کلاس درس کوانتوم، قسمت چهارم: اصل عدم قطعیت هایزنبرگ

22

در این قسمت از کلاس درس کوانتوم به سراغ یکی از ایده های بنیادی و البته عجیب، یعنی اصل عدم قطعیت هایزنبرگ می رویم و آن را کالبدشکافی می کنیم. با دیپ لوک همراه باشید…

ترتیب مقالات کلاس درس کوانتوم به شکل زیر است که تاکنون، سه قسمت از آن منتشر شده است. در قسمت چهارم، اصل عدم قطعیت هایزنبرگ را بررسی می کنیم.

  1. مقدمه (معرفی مکانیک کوانتوم- کوانتش انرژی-مدل اتمی بور)
  2. دوگانگی موج-ذره (آزمایش یانگ – اثرفوتوالکتریک-موج مادی)
  3. تابع موج (معرفی تابع موج – برهم نهی کوانتومی
  4. اصل عدم قطعیت هایزنبرگ
  5. تونل زنی کوانتومی
  6. اسپین
  7. تقارن
  8. فرمیون ها
  9. بوزون ها
  10. درهم تنیدگی کوانتومی
  11. افت و خیر خلاً (ذرات مجازی- اثر کاسمیر- تابش هاوکینگ)
  12. کامپیوترهای کوانتومی
  13. پارادوکس های کوانتومی
  14. تفسیرهای مختلف نظریه ی کوانتوم

معرفی اصل عدم قطعیت

در سال ۱۹۲۷ جوان نابغه ای به نام ورنر هایزنبرگ برای اولین بار، پای اصل عدم قطعیت را به فیزیک باز کرد. ابتدا این اصل را با یک جمله ی ساده تعریف کرده و سپس به سراغ توضیح مفصل آن می روم. اصل عدم قطعیت یک واقعیت بسیار مهم را به شما گوشزد می کند :

طبیعت، به شما اجازه نمی دهد همه چیز را به صورت یکجا در موردش بدانید، اما موضوع جالب تر هم می شوذ اگر بدانید طبیعت حتی خودش هم در مورد خودش، همه چیز را یکجا نمی داند!!

این یعنی اصل عدم قطعیت به زبان ساده. حال اجازه دهید با یک آزمایش ساده، آن را کمی روشن تر کنیم. فرض کنید یک تفنگ الکترونی داریم که به وسیله ی آن، الکترون ها را از درون یک شکاف کوچک شلیک می کنیم. در پشت شکاف و در فاصله ی معینی، یک صفحه ی آشکارسازی وجود دارد. در واقع این صفحه  مکان الکترون هایی که از شکاف عبور می کنند را مشخص می کند. اگر از کلاس درس قبلی یادتان باشد، به دلیل اصل برهم نهی، نمی توانیم  مکان برخورد هر الکترون به صفحه آشکارساز را پیش بینی کنیم. اما اگر تابع موج آن را بدانیم، می توانیم احتمال فرود الکترون در یک مکان خاص روی صفحه را محاسبه کنیم.

اصل-عدم-قطعیت-هایزنبرگ-1

حالا بیایید شکاف را اندک اندک، کوچک تر کنیم.  همه ی ما انتظار داریم که در اثر این کوچکترکردن، الکترون ها هم بخش باریک تری از صفحه ی آشکارسازی را اشغال کنند. در ابتدا، حدس ما درست است و الکترون ها قطعاً بخش باریک تر از صفحه ی آشکارسازی را اشغال می کنند. اما با کوچکتر شدن شکاف و گذشتن از یک مقدار مشخص، نتیجه کاملاً برعکس می شود، یعنی الکترون ها شروع به پخش شدن می کنند! انگار سروکله ی عدم قطعیت پیدا شده است.

اصل-عدم-قطعیت-هایزنبرگ-2

اصل عدم قطعیت، بیان می کند که جفت هایی از ویژگی های فیزیکی وجود دارند که نمی توان مقدار دقیق آنها را به طور همزمان بدست آورد. مشهورترین جفت، اندازه حرکت و مکان هستند. اندازه حرکت یا تکانه، حاصلضرب سرعت در جرم است. البته در مورد تکانه، تعریف فیزیکی کاملاً سرراستی وجود ندارد، اما می توان آن را به معنای “شوق حرکت یک شی” دانست. اصل عدم قطعیت می گوید، هرگاه شما یکی از این دو ویژگی را (مکان یا اندازه حرکت) به دقت اندازه گیری کنید، در مورد ویژگی دیگر، دچار بی دقتی خواهید شد. یعنی اگر مکان یک ذره را به صورت کاملاً دقیق اندازه گیری کنید، بی دقتی زیادی در اندازه حرکت به وجود خواهد آمد. پس نمی توانید مقدار دقیق هر دو ویژگی را به طور همزمان در اختیار داشته باشید. اگر یکی از آنها را دقیق تر اندازه بگیریم، عدم قطعیت یا نادقیقی در دیگری بیشتر می شود. جفت ویژگی معروف دیگر، زمان و انرژی هستند و تمام موارد بالا برای این دو کمیت نیز صادق است.

اجازه دهید دوباره به آزمایش بالا بازگردیم. اگر شکاف را باریک تر کنیم، عدم قطعیت در مورد مکان الکترون ها، کاهش می یابد، اما عدم قطعیت اندازه حرکت آنها افزایش یافته و در نتیجه محدوده ی بزرگتری از صفحه ی آشکارساز را اشغال کرده و به اصطلاح پخش می شوند.

کمی کمٌی تر!

 شکل ریاضی اصل عدم قطعیت در مورد جفت  اندازه حرکت و مکان و همچنین جفت انرژی و زمان یک ذره به صورت  زیر بیان می شود:

اصل عدم قطعیت هایزنبرگ

بنابراین حاصلضرب دو ویژگی مورد نظر، همیشه مساوی یا بزرگتر از مقدار ثابت پلانک کاهش یافته تقسیم بر دو است. شاید بپرسید این روابط چگونه به وجود آمده اند؟ به بیان ساده، این روابط حاصل یک اصل عمومی تر در مکانیک کوانتومی هستند و آن، جابه جایی ناپذیری اپراتورهاست. برای پاسخ دادن به این سوال باید ریشه های ریاضی پیدایش اصل عدم قطعیت هایزنبرگ را بررسی کنیم که این کار را در کلاس های درس تخصصی کوانتوم انجام خواهیم داد.

ریشه ی فیزیکی پیدایش اصل عدم قطعیت

اگر بخواهیم ریشه ی فیزیکی اصل عدم قطعیت را توضیح دهیم، فقط یک انتخاب داریم: دوگانگی موج-ذره. (برای توضیح ببیشتر در مورد دوگانگی موج-ذره، قسمت دوم کلاس درس را مطالعه کنید). برای روشن تر شدن موضوع، باید به تفاوت بین موج و ذره توجه کنیم. در واقع یک ذره، در یک مکان مشخص قرار دارد، در حالیکه موج یک موجود پخش شده در فضاست و محدوده ای از مکان ها را دربر می گیرد. اندازه حرکت یک ذره، محدوده ای از مقادیر را دارد، در حالیکه اندازه حرکت یک موج، کاملاً دقیق و معلوم است. حالا یک موجود چطور می تواند به طور همزمان این دو ویژگی (موج و ذره بودن) را داشته باشد؟ پاسخ مشخص است! یک چیز، هیچ وقت نمی تواند به طور کامل موج یا ذره باشد، بلکه باید مخلوطی از این دو باشد. به همین دلیل است که اصل عدم قطعیت پدیدار می شود. در واقع در دو معادله ی ذکر شده در بالا، مکان (x) مربوط به خاصیت ذره بودن و اندازه حرکت (p) مربوط به خاصیت موج بودن است. شما نمی توانید یک موج خالص ( دقیق ترین x) و یک ذره ی خالص (دقیق ترین p) را به طور همزمان داشته باشید!

یک اشتباه بنیادی

برخی از افراد برای توضیح اصل عدم قطعیت، یک اشتباه بنیادی را مرتکب می شوند. آنها اصل عدم قطعیت را اغلب با اثر ناظر اشتباه می گیرند. اثر ناظر یا مشاهده گر، پدیده ای است که در اثر مشاهده ی سیستم کوانتومی یا به عبارت بهتر، اندازه گیری آن، به وجود می آید. یعنی زمانیکه یک سیستم کوانتومی، مورد اندازه گیری قرار می گیرد،دچار اختلال شده و در نتیجه حالت اصلی آن (قبل از اندازه گیری) تغییر می کند. در واقع اثر ناظر، نتیجه ی اصل برهم نهی است.

استدلال اشتباه افراد (از جمله خود هایزنبرگ!!) این بود که با نگاه کردن به سیستم، فوتون های نوری به الکترون ها برخورد کرده و مکان آنها را تغییر می دهند، در نتیجه اندازه گیری ما باعث به وجود آمدن عدم قطعیت می شود. اما  این پدیده، هیج ربطی اصل عدم قطعیت ندارد، زیرا عدم قطعیت در مورد مکان و اندازه حرکت یک ذره ی کوانتومی، همیشه و  بدون توجه به حضور یک ناظر یا مشاهده گر رخ می دهد. پس یادمان نرود  عدم قطعیت یک ویژگی ذاتی طبیعت بوده و در تاروپود آن تنیده شده است!

 

زاده ی اردیبهشت ۶۹ و دانشجوی دکترای شیمی کوانتوم محاسباتی در دانشگاه شهید بهشتی است.او علاقمند به دنیای کوانتوم، تکنولوژی، فوتبال و موسیقی (رپ/راک) بوده و علاوه بر سردبیری دیپ لوک، به طراحی وب و نویسندگی در گجت نیوز، بیگ تم و ماهنامه GB جی اس ام مشغول است.

گفتگو۲۲ دیدگاه

  1. سلام سرکارخانم ریاحی
    من غالبا مقالاتتان را میخوانم هم خوب می نویسید هم مقالات خوب می نویسید اما ببخشید در بخش (احتمالاً این مقالات هم برای شما جذاب خواهد بود) اگر دقت بفرمایید به نظر نمی آید که عناوین تایتل ها زیر عکسها رنگ سبز خیلی واضح نیست و از طرفی چشم را اذیت می کند برای ناظر این نوع رنگ در طیف رنگها از درک شناختی خیلی پایین برخوردار است و هم آزاردهنده است البته باز عذرخواهی میکنم شما استاد مایید . موفق باشید

    • ناهید سادات ریاحی

      مرسی از توجهتون دوست خوبم. رنگ مورد نظر هم که فرمودین اصلاح شد

  2. سلام
    سوالی که دارم اینه که خود دستگاه مشاهده گر در آزمایش دوشکاف از چه چیزی ساخته شده و چطور کار میکنه؟چرا هیچ مقاله ای راجع به خود مشاهده گر وجود نداره؟
    هر مطلبی که میخونی فقط نوشته پس از مشاهده،موج احتمال فرو میپاشه ولی تو هیچ مطلبی ننوشته که خود این مشاهده چطور صورت میگیره.
    به نظرم یکی از مطالب سایت را فقط به بررسی دستگاه های ردیاب و مشاهده گر اختصاص بدید.

    • ناهید سادات ریاحی

      دوست خوبم، مسئله ی اندازه گیری در مکانیک کوانتوم، یکی از جنجالی ترین مفاهیم هستش و هنوز در موردش، یک توافق عمومی وجود نداره، در واقع دانشمندان در مورد اینکه دقیقاً در کدوم مرحله از اندازه گیری، فروریزش تابع موج رخ میده، توافق ندارن و در واقع فرآیند اندازه گیری هنوز ابهامات زیادی داره. اما به هر حال سعی می کنم یه مقاله برای روشن تر کردن این فرآیند بنویسم

  3. همه ی اینها درست.
    اما در آزمایش دو شکافی بالاخره با یک دستگاه یا با یک روشی عمل مشاهده را انجام دادند.
    میخواستم بدونم که این دستگاه چیه؟

    • ناهید سادات ریاحی

      اگه منظورتون دتکتور یا آشکارسازه که در آزمایش یانگ، یک فیلم یا صفحه ی آشکارساز موج، نقش دتکتور رو بازی میکنه. اما چیزی که اینجا مهمه، فرآیند اندازه گیریه نه نوع دتکتور به کاررفته

  4. من فکر میکنم در اینجا ما با یک سوء برداشت مواجهه هستیم!!!. ذرپاراگراف اول شما دربحث موج و ذره ظاهرا اون رابطه را با فرمول لویی دوبروی اشتباه گرفتید!!! الکترونها اگر بصورت تکی تکی با آن برخورد شود رفتار ذره ایی دارند اما اگر ما با انسامبلی از ذرات مواجهه باشیم رفتار موجی میبینیم که اگر ازمایش دوشکاف را بدقت مطالعه کنیم میبینم اگر پشت دوشکاف منبع نوری (به عنوان ناظر) قرار دهیم دیگر هیچ اثری از تداخل مشاهده نمی شود بنابراین خود مسله موج -دره ایی که یک فراورده برامده از یک مسله بنیادی در سطح ریزمقیاس به نام ” اندازه گیری” است. برام واقعا عجیبه که شما با این صراحت هایزنبرگ بنده خدا !!! رو محکوم به اشتباه بنیادی میکنید . باور کنید فیزیک پیشه گاههای بزرگان کشورمان هم چنین اعتماد به نفسی رو ندارن!!!!! من فکر میکنم استدلال هیزنبرگ این بود که این یک خطای رایج در انذازه گیری نیست که با پیشرفت تکنولوژی مرتفع شود بلکه یک خطای ذاتی است از این لحاظ که ما در طبیعت همه چیز را اطریق نور که خود محدود و متناهی هست انذازه گیری میکنمیم. اتفاقا این خدمتی بود که انیشتین با اصل موضوعه خود در نسبیت به کوانتوم کرد. اگر نور دارای سرعت نامتناهی بود این محدودیت در انذازه گیری هم وجود نداشت. لطفا منو ببخشید که صریح مینویسم اما اگر قرار آموزش داده بشه سعی کنیم عبارات استاندارد تر و بدون هیچ گونه قضاوت شخصی وارزش گذاری، رو بنویسیم و اگر هم منبع معرفی بشه دیگه شک و شبهه هم ازبین میره. با سپاس از زحمات شما

    • ناهید سادات ریاحی

      دوست عزیز منظورتون از پاراگراف اول و رابطه ی مربوط به دوبرروی رو متوجه نشدم، من فقط یه جا رابطه ی ریاضی رو آوردم که همون رابطه ی اصلی اصل عدم قعطیت هست و پاراگراف های اولیه هم برای تفهیم اصل عدم قطعیت هست.
      دوم در مورد هایزنبرگ نیازی به اعتماد به نفس نیست، چون آزمایشی که او برای عدم قطعیت مطرح کرد (میکروسکوپ هایزنبرگ) بیانگر این بود که این عدم قطعیت رو مربوط به فرآیند اندازه گیری هم میدونه که بعدها معلوم شد اینطور نیست و بدون اندازه گیری، طبیعت دارای عدم قطعیت هست.
      این هم دو مقاله در مورد تفسیرهای اشتباه اصل عدم قطعیت هایزنبرگ:
      http://www.scientificamerican.com/article/common-interpretation-of-heisenbergs-uncertainty-principle-is-proven-false/
      دقیقا پاراگراف سوم

      http://plato.stanford.edu/entries/qt-uncertainty/#HeiArg
      پاراگراف پنجم همین سکشن

  5. منظورم ازرابطه دوبروی این بود که این رابطه هست که بطور صریح نشان میده هیچ ذره ای به معنای مطلق ذره نیست وبالعکسش. زیرا در اون رابطه ضرب تکانه (ذره) وطول موج (موج ) میشه یک مقدار ثابت بنیادی . در مورد این لینکی هم گذاشتید خیلی ممنون برام واقعا جالب بود البته توضیح کاملی پیرامون جزیات نمیده اما چیزی که بسیار مشهوده اینه که مسله اندازه گیری الزاما مولد به وجود امدن عدم قطعیت نیست وبه نوعی ظاهرا آزمایشی در تضاد با این ادعا طراحی شده که نشون میده عدم قطعیت در طبیعت در غیاب ناظر هم وجود داره (البته در سطح ریزمقیاس) که اگه تایید نهایی بشه تبعات فلسفی و فیزیکی جالبی باید به دنبال داشته باشه. اما این هم قویا متذکر شوم حالا که بر فرض انکه ریشه عدم قطعیت مسله اندازه گیری نیست نباید دچار هیجان بشیم وبگیم این یک ویژگی ذاتی طبیعته ما بیشتر اوقات که برای دلیل پدیده ای دلیلی نداریم اونو مرتبط به ذات میکنیم. نتیجه گزارش شده در لینک اول ایا در ژورنال معتبری چاپ شده ؟ درضمن اون ازمایش میکروسکوپ هایزنبرگ هم یک ازمایش ذهنی بود. اما وجهه مشترک هر دو تعبیر یعنی هایزنبرگ و نتیجه ازمایشات اخیر فارغ از درستی راجعبه منشاه عدم قطعیت ، اینه که این یک عدم قطعیت رفع نشدنی و به تعبیری ذاتیه به این معنا که در تعبیر هایزنرگ به علت محدویت به وجود امده در اثر برهم کنش بین ناظر و دستگاه و در تعبیر جدید به علت یک محدودیت ماهوی خود طبیعت در خودش و مستقل از ناظر. واقعا جالبه باید بیشتر روش فکر کرد . نویسنده های اون مقاله بدون درر نظر گرفتن این موضوع که دانشجوهای فیزیک نتایج کار افرادی مثل انها را در کتاب های رسمی مکتوب میشه رو میخونن بنابراین در اصل کسان دیگر هستن که دارن پیرامون این مسله اشتباه میکنن . مرسی از شما که باعث شدید من با مسله های عمیقتری مواجهه بشم وسوژه بیشتری برای فکر کردن

    • ناهید سادات ریاحی

      دوست عزیز رابطه ای که من گذاشتم دقیقا مربوط به اصل عدم قطعیت هست و رابطه ی دوگانگی موج ذره ی دوبروی این هست: >> اینجا

      دوما اینکه کاملاً تایید شده هست که اندازه گیری هیچ تاثیری در به وجود اومدن عدم قطعیت نداره، بلکه این ذات کوانتومی طبیعت هست که دچار عدم قطعیت هست. این چیزیه که از ریاضیات کوانتوم بدست میاد، درست زمانیکه میخوایم روابط جابه جاگری اپراتورهای اندازه حرکت زاویه ای رو بررسی کنیم. بنابراین این عدم قطعیت خود به خود سروکلش در معادلات ظاهر میشه. برای مطالعه ی بیشتر دو تکست بوک مهم رو معرفی میکنم،(که هر دو هم در دانلود کده ی دیپ لوک موجوده و لینکش رو در زیر گذاشتم) جایی که دقیقا اصل عدم قطعیت خودش رو نشون در معادلات پدیدار میشه:
      کتاب رویکرد مدرنی بر مکانیک کوانتومی نوشته ی تازوند صفحه ی ۷۸ >> اینجا

      کتاب مکانیک کوانتومی نوشته ی مک اینتایر صفحه ی ۵۶ >> اینجا

  6. اون رابطه عدم قطعیتی که نوشتید کاملا درست بود اما من منظورم اینه رابطه دوبروی به زیبای مفاهیم موج و ذره رو نشون میده درواقع برای اولین بار این شازداه فرانسوی بود که برای ذرات هم موج مادی مفروض گرفت که اصلا ماهیت این موج چیه خودش از سوالات باز و بی پاسخ فیزیک کوانتومی هست. بهرحال شما هم لطف کردید رابطه رو معرفی کردید محض اصلاع بنده !!!!!!!!!!!!!بگذریم مناقشه بر سر این مسله نیست. این مطالبی که شما در ادامه نوشتید رو که چیز تازه ای نیست و هردانشجوی کارشناسی میدونه من هم کم وبیش ارشون مطللع ام!!!!!!بازهم مرسی از یاداوری شما . برای معرفی اون دو منبع هم سپاسگزار بخصوص اولی که بعضا در مقطع ارشد جای جی جی ساکورایی تدریس هم میشه. من فکر میکنم من و شما علیرغم برداشت مشترکمان از ان مقاله تجربی پیرامون انتقال آن اختلاف نظر داریم . شما اصرار دارید بگویید اندازه گیری هیچ تاثیری در به وجود امدن عدم قطعیت نداره بلکه این ذات کوانتومی طبیعتو… خانوم ریاحی عزیز این آزمایش با فرض تاییدش(که من هنوز نمیدونم در کدام ژورنال چاپ شد) فقط مثال نقضی هست بر توجیه هایزنبرگ وهیچ بحثی از ذات طبیعت و اینجور چیزانشده بنابراین ما بعداز ۷۰ یا ۸۰ سال شاید هم ۱۰۰فعلا متوجه شدیم توجیه قبلی مان ایراد دارد و جهانشمول نیست بلکه دارای مثال نقضی هست. بنابراین من به عنوان یک دوست وهمکار علمی توصیه میکنم کمی با ادبیات ملایم تری این مباحث را منتقل کنیم چون همه مخاطب های شما یقینا expert نیستند. وحتی الممکن از واژه گان مثلی ذات و این جور چیزا کمتر استفاده کنیم و بحث رو از وضعیت علمیش به فلسفی سوییچ ندیم اجازه دهید در پست بعدی راجع به ریاضیات کوانتوم که شما اشاره کردید کمی توضیح دهم

  7. ریاضیات کوانتوم یک ریاضیات محض ومجردنیست بلکه مبتنی بر شواهد تجربی!!!. اجازه دهید بحث رو بدین شکل آغاز کنم بعداز اینکه لویی دوبروی بحث موج مادی را در دانشگاه پاریس مطرح میکنه که با بی میلی شدید جامعه فیزیک رزوزگارخودش مواجهه میشه (بجز انیشتین که قویا از دوبروی حمایت کرد) دو ازمایش تاریخی ، Davisson-Germer و doubel-slit تایید تجربی بر ادعا دوبروی بودند. اما زبان نظری فیزیک ریاضیات است بلا شک، از اینرو این نتایج شگفت اور میباست فرمولبندی میشد که منجر به فرمول بندی کوانتم در سه شکل، شرودینگری، هایزنبرگی و دیراکی شد. درواق اون روابط جابجاگری که معروف به Dirac-braket هستند تناظر کلاسیکی Poisson-braket هستند. درواقع این ریاضیات ساخته شده تا بتونه فرمولبندی نظری را به وجود بیاره برای توجیه پدیده های طبیعت. برای همین هست که بسیاری فیزیک بنیادی کارها این نظریه را Pragmatism (عمل گرا) میدونن زیرا بسیار خوب کار میکنه وتوجیه میکنه . مسله اندازه گیری و بحث عدم قطعیت بین جفت مشاهده پذیرهای فیزیکی همچنان برقراهست فقط ظاهرا اولی مولد دومی نیست

    • ناهید سادات ریاحی

      دوست خوبم، شما با خودتون چند چند هستید؟! این جمله یعنی چی؟ “اون رابطه عدم قطعیتی که نوشتید کاملا درست بود اما من منظورم اینه رابطه دوبروی به زیبای مفاهیم موج و ذره رو نشون میده درواقع برای اولین بار این شازداه فرانسوی بود که…” خب من چیکار به رابطه ی دوبروی دارم؟! من میخواستم عدم قطعیت رو توضیح بدم و رابطه ش رو آوردم که البته شما اشتباه کردید و فکر کردید رابطه ی دوبروی هست!
      دوم اینکه من این مطالب رو برای عامه می نویسم، پس مهم نیست که دانشجویان کارشناسی اینها رو میدونن، اون فرض رو برای کلاس درس تخصصی خواهم گذاشت.
      سوم اندازه گیری هیچ هیچ هیچ تاثیری بر عدم قطعیت ذاتی طبیعت نداره. در واقع هایزنبرگ در سال ۱۹۲۷ زمانیکه به دنبال حذف مسئله ی مسیر از مکانیک کوانتومی بود، در جاییکه انتظارش رو نداشت به این عدم قطعیت ها رسید و در اون برهه برای توجیه این عدم قطعیت، مسئله ی اندازه گیری رو پیش کشید (میکروسکوپ هایزنبرگ)، اما همه چیز در سال ۱۹۳۵ و با پارادوکس EPR تغییر کرد، جاییکه اینشتین مدعی شد این توجیه اشتباهه و نمیتونه برخی آزمایش ها رو توجیه کنه.
      چهارم: ریاضیات کوانتوم، کاملاً مجرد هست، یعنی یک ریاضیدان میتونه بدون هیچ گونه دانش فیزیکی، یک فضای هیلبرت بسازه که تمام مکانیک کوانتومی که ما می شناسیم در اون ظهور کنه، اما از نظر تاریخی، این شواهد تجربی بودند که به ساخته شدن این فضا و تکمیل پازل کمک کردند، چون هیچ ریاضیدانی نیازی احساس نمیکرد باید این فضای مجرد رو بسازه.

  8. با سلام و احترام: اینجانب احمدی رئیس آزمایشگاههای مجتمع مس سونگون هستم. جهت محاسبه و اندازه گیری عدم قطعیت آنالیزهای Wet و دستگاهی نیاز به یک رفرنس خوب و کاربردی دارم در صورت امکان راهنمایی بفرمایید.

  9. سیدمرتضی موسویان

    سلام وعرض ادب
    ی آزمایش میشه اینطور باشه که مثلاحرکت – انرژی اندازه گیر بشند و مکان -زمان اندازه گرفته بشه. وقتی داده هارو کنارهم بزاریم وبه صورت حرکت-مکان و انرژی-زمان در بیاریمش دچار بی دقتی بشیم وخوب عدم قطعیت رفت پی کارش نه؟
    خوب ببیند وقتی ما هم رفتار موجی رو درست وجدا بسنجیم وهم رفتار ذره ای رو خوب باید به قطع مکان وحرکت ی هرچی دقیق باشه یعنی نمیشه ی ذره اگه یجور باشه یجاست اگه یجوردیگه باشه ی جای دیگست!
    حالا بازم از میکروسکپی خارج میشه ولی مثال بهتری ندارم،مثلا من میتونم به ظاهر فرد شجاعی باشم ولی در اصل نیستم تا وقتی درمکان وزمان خاص مشاهده گری ببینه که من شجاع نیستم.ولی در اصل من یک صفت دارم واون ترسه.
    حالا اگه من تو مکان دقت زیادی بکنم نیاز ولزومی نداره تو حرکت اشتباه کرده باشم.مثل توپی که ی بازی ساز میفرسته اگر مکان وسرعت وبدونه حرکت وانرژیشم هم تابع اون میشه.
    ممنون که وقت میزاری وببخش اگر سطحی به نظر میاد.

  10. سلام، سپاسگزارم از کار با ارزشی که میکنید. اگه امکانش هست این جمله که در متن بالا اوردید بیشتر توضیح دهید. اندازه حرکت موج را بر خلاف ذره چرا میتوان دقیق حساب کرد؟

    در واقع یک ذره، در یک مکان مشخص قرار دارد، در حالیکه موج یک موجود پخش شده در فضاست و محدوده ای از مکان ها را دربر می گیرد. اندازه حرکت یک ذره، محدوده ای از مقادیر را دارد، در حالیکه اندازه حرکت یک موج، کاملاً دقیق و معلوم است. حالا یک موجود چطور می تواند به طور همزمان این دو ویژگی (موج و ذره بودن) را داشته باشد؟

    • ناهید سادات ریاحی

      سپاسگزارم دوست عزیز. در مورد دوگانگی موج ذره، باز هم پای اصل عدم قطعیت در میونه، در واقع حرفای شما کاملا درسته، به جز یه تیکش! و اون عبارت کاملا دقیق و کاملا مشخص هست! زیرا اصل عدم قطعیت میگه هیچ کاملا دقیقی وجود نداره و در هر کمیتی که اندازه گیری می کنید، همیشه مقداری عدم قطعیت وجود داره، در واقع یک موجود ذره گونه، دارای مکان تقریبا مشخص و اندازه حرکت بسیار ناچیز (اما نه صفر) هست و در مورد موجود موج گونه، برعکس.

  11. نه، منظورم این نبود!. این یک قسمت از متنی است که شما تو کلاستون ارائه دادید:
    “در واقع یک ذره، در یک مکان مشخص قرار دارد، در حالیکه موج یک موجود پخش شده در فضاست و محدوده ای از مکان ها را دربر می گیرد. اندازه حرکت یک ذره، محدوده ای از مقادیر را دارد، در حالیکه اندازه حرکت یک موج، کاملاً دقیق و معلوم است. حالا یک موجود چطور می تواند به طور همزمان این دو ویژگی (موج و ذره بودن) را داشته باشد؟”
    سرکار خانم ریاحی سوال من در مورد گزاره هایست که در متن بالا امده:
    چرا ذره مکانش مشخص است؟
    چرا اندازه حرکت موج، کاملا دقیق و معلوم است و برای ذره چنین نیست؟
    سپاسگزارم از حس توجه تون

ارسال نظر


*