم از نظرات بیشتر دوستان لذت بردم
    در حد اختصار و توان،پرداختی به ۲مورد از نقدهای دوستان میکنم:
    جهان تصادفی:جهان اجازه خلقت چیزی از “هیچ” را می دهد، به شرط آنکه تمام قوانین طبیعت قبل از آن حاکم بوده بر روی ماده عمل کرده و تاثیر گذاری داشته باشند.در واقع این نیروها و قوانین ماده یا انرژی نبوده پیش از آغاز هستی وجود داشته اند
    و از آنجایی که مادّه و انرژى و امثالهم که علم، قدرت شعور و اراده ندارند و نمى‏توانند جهانى سراسر نظم و ترتیب و شعور و اراده و حیاتی چنین پیچیده و قانون مند خلق کنند نیاز به یک ناظر و خالق امری ضروری و بایسته مینماید
    از نگاهی دیگر اگر جهان زاده تصادف و اتفاق بود به هیچ عنوان ما قادر به شناسایی و استفاده از قوانین طبیعت از جمله فیزیک و شیمی نبوده هرآن احتمال تغییر و تحول در ترکیب عناصر و ماهیت قوانین فیزیک و ریاضی امری عادی می نمود!چراکه تکرار تجربه ای معین نتایج مختلفی بدست میداد.اما ما مشاهده میکنیم که میلیاردها سال است که اصول و قوانین هستی ثابت و بدون تغییر باقی مانده اند
    همچنین با توجه به اینکه در تمام نقل و انتقالات ماده و انرژی قسمتی از نظم آن از بین میرود و بخشی از طرح اولیه آن متلاشی میشود،طبیعت یا هستی نمیتواند طراح خود باشد.

    انسان و جهان بی هدف: نیروی جاذبه یکی از قوانین ثابت و قابل اندازه گیری طبیعت است که بر اساس آن تمام اجسام دنیا بنابر مقدار متغیر این نیرو در جسم یکدیگر را به سمت خود جذب می کنند.شدت و سرعت این جاذبه بستگی به فاصله و وزن اجسام از یکدیگر دارد.با این وجود ما هنوز نمی‌دانیم چگونه خواص بنیادین جهان با هم ترکیب می‌شوند و این پدیده را ایجاد می‌کنند. قوانین نیوتن و انیشتین به ما می‌گویند که گرانش چگونه عمل می‌کند اما از منشأ پیدایش آن چیزی بیان نمی‌کنند.حال با این تفاسیر نکته عجیب در این بین این است که زمین کوچک ما در مقابل خورشید بزرگ با شعاع جاذبه ۱۰۰ میلیارد کیلومتری و کرات بزرگ تر با قدرت جاذبه چندین برابری و در کش و واکش های بیرحمانه و فشارهای سنگین گرانشی بین سیاره ای نه تنها متلاشی نشده بلکه میلیاردها سال است که حتی از مدار حرکتی خود ذره ای هم منحرف نشده است. گذشته از این مقوله رمزآلود که متناقض با قوانین فیزیک ماست اگر نیروی جاذبه نبود حرکتی هم نبود.و در نبود حرکت “زمان” و “مکان” هم بدون مفهوم بودند.در واقع در صورت توقف گرانش در جهان هستی،کائنات و کهکشان ها دچار رکود شده مبدل به چیزی می شدند که هیچ تعریف و مفهومی برای آن نمی شود بیان کرد.با ذکر این دو مطلب میخواهم به جمله ای از سقراط ثانی،”موریس مترلینگ” اشاره کنم که:
    ما واقعاً شریک دنیا هستیم و زندگی ما ارتباط نزدیکی با زندگی ستارگان و زندگی ستارگان رابطه بسیار نزدیکی با زندگی ما دارد شما فکر کنید اگر این ستاره ها نبودند و با قوه جاذبه خود جاذبه زمین را خنثی نمیکردند در آن صورت فشار قوی جاذبه زمین بقدری زیاد بود که ما اصلا نمی‌توانستیم حتی دست ها و پاهای خود را تکان دهیم. پس اگر ما زندگی میکنیم و نفس میکشیم برای این است که تمام ستارگان و کهکشان های جهان وجود دارند یعنی همه چیز در جهان هست برای اینکه ما بتوانیم باشیم.

  73. تصادف درعلم بیمعناست.هرجایی که ما بگیم تصادفی مثلا الکترون بوجود امده یعنی از علم دور افتادیم.چراکه علم همیشه بدنبال دلیل است.اما خود تصادف هم دلیل دارد.مثال میزنم.فرضا من تیرانداز هستم وتصادفی ب شخصی تیر میزنم.تیری که ب شخص خورده تصادفی بوده اما تیر هم تیراندازی داشته یا خیر؟ایا من تیراندازش نبودم؟
    خانم ریاحی از مطالب خوب و عالی شما ممنون هستم وبسیار استفاده میکنم.رشته من هم فیزیک هست و از اینکه با سایت شما اشناشدم بسیار خوشحال هستم

  74. با سلام و عرض خسته نباشید. متاسفانه در تمام بحث هایی که در مورد اثبات وجود خدا هستند، از قضیه God of gaps استفاده شده. بدین ترتیب که ما از فلان فرآیند سر در نمیاریم بنابر این حتما کار خداست. همانطور که زمانی بود که فرایند هایی مثل بارش باران، خسوف، کسوف و … به خدا منتسب میشد، الان هم متاسفانه بیگ بنگ که نسبتا یک نظریه تایید شده است داره به خداوند منتسب میشه. البته هیچ کدوم از این ها دلیل بر وجود یا عدم خدا نیست. ولی این به اصطلاح gap ها یا شکاف ها روز به روز در حال کمتر شدن هستند.

    اینطور به نظرم رسید که در پاراگراف های آخر و یکی مونده به آخر، بیشتر نظرات شخصی نویسنده و برداشت های نیمه فلسفی مطرح شده اند.
    و در این مورد که : “چرا شما نباید به خودتان بگویید: قطعاً یک شعور فوق العاده باهوش، ویژگی های اتم کربن را طراحی کرده است، در غیر اینصورت احتمال پیدایش من از چنین اتمی از طریق نیروهای تصادفی طبیعت، ناچیز است؟” البته که باید این سوال را از خودتان بپرسید! تفسیر حقایق نشان می دهد که یک ابرشعور یا ابر عقل، این جهان را با فیزیک، شیمی و زیست شناسی خلق کرده است،چرا که نیروهای تصادفی طبیعت، قادر به انجام چنین کاری نیستند.” …..اولا من میپرسم چرا باید این رو به خودمون بگیم که خالقی با شعور فوق العاده وجود داره وقتی که دلایل علمی که به او نسبت میدیم، ذاتا هیچ نسبتی به او ندارن. در هیچ کجای معادلات فیزیک کلاسیک یا فیزیک کوانتوم، جایی برای خدا نیست ولی درک این مساله برای ما سخت هستش چون به قول لورنس کراوس، مغز ما برای فرار از شیر و پلنگ در آفریقا تکامل یافته نه برای درک Superposition یا Multiverse الکترون یا تئوری ریسمان.

    ثانیا علم فیزیک و ریاضی نیازی به “تفسیر” به اون معنی ندارند. چون در این نوشته ذکر شده که “با تفسیر حقایق…”. مسائل ریاضی قابل اندازه گیری و آزمایش، چه نیازی به “تفسیر” به معنی “اضافه کردن خالق نامرئی علی رغم عدم وجود دلیل و مدرک” دارند؟

    سخن آخرم جسارتا در مورد این پست این هستش که: علم نمیتونه وجود خدا رو اثبات کنه. تنها علمی که اثبات درش معنی داره علم ریاضی هستش. ۲+۲ = ۴٫ این اثبات میشه و هیچ مویی لای درزش نمیره. ولی علم نمیتونه وجود خدا رو اثبات یا رد کنه. علم میتونه به وجود یا عدم وجود خدا احتمال ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹%۹۹ بده. همین.
    با تشکر از مطلب زیباتون

ارسال نظر